توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

هایلایت کتاب | کتابخانه نیمه شب (دو)

کتاب کتابخانه‌ نیمه شب روایت دختری‌ست که در اوج اندوه و استیصال، با شکل‌های دیگر زندگی‌اش مواجه می‌شود و می‌بیند که در هر دوره‌ای تصمیم‌های متفاوت چطور می‌توانستند برایش زندگی متفاوتی بسازند. دختر هر کتاب را که برمی‌دارد به مسیر یکی از تصمیم‌های نگرفته‌اش می‌رود و می‌تواند انتهای آن تصمیم را ببیند. او در یک زندگی به رویایش می‌رسد و یک یخچال‌شناس می‌شود، در زندگی دیگر شناگری معروف و در زندگی بعدی یک خواننده. او همین‌طور بین زندگی‌های مختلفی که می‌توانست داشته باشد سر می‌خورد و تک‌تک حسرت‌هایش را می‌بیند. همه‌ی ما با خواندن رمان کتابخانه نیمه‌شب بخشی از خودمان را می‌بینیم؛ خودمان را که به‌خصوص در موقعیت‌های سخت مدام حسرت موقعیت‌های ازدست‌رفته را می‌خورد و فکر می‌کند کاش زندگی امکان عقب‌گرد داشت. (جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده هایی از کتاب کتابخانه نیمه شب :

هایلایت کتاب | کتابخانه نیمه شب (یک)

کتاب کتابخانه نیمه شب داستانی از مت هیگ است که شما را به این فکر می‌اندازد که اگر زندگی دیگری را تجربه می‌کردید چه روزگاری داشتید. همه‌ی ما در برهه‌ای از زندگی با هجوم «اگر»ها مواجه شده‌ایم. اگر در بزنگاه‌ها انتخاب‌های دیگری داشتیم، اگر زندگی دیگری داشتیم، اگر اتفاقات شکل دیگری رقم می‌خوردند و اگر و اگر و اگر... کتابخانه‌ نیمه‌شب اثری در مورد تحقق همین اگرهاست؛ رمانی خواندنی به قلم مت هیگ که به رویای دور و مشترک انسان‌ها، یعنی تجربه‌ی شکل‌ها و مسیرهای دیگر زندگی می‌پردازد. (جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده ای از کتاب کتابخانه نیمه شب :

هایلایت کتاب | قمار باز (پایانی)

پارت آخر بریده و معرفی کتاب قمار باز اثر داستایوفسکی 

این کتاب به نوعی اتوبیوگرافی داستایفسکی نیز است و خود او الهام‌بخش این داستان است چرا که او از سال ۱۸۶۳ تا چند سال پس از نگارش رمان قمارباز (سال ۱۸۷۱) به قمار مشغول بوده است. داستایفسکی در قمارباز، علاوه بر روایت داستان الکسی، به جنون سیری‌ناپذیر انسان برای دست‎یابی به منافع مادی زندگی پرداخته و همچون اغلب آثارش با زبردستی شخصیت‎‌های چندبعدی داستانش را به لحاظ روان‌شناختی کالبدشکافی می‎‌کند.

 

داستان نگارش و انتشار کتاب قمار باز نیز تقریباً به اندازه خود رمان جالب است. داستایفسکی به دلیل بدهی‌هایش به ناشر روسی استلوفسکی، قراردادی را می‌بندد که بتواند یک رمان را در ۳۰ روز به پایان برساند یا حق انتشار همه آثار گذشته و آینده‌اش را از دست بدهد. در این قرارداد داستایفسکی متعهد شده بود که اگر او تا تاریخ ۱ نوامبر ۱۸۶۶ رمانی را تحویل ندهد، استلوفسکی حق انتشار آثارش را به مدت ۹ سال، تا ۱ نوامبر ۱۸۷۵، بدون هیچ‌گونه جبرانی به دست آورد. به خاطر همین قرارداد داستایسفکی این کتاب را در ۲۶ روز نوشته است. نگارش سریع و عوامل استرس‌زای همین قمار داستایفسکی به لحن شیدایی رمان می‌افزاید.

هایلایت کتاب | قمار باز (دو)

کتاب قمارباز رمان کوتاهی از نویسنده‌ی بزرگ ادبیات روس، فئودور داستایوفسکی، است که در سال ۱۸۶۶ منتشر شده است. در این رمان کوتاه تاریک و جذاب، داستایفسکی داستان الکسی ایوانوویچ، معلمی جوان را روایت می‌کند که در خانواده یک ژنرال روسی کار می‌کند. الکسی سعی می‌کند از دیوار نظم مستقر در روسیه عبور کند، اما در عوض در مارپیچ رو به پایین بی‌پایان شرط‌بندی و باخت غرق می‌شود. اعتیاد شدید و اجتناب‌ناپذیر او با رابطه او با خواهرزاده مرموز و در عین حال ماهر ژنرال، پولینا، برجسته می‌شود.(جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده های کتاب قمار باز :

هایلایت کتاب | قمار باز (یک)

داستایفسکی در کتاب قمارباز به شیوه‌ی خود مسائلی مانند عشق،‌ خودسر بودن، اعتیاد و کمال‌گرایی را مورد بررسی قرار داده است. او با توصیف دقیق شرایط زندگی آلکسی لوهین، به خواننده نشان می‌دهد که چگونه اعتیاد به قمار و اعتیاد نمادین به مادیات، می‌تواند به فرد زندگی سخت و دردناکی را تحمیل کند و او را به نابودی برساند.(جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده هایی از کتاب قمار باز :

هایلایت کتاب | نبرد من (پایانی)

بیاید قبل از پایان پارت آخر هایلایت کتاب نبرد من یکم از زندگی نامه هیتلر بدونیم و در ادامه مطلب هم زندگی نامه اون رو خلاصه وار تکمیل کنیم و چند جمله هم از کتاب قرار بدیم و پروژه کتاب نبرد من رو ببندیم واقعا این زندگینامه و کتاب پر از نکات ارزشمند و تاریخی مهمی میباشد.

 

درباره آدولف هیتلر

آدولف هیتلر در سال 1889 در اتریش متولد شد. او یک سیاستمدار آلمانی و رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان بود. او در سن 18 سالگی از ارثش استفاده کرد و برای تحصیل هنر به وین رفت اما در دانشگاه قبول نشد. هیتلر در این دوره از زندگیش با ایده‌های ضد یهودی آشنا شد که این مسئله منجر به ایجاد دیدگاه‌های سیاسی فاشیستی‌اش در او شد. وقتی که جنگ جهانی اول شروع شد، هیتلر برای رفتن به ارتش آلمان اقدام کرد. او احساس می‌کرد رهبران به کشورشان خیانت کرده‌اند، و آلمان بسیار تحقیر شده و مجبور است تمام هزینه‌های جنگ را نیز بپردازد. بعد از پایان جنگ هیتلر به کمک همکارانش حزب کارگری سوسیالیست ناسیونالیسم یا نازی را تشکیل دادند.

هایلایت کتاب | نبرد من (دو)

هنگام نوشتن بخش‌های اول این کتاب منشی هیتلر در ویرایش این کتاب به او کمک کرد و اکنون بعد از 70سال که از مرگ هیتلر گذشته است، این کتاب به عنوان جریان سیاسی و فرهنگی آن زمان خوانده می‌شود. این کتاب بعد از جنگ جهانی اول این کتاب برای آلمانی‌ها به عنوان شروعی دوباره بود، اما امروزه این کتاب فقط نشان می‌دهد یک دیکتاتور چطور فکر می‌کند و ما را نیز وادار می‌کند مثل او فکر کنیم.

 

متن کتاب نبرد من از عبارات و کنایه‌ها پر است. آدولف هیتلر نظریات «کارل فون کلاوزویتس» که یک نظریه‌پرداز نظامی است را در کتابش می آورد، هم‌چنین او زبان مبارزه‌اش را از تفکر اجتماعی «داروین» در قرن نوزدهم سرچشمه گرفته است. این کتاب توسط مترجم‌های زیادی در سراسر دنیا ترجمه و به چاپ رسیده است.

 

در ادامه مطلب به بررسی بیشتر و جملاتی از کتاب اشاره خواهیم کرد.

 

هایلایت کتاب | نبرد من (یک)

کتاب نبرد من بعد از انجیل پرفروش‌ترین کتاب در آلمان بود و حتی تا سال‌ها در مدرسه نیز تدریس می‌شد. بخش اول این کتاب زمانی که آدولف هیتلر در باواریا زندانى بود نوشته شد. در این کتاب درمورد اینکه چگونه هیتلر راهی آن دژ شد و اتفاقاتی که رخ داد صحبت شده است. 

 

آن زمان، دوره‌ای بود که ناپلئون امپراطورى آلمان را با خاک یکسان کرده بود و سربازان فرانسوى همه‌جای آلمان بودند. بخش دوم این کتاب بعد از آزادی هیتلر از زندان نوشته شد. از وسط‌های دهه 1930 این کتاب به زوج‌هایی که تازه ازدواج کرده بودند از طرف دولت هدیه داده می‌شد. 

 

تا پایان جنگ جهانی دوم حدود یازده میلیون نسخه از این کتاب منتشر شده که یا رایگان توزیع می‌شد و یا به اجبار خریداری می‌شد. از سال 1945 چاپ کتاب نبرد من، متوقف شد. ممنوعیت آن به اسطوره شدن این آن کمک کرد. (جمله های کتاب در ادامه مطلب)

برشی از کتاب نبرد نوشته شده توسط آدولف هیلتر (توی پست های قبلی مجموعه بحث ازش زیاد نوشتم ولی خب دیگه خودتون بهتر میدونید چرا🙂) :

 

هایلایت کتاب | دنیای سوفی

سوفی شخصیت اصلی این کتاب دختری سرشار از انرژی و خلاق است او ۱۵ ساله است و در ذهنش سوالات فلسفی زیادی دارد. سوالاتی که جوابی برایشان پیدا نمی‌کند. سوفی نماد بسیاری از جوانان دنیا است که ذهنی آشفته و پر از سوال درباره چیستی و کیستی خود دارند.

 

روزی سوفی نامه عجیبی دریافت می کند؛ نامه‌ای که پر از محتوا است اما فقط دو کلمه دارد: «تو کیستی؟» همین تو کلمه کافی است تا ذهن سوفی را چندین برابر سوال‌هایش مشغول کند و به جستجو وا دارد.

 

جملاتی از کتاب دنیای سوفی اینجا و بخشی هم در ادامه مطلب بخوانید :

 

یک چیز را خوب می‌دانم، و آن این است که هیچ نمی‌دانم.

***

اگر ندانیم که می‌میریم طعم زنده بودن را نمی‌توانیم بچشیم. و بدون دریافت شگفتی شگرف زندگی، تصور مرگ نیز ناممکن است.

***

دموکریتوس اعتقاد داشت روح انسان از «اتم‌های روح»، اتم‌های گرد و صاف و خاص درست شده است. وقتی آدم می میرد، اتم های روح به هر سو پرواز می‌کنند، و به احتمال جزئی از تکوین یک روح تازه می‌شوند. مفهوم این سخن آن است که انسان روح جاودان ندارد، اعتقادی که امروزه هم طرفدار فراوان دارد.

***

هر کس که بداند که نداند از همه داناتر است. بصیرت حقیقی از درون می‌جوشد. هر که بداند درست چیست دست به نادرست نمی‌زند.

***

به محض آن که به زنده بودن فکر می کرد فکر مردن نیز به ذهنش می آمد، و برعکس: زیرا زمانی که غرق فکر مرگ بود، به ارزش زندگی پی می‌برد. مرگ و زندگی دو روی یک سکه بودند که دائم در ذهن می‌چرخاند. و هرچه یک روی سکه بزرگتر و روشنتر می‌شد، روی دیگر هم بزرگ‌تر و روشن‌تر جلوه می نمود. فکر کرد، اگر ندانیم که می‌میریم طعم زنده بودن را نمی‌توانیم بچشیم.

هایلایت کتاب | انسان در جستجو معنا (دو)

برسیم به ادامه جمله هایی از کتاب خیلی خوب و جالب انسان در جستجو معنا نوشته دکتر فرانکل که سختی های فراوانی رو کشید و روایتی رو گفت که به شدت میتونه تاثیر گذار باشه

 

بخش هایی از کتاب و در ادامه مطلب جمله های بیشتری وجود دارد :

  • تنها یک چیز است که از آن میترسم، اینکه ارزش رنج هایم را نداشته باشم. | داستایوفسکی

  • عواطف در حال رنج به محض اینکه تصویر دقیق و روشنی از آن ها ترسیم شود، از رنج کشیدن باز می ایستد.

  • زندگی یعنی پذیرش مسئولیت برای پیدا کردن پاسخ مناسب در مقابل مشکلات و انجام ماموریت هایی که سد راه هر فرد قرار میگیرد.

  • نیازی نبود که از گریه کردن شرمسار شویم، اشک ها گواه بر این بودند که فرد از قدرت و شجاعت عظیمی برای مقابله با سختی ها برخوردار است.

  • هر دو دیگر چیزی از دنیا نمیخواستند. اینجا یک سوال مطرح بود زندگی از آن ها چه میخواهد؟!