هایلایت کتاب | نبرد من (پایانی)
· 16 فروردین · خواندن 5 دقیقه بیاید قبل از پایان پارت آخر هایلایت کتاب نبرد من یکم از زندگی نامه هیتلر بدونیم و در ادامه مطلب هم زندگی نامه اون رو خلاصه وار تکمیل کنیم و چند جمله هم از کتاب قرار بدیم و پروژه کتاب نبرد من رو ببندیم واقعا این زندگینامه و کتاب پر از نکات ارزشمند و تاریخی مهمی میباشد.
درباره آدولف هیتلر
آدولف هیتلر در سال 1889 در اتریش متولد شد. او یک سیاستمدار آلمانی و رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان بود. او در سن 18 سالگی از ارثش استفاده کرد و برای تحصیل هنر به وین رفت اما در دانشگاه قبول نشد. هیتلر در این دوره از زندگیش با ایدههای ضد یهودی آشنا شد که این مسئله منجر به ایجاد دیدگاههای سیاسی فاشیستیاش در او شد. وقتی که جنگ جهانی اول شروع شد، هیتلر برای رفتن به ارتش آلمان اقدام کرد. او احساس میکرد رهبران به کشورشان خیانت کردهاند، و آلمان بسیار تحقیر شده و مجبور است تمام هزینههای جنگ را نیز بپردازد. بعد از پایان جنگ هیتلر به کمک همکارانش حزب کارگری سوسیالیست ناسیونالیسم یا نازی را تشکیل دادند.
هیتلر پس از کودتا در سال 1923، دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد که فقط یک سال از آن را گذراند. در همان مدت که در زندان بود، کتاب نبرد من را نوشت. ایدئولوژیهای هیتلر در تمام کشور در حال پیشروی بود، او مشکلات آلمان را به قدرتهای خارجی و یهودیها نسبت میداد. محبوبیت هیتلر باعث شد حزب ناسیونالیسم در انتخابات بیشترین آرا را در دولت آلمان بهدست آورد. طی چند سال آینده، هیتلر قدرت خود را تقویت کرد و از موضع خود برای پیگیری یهودیها و سایر اقلیتها در آلمان استفاده کرد.
او در سال 1933 بع قدرت رسید و تا زمان مرگش یعنی سال 1945 در قدرت ماند. آلمان در ۶ سال اول حضور هیتلر در راس قدرت شاهد یک احیای اقتصادی بعد از رکود بود، او در این مدت از بند محدودیتهای تحمیل شده پس از جنگ جهانی اول رها شد و مشغول ضمیمه کردن مناطق آلماننشین اطراف بود. این موضوع باعث شد که هیتلر در میان مردم بسیار محبوب شود.
او ارتش آلمان را قوی کرد و در سال 1938 اتریش را به خاک آلمان اضافه کرد. آلمان به لحاظ استراتژی حمله برق آسا، از لحاظ نظامی موفقیتهای بسیاری را به دست آورد. او در سال ۱۹۴۱، دستور حمله به شوروی را صادر کرد و تا پایان سال ۱۹۴۱، بیشتر قسمتهای اروپا و شمال آفریقا را به اشغال خود درآورد. بعد از ۱۹۴۱ آلمان و حمله به روسیه همه چیز تغییر کرد. او کمکم فتوحات خود را از دست داد و مرزها به حالت قبلی خود برگشتند و در سال ۱۹۴۵، متفقین ارتش آلمان را شکست دادند.
هیتلر به تنهایی هدایت ارتش را به دست گرفت و به دلیل اشتباهات دنبالهدار، باعث سرنگونی ارتش نازی شد. هیتلر و رژیم نازی در مجموع، ۲۸٫۷ میلیون سرباز و غیرنظامی را در نتیجه عملیاتهای نظامی در جبهه اروپایی جنگ جهانی دوم از دست دادند و او مسئول مرگ ۱۹٫۳ غیرنظامی و اسیر جنگی نیز هست.
آدولف هیتلر در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ با معشوقهی خود اوا براون ازدواج کرد. کمتر از ۲ روز بعد، این زوج برای اینکه توسط ارتش سرخ شوروی اسیر نشوند خودکشی کردند. جسد هیتلر و همسرش را پس از مرگ سوزاندند.
بریده هایی از کتاب :
طبق گفته ناپلئون روسیه نان است و انگلیس آب!
***
حقیقت این است که انسان موجودی است که نمیتواند بر طبیعت مسلط شود، او فقط یک فرد با اطلاع است که بر طبق شناسایی اصول و قوانین و اسرار طبیعت میتواند آقای دنیا شود اما هرگز نمیتواند آنچه را که طبیعت دنیا و جهان هستی هست را برهم زده و یا واژگون کند.
***
اغلب جنبشهای مذهبی به ضرر ملت تمام میشد و هیچ جنبه مثبت و مفیدی نداشت و از این جهت بود که جنبش تازه کار جوانان ما با یک برنامهریزی دقیق قصد داشت رهبر این جنبشهای مذهبی را که گروه راسیست نام داشتند و خود را نژاد برتر از دیگران میدانستند؛ جذب خود کند. این گروه که البته طرفداران خیلی زیادی داشتند، دارای نام و نشانی مبهم بودند و دارای عقایدی بودند که با عقاید عمومیهیچ هماهنگی نداشت و هرکس مطابق فکر و سلیقه خود این حزب را تفسیر میکرد.
***
افرادی در لباس دوستی و وطن پرستی جان هزاران نفر را به خطر انداخته اند. حالا سوال و مسئله اینجا مطرح میشود که این افراد از کجا آمده اند که به جای فداکاری و خدمتگزاری این کار را انجام میدهند و چه اتفاقی باعث شده که این افراد فاسد و خیانت کار در آغوش جامعه تربیت شوند؟ آیا دولت ها زحمت آموزش حس وطن پرستی را به خود ندادهاند؟ پس برای تربیت جوانان خود چه کردهاند؟
***
مردم، کشور را دوست داشتند و در آن زندگی میکردند اما حسی به کشور نداشتند، آن را نمیشناختند و برای آن ارزش قائل نبودند چون صفات و فضائل انسانی مردم ضعیف و تخریب شده بود.
***
این که دولتی تصور کند با زور اسلحه و جنگ میتواند اقتصاد خود را حفظ و پیشرفت دهد تصوری اشتباه است و انگلیس همیشه از راه دوستی و صلح، سیاست بازرگانی و اقتصادی خود را دنبال میکرد و با این سیاست بعد از گذشت دو قرن توانسته بود صاحب قدرت اقتصادی شود.
***
شناختن یهود مانند کنار رفتن پرده ای از جلوی چشم است، هنگامیکه این پرده کنار رود انسان همه چیز را میفهمد.
***
انقلابهای مذهبی که بتوانند تفکرات گذشته را نابود کنند معمولا به وسیله یک شخص رهبری میشود و زمانی که به دست گروهها افتاد خیلی سریع نابود خواهد شد. جنبش راسیست هم جز همین فلسفه بود...
***
که ای رهگذر که به این کشور قدم میگذاری! به ملتت این پیغام را برسان که زیر این خاک جوانی شجاع و وفادار و ظیفه شناس خفته است.
***
تعداد هوشمندان کم و در مقابل آنها؛ نادان ها در همه جا پراکنده و پر تعداد هستند.
***
بدون شک بسیاری از مردم در برابر مشکلات اینگونه عمل میکنند یعنی فکر میکنند همه چیز را میدانند اما یک مسئله ساده که هزاران بار در جلوی چشمان آنها اتفاق افتاده را نمیتوانند حل کنند.
***
گریستن برای کسانی که جان خود را برای وطن از دست داده اند جایز نیست.