هایلایت کتاب | میخواهم بمیرم...
· 16 اردیبهشت · خواندن 5 دقیقه اسم کتاب خودش یه کتاب؛ شوخی میکنم جز کتاب های خوبی که به گفته خیلی ها کلی نکات خوب و خفن داره اسم کتاب هم به صورت کامل اینه :
میخواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کرده ام / میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم با هر دو اسم این کتاب وجود داره تفاوتش در انتشارات و مترجم کتاب که انتخاب اینکه کدوم مترجم رو میخونید با شماست. بریم سراغ معرفی :
کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم
کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم با عنوان انگلیسی I Want to Die But I Want to Eat Tteokpokki نوشتهی بک سهی یکی از کتابهای پرفروش در کرهی جنوبی و جهان است. سهی در این کتاب خواننده را در جلسات رواندرمانی خود همراه میکند و با صراحت و صداقت احساساتش را نسبت به زندگی و درگیری با اختلال افسردهخویی بیان میکند.
درباره کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم
کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم بهگونهای هم زندگینامه و هم کتابی خودیاری است که در سال ۲۰۱۸ و به زبان کرهای منتشر شده است. پس از موفقیت کتاب در کرهی جنوبی، این کتاب در سال ۲۰۲۲ به انگلیسی ترجمه شد و در ۲۵ کشور منتشر شد و میلیونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید.
صحبت از سلامت روان و دستوپنجه نرم کردن با اختلالهای روانی کار آسانی نیست و در برخی کشورها مانند کشورهای آسیایی، این کار انتقادها و برچسبهای گوناگونی را به همراه دارد. اختلال افسردگی و طیفهای مختلف آن مانند اختلال افسردهخویی، یکی از شایعترین اختلالها و بیماریهای مربوط به سلامت روان در جهان است و افراد بسیاری با آن درگیرند. بک سهی که خود به اختلال افسردهخویی یا افسردگی مداوم مبتلا است، ابتدا شرح حال و افکارش را در یک وبلاگ منتشر کرده بود، اما پس از آنکه بازخوردهای مثبتی از خوانندگان دریافت کرد و بسیاری، نوشتههای او را نوری در تاریکی زندگیشان تلقی میکردند، تصمیم گرفت روند جلسات درمانی با روانپزشکش را در قالب کتاب منتشر کند.
از نکات برجستهای که باعث محبوبیت این کتاب هم در کرهجنوبی و هم در سراسر جهان شده است، لحن صمیمی و بیتکلف و صادقانهی نویسنده در صحبت از دوران کودکی، شرایط خانوادگی، خشونتهای پدر و افکار مزاحم و آزاردهندهای است که حتی در ذهنش از آنها شرمسار است و بابت آن افکار احساس گناه و عذاب وجدان میکند، اما با بیان این موارد به خواننده نشان میدهد که اگر در محیطی امن و با فردی متخصص از احساساتمان صحبت کنیم، به روند درمان و بهبودی خودمان کمک کردهایم و چیزی نیست که از آن شرمنده باشیم.
همچنین عنوان کتاب که به یکی از غذاهای محبوب کرهای اشاره میکند و در فرهنگ کرهای به غذای روح هم معروف است، در عین سادگی و اشارهای ساده به یک غذا، این حقیقت را نیز بیان میکند که گاهی با وجود همهی نشانههای افسردگی که بر تمام زندگی ما سایه انداخته و ما را از پا انداخته، شاید یک غذای ساده برای لحظاتی باعث شود دوباره به زندگی وصل شویم.
پس از انتشار کتاب، سهی همانطور که انتظار داشت با انتقادها و تعریف و تمجیدهای مختلفی روبهرو شد که باعث شد بیش از پیش به اهمیت کارش و تأثیری که بر افراد جامعهی خودش میگذارد پی ببرد و قدمی در جهت عادیسازی و تابوشکنی صحبت از اختلالات روانی و سلامت روان بردارد.
بریده های کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم :
خیلی دربارهٔ دلیل افسردگیم فکر کردم و فهمیدم دلیلش اینه که پستهای اینستاگرام رو نگاه میکنم و به افراد دیگه غبطه میخورم. فکر میکنم این باعث تشدید افسردگیم میشه.
***
من تنهایی رو خیلی دوست دارم، اما فقط تحت یک شرط: حتماً باید شخصی وجود داشته باشه که دوستم داشته باشه.
***
میگن اگر خودت رو دوست نداشته باشی یعنی دیدگاه بستهای نسبت به عشق داری." من: "دیدگاه بسته؟" روانپزشک: "آره، چون کمکم به عشقی که دریافت میکنی بدگمان میشی. مثلاً اگر از ظاهر خودت خوشت نیاد اما یک نفر از ظاهرت تعریف کنه، ممکنه پیش خودت فکر کنی چرا داره این کار رو با من میکنه؟ قصد و نیت بدی داره؟ اگر از ظاهرت راضی باشی خیلی راحت میتونی تعریف و تمجید طرف مقابل رو بپذیری. نکتهٔ مهم این نیست که کسی دوستت داره یا نه، مهم اینه عشقی که سر راهت قرار میگیره رو چجوری میپذیری."
***
معتقدم هرچه بیشتر مراقب خودم باشم، مسیرهای بیشتری به سمت خوشبختی پیدا میکنم.
***
اعتمادبهنفس و عزتنفس پایینم باعث میشود نسبت به دیگران ظالمانه رفتار کنم. از آنجا که خودم را دوست ندارم، نمیتوانم عشق کسانی که واقعاً عاشقم هستند را درک کنم.
***
کتابها هرگز از من خسته نمیشوند و لحظهای که یک راهحل به من ارائه میدهند، با آرامش منتظر میمانند تا کاملاً بهبود یابم. این یکی از بهترین ویژگیهای یک کتاب است.
***
سخن آخر: اشکالی ندارد، آنها که با تاریکی مواجه نمیشوند هرگز قدر روشنایی را نمیدانند.
***
اگر از مردم توقع زیادی داشته باشی و از اونا بت بسازی، در نهایت ناامیدت میکنند.
***
دوست جدیدم کاملاً داره روی من تأثیر میذاره. وقتی به کسی نزدیک میشی، میخوای علایق اون رو در زندگی خودت جا بدی. من دارم کتابهایی که اون دوست داره رو میخونم و به موزیک موردعلاقهٔ اون گوش میدم.
***
روانپزشک: "وقتی پای روابط درمیون باشه هیچ خوب مطلقی وجود نداره. اتفاقاً داشتن اختلاف نظر با دوستان و عزیزانمون بسیار سالم و طبیعیه. فقط امیدوارم تفاوت جز از کل رو یاد بگیری. فقط به خاطر اینکه یک خصوصیت طرف مقابلت رو دوست داری دلیل نمیشه همهچیزش رو دوست داشته باشی، و فقط به خاطر اینکه یک خصوصیت طرف مقابلت رو دوست نداری به این معنا نیست که اون شخص ارزش وقت گذاشتن نداره. فکر میکنم باید طرز فکرت رو عوض کنی."