هایلایت کتاب | قمار باز (دو)
· 17 فروردین · خواندن 1 دقیقه کتاب قمارباز رمان کوتاهی از نویسندهی بزرگ ادبیات روس، فئودور داستایوفسکی، است که در سال ۱۸۶۶ منتشر شده است. در این رمان کوتاه تاریک و جذاب، داستایفسکی داستان الکسی ایوانوویچ، معلمی جوان را روایت میکند که در خانواده یک ژنرال روسی کار میکند. الکسی سعی میکند از دیوار نظم مستقر در روسیه عبور کند، اما در عوض در مارپیچ رو به پایین بیپایان شرطبندی و باخت غرق میشود. اعتیاد شدید و اجتنابناپذیر او با رابطه او با خواهرزاده مرموز و در عین حال ماهر ژنرال، پولینا، برجسته میشود.(جمله ها در ادامه مطلب)
بریده های کتاب قمار باز :
خيال میکردم مرا مانند مسيح انتظار میکشند، ولی اشتباه میکردم.
***
امروز يک بار ديگر از خود پرسيدم: «آيا او را دوست دارم؟» و باز يک بار ديگر نمیدانستم چه جوابی بدهم. يا بهتر بگويم، برای صدمين بار بهخودم جواب دادم که از او نفرت دارم.
***
میپرسيد چرا بهپول احتياج دارم؟ چه سؤالی! برای اين که پول همه چيز است!
***
يک جنتلمن واقعی نبايد حتی اگر تمام دارايی و ثروت خود را باخت تحريک بشود، متأثر بشود. او بايد بهپول خيلی کم اهميت بدهد. مثل اين که پول لايق هيچ توجه و دقتی نيست.
***
در عين حال که قماربازهای زيادی ميان روسها هست، بهنظر من روسها حتی لايق قمار کردن هم نيستند.