هایلایت کتاب | نبرد من (دو)

پدرام پدرام پدرام · 16 فروردین · خواندن 3 دقیقه

هنگام نوشتن بخش‌های اول این کتاب منشی هیتلر در ویرایش این کتاب به او کمک کرد و اکنون بعد از 70سال که از مرگ هیتلر گذشته است، این کتاب به عنوان جریان سیاسی و فرهنگی آن زمان خوانده می‌شود. این کتاب بعد از جنگ جهانی اول این کتاب برای آلمانی‌ها به عنوان شروعی دوباره بود، اما امروزه این کتاب فقط نشان می‌دهد یک دیکتاتور چطور فکر می‌کند و ما را نیز وادار می‌کند مثل او فکر کنیم.

 

متن کتاب نبرد من از عبارات و کنایه‌ها پر است. آدولف هیتلر نظریات «کارل فون کلاوزویتس» که یک نظریه‌پرداز نظامی است را در کتابش می آورد، هم‌چنین او زبان مبارزه‌اش را از تفکر اجتماعی «داروین» در قرن نوزدهم سرچشمه گرفته است. این کتاب توسط مترجم‌های زیادی در سراسر دنیا ترجمه و به چاپ رسیده است.

 

در ادامه مطلب به بررسی بیشتر و جملاتی از کتاب اشاره خواهیم کرد.

 

 

چرا باید کتاب نبرد من را مطالعه کنیم؟

اندیشه و تفکرات واقعی هیتلر در این کتاب مشخص است، این کتاب تنها راه شناخت واقعی کسی است که بزرگ‌ترین جنگ جهان تاریخ را شروع کرد. در این کتاب متوجه می‌شویم هیتلر چگونه خود را با یک قدرت استثنایی در ارتباط می‌دید.

 

برش هایی از کتاب بخش دوم :

در آن زمان ها از دو چیز ترس داشتم: یکی مارکسیست و دیگری یهود. بدون این که اطلاعاتی از آنها داشته باشم از آنها می‌ترسیدم و با شنیدن نام آنها ترس تمام وجودم را فرا می‌گرفت.

***

مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند. وقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند. ااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.

***

این وضع دوامی‌نخواهد داشت و دیر یا زود مردان شجاع از جای برخواهند خاست و کاری را که نباید بکنند، انجام خواهند داد.

***

ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند اما ملل غیر متمدن به جای پیش گرفتن این سیاست شروع به تربیت انسان‌هایی به مانند حیوانات وحشی می‌کنند و در نهایت، این سیاست آنها باعث می‌شود دنیا مملو از این افراد وحشی شود و یا اینکه دنیا به دست افرادی با تعداد اندک اما نیروی زیاد بیفتد که در این صورت دنیایی خواهیم داشت که با دنیای الان بسیار متفاوت خواهد بود.

***

اگر کارگری ادعای حقوق خود و یا حقوق بیشتر می‌کرد سریعا از کار خارج و کارگر گرسنه و درمانده دیگری که حاضر بود درمقابل لقمه نانی شبانه روز کار کند جایگزین می‌شد.