هایلایت کتاب | قمار باز (یک)

پدرام پدرام پدرام · 17 فروردین · خواندن 1 دقیقه

داستایفسکی در کتاب قمارباز به شیوه‌ی خود مسائلی مانند عشق،‌ خودسر بودن، اعتیاد و کمال‌گرایی را مورد بررسی قرار داده است. او با توصیف دقیق شرایط زندگی آلکسی لوهین، به خواننده نشان می‌دهد که چگونه اعتیاد به قمار و اعتیاد نمادین به مادیات، می‌تواند به فرد زندگی سخت و دردناکی را تحمیل کند و او را به نابودی برساند.(جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده هایی از کتاب قمار باز :

ما، وقتی احتياج وادارمان کند با آدم‌های منفور نيز ناچاريم روابطی برقرار کنيم.

***

کسی که از گرگ می‌ترسد نبايد به‌جنگل قدم بگذارد.

***

حالا چه هستم؟ يک صفر. فردا چه می‌توانم باشم؟ فردا چه می‌توانم باشم؟ فردا می‌توانم از ميان مردگان برخيزم و زندگانی نوينی را آغاز کنم! می‌توانم در خودم همان انسانی را بجويم که تاکنون وجود داشته است!

***

کوشش می‌کردم هرچه بيشتر که ممکن است خودم را به‌نفهمی بزنم.

***

می‌گويند که نبايد دو بار سر يک ميز به‌دنبال بخت و اقبال رفت و گذشته از اين، هامبورگ پايتخت قمار است.