توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

هایلایت کتاب | میخواهم بمیرم... (پایانی)

درباره بک سهی؛ نویسنده کتاب

بک سهی نویسنده‌ای اهل کره‌جنوبی، متولد سال ۱۹۹۰ و مدیر شبکه‌های اجتماعی یکی از انتشارات کره است. او در دانشگاه رشته‌ی نویسندگی خلاق می‌خواند و پس از اینکه در وبلاگش روند جلسات درمانی را منتشر کرد و بازخوردهای مثبتی از دیگران دریافت کرد، تصمیم گرفت این کتاب را منتشر کند. سپس در سال ۲۰۲۴ دنباله‌ی این کتاب را، با عنوان می‌خواهم بمیرم ولی هنوز دوست دارم دوکبوکی بخورم، منتشر کرد که شرح زندگی با افسردگی و پذیرش شرایط و روایت‌هایی از اختلال خوردن و اضطراب است.

 

یک خط، یک متن | توییت فیلوسوفیا

به مناسبت صدتا پستی که تا الان داخل وبلاگ گذاشتیم و اهمیتی که فیلوسوفیا برای دنیای کتاب و تفکر قائله و برای خود منم ارزشمند، شاید بهترین جمله ای که بشه هدیه اش داد این باشه:

 

" و کتاب ها بی نهایتند. هر کتاب فرصت تجربه یک زندگی تازه است. بین مرگ و زندگی یک کتابخانه هست و تو این کتابخانه بی‌شمار قفسه، پر از زندگی هایی که می تونستی داشته‌ باشی. با خوندن هر کتاب می تونی ببینی اگه انتخاب های متفاوتی می کردی اوضاعت چطور پیش می رفت... اگه فرصت تجربه تازه داشتی، حسرت هات رو چطور جبران می کردی."

کتاب کتابخانه نیمه شب،مت هیگ

 

اما مدیر در خفا، فیلوسوفیا رو می گردونه و یه کلام نمیگه فیلوسوفیا چیه و از کجا اومده و اصلا فلسفه پشت فیلوسوفیا چیه و بعد از ۱۰۰ پست، فکر میکنم وقتش باشه که یه پست هم اختصاص بدیم به خود توییت فیلوسوفیا، پس سری بزنیم به توییت فیلوسوفیا ببينيم چرا این اسم و رسالتش چیه؟

 

یک خط، یک متن | احساس زندگی

تو مقدمه کتاب کتابخانه نیمه شب، یه پاراگراف از سیلویا پلات هست که میگه...

" هرگز نمی توانم تمام آدم هایی که می‌خواهم باشم، یا تمام زیست هایی را که می‌خواهم زندگی کنم، هرگز نمی توانم در تمام فنونی که می‌خواهم ماهر شوم، چرا این ها را می‌خواهم؟! میخواهم زندگی کنم و تمام نور ها و سایه ها را احساس کنم. می‌خواهم تمام طیف ها و تمام تجربه های جسمی و ذهنی ممکن را در زندگی داشته‌ باشم..."

تفکریسم | بررسی رمان ها (سه)

تا الان تو دوتا پست قبل، بررسی رمان ها(یک) و بررسی رمان ها(دو) راجب دو سبک عاشقانه و کلاسیک گفتم و نمونه کتاب هایی از این دست معرفی کردم.

امروز میخوام پارت سوم رو معرفی کنم، با سبک تخیلی...

 

خیلیاتون آدمای خیال پردازی هستید، ممکنه تو دنیای واقعی هم برای خودتون رویابافی کنین یا خیلی عاشق چیزای فراطبیعی باشید، ممکنه مثل فردوسی داستان ها رو افسانه ای بسازید، یا مثل رولد دال کتاب های تخیلی عجیب غریب. گاهی خیال پردازی در سطح پرواز کردن و وارد یه دنیای دیگه شدنه مثل رولینگ که دنیای جادوگری هری پاتر رو ساخت و گاهی هم در سطح چارلی و کارخانه شکلات سازی رولد دال.

 

خب میخوام بهتون بگم تخیل مثل سبک عاشقانه تقریبا تو هر سبکی که بخونی، یه جورایی هست تو بعضی کتابا قالبشون به طور کلی تخیلیه و بعضی داستان هام چاشنی تخیل رو در حد ساختن یه داستان جدید به کار بردن. اما چیزی که مطرح اینه که کتابای کاملا تخیلی بیشتر تو رده رمان های نوجوان قرار میگیرن و خب کلا این مدل کتاب ها بیشتر برای نوجوان ها و بچه ها مورد توجه قرار میگیره.

 

بریم ادامه مطلب بیشتر توضیح بدم...

 

یک خط، یک متن | خوب یا بد؟!

توی فصل ۱۳ کتاب هیلگارد، که یه کتاب در حوزه روانشناسی هست یه جمله ای هست که میگه: 

" مردم ذاتاً خوب یا بد نیستند، بلکه به آسانی تحت تاثیر رویداد ها و شرایط محیط، قابل تغییر هستند."

 

این جمله از دیدگاه رفتارگرایی نشأت گرفته که در روانشناسی معتقده محیط بر شخصیت تاثیر گذار است. حتی بیشتر از تفاوت های فردی و وراثت، حتی جان بی.واتسون بنیان گذار دیدگاه رفتارگرایی در روانشناسی یکبار مدعی شد که قادر است هر کودکی را برای هر کاری که "بخواهد" پرورش دهد، صرف نظر از استعداد ها، توانایی ها، گرایش ها، علاقه ها، شغل، حرفه، نژاد پیشینیان وی و او را تبدیل به یک دزد، پزشک، گدا یا وکیل کند و اینگونه با این دیدگاه افراطی خود تاثیر محیط را بر شخصیت یک انسان توضیح دهد.

 

استاد من، دیروز سر کلاس پرسید چقدر معتقدی محیط بر انسان ها تاثیر گذاره؟

حالا من این رو از شما می پرسم، به نظرتون چقدر محیط روی شما اثر گذارِ و باعث تغییر در شما و شخصیتتون میشه؟!

دیالوگ ماندگار | کارتون شهر آفتابی

پدربزرگ: بعضی چیزا اونجوری که فکر میکنیم نیستن...

سباستین: پس چجوری ان؟! من تقریباً از همه چی می ترسم!

پدربزرگ: اوه سباستین، همیشه راه های دیگه ای برای نجات هست، اگه خوب نگاه کنی پیداش می‌کنی:)

هایلایت کتاب | میخواهم بمیرم... (دو)

چرا باید این کتاب را بخوانیم؟

با اینکه امروزه کتاب‌های مختلف و منابع گوناگونی پیرامون سلامت روان و اختلال‌های روانی به چاپ رسیده و افراد صریح‌تر از گذشته درباره‌ی این مسائل صحبت می‌کنند، اما ذهن انسان همیشه گمان می‌کند که خودش از این موارد مستثنا است. مطالعه‌ی این دست کتاب‌ها که روایت‌گر داستان زندگی فردی با اختلال افسردگی است، هم آگاهی‌بخش است و هم به ما کمک می‌کند تا بدانیم تنها نیستیم و در لحظات ناامیدی و تاریکی باور داریم که افرادی در این شرایط بوده‌اند و از آن گذر کرده‌اند. همچنین مطالعه‌‌ی این دست کتاب‌ها که به موضوع سلامت روان می‌پردازد، باعث افزایش همدلی در میان افراد می‌شود.

 

پادکست | زندگی یا نفس کشیدن؟!

| اگه قدرت خریدمون اومده پایین عوضش قدرت فروشمون بالا رفته... |

این پادکست آخرین قسمت از یک مجموعه تصویری به اسم "آقای کارت" بود؛ سال 1399 یک مجموعه 6 قسمتی ساخته بودم که با توجه به مشکلات اون زمان بوده اما هیچ وقت فکر نمیکردم انقد به این زمان نزدیک باشه، فکر میکردم اوضاع اونموقع در بدترین حالت ممکنش بوده اما نه انگار وقتی فکر میکنی قراره وضعیت بهتر شه بدتر میشه، نمیدونم قضیه چیه؟ خدا با ما شوخیش گرفته یا نمیدونم چی؟! یا مسئولین وقتی میرن پشت میز هاشون به این فکر میکنند که نفرات قبلی ها چه تپه ای رو نر... و وقتشه که یه تپه جدید رو افتتاح کنند.

 

اینروزا که از خیابون ها رد میشم بیشتر آگهی های فروش عضو میبینم قبلا بود ولی خیلی کم؛ شاید هر 100 تا خیابون یه دونه ولی این روزا خیلی زیاد این آگهی ها رو میبینم و انقد ناراحت کننده است که حتی دیگه حس بیرون رفتن هم نیست چون آدمی هستم که نمیتونم بی تفاوت به این مسائل باشم از طرفی هم کمکی از دستم برنمیاد که انجام بدم. شاید چینِ کمونیستِ بی شرفِ حشره خوارِ حرومزاده، به مسئولین دستگاه فیلترینگی فروخته که سیگنال "همه چی آرومه من چقد خوشبختم" رو روی گوشی خدا میفرسته و خدا هم فکر میکنه که زندگی ایرانی ها شبیه به چیزی که توی اخبار ایران میگه و یادش رفته توی یخچال های ما رو ببینه تا با واقعیت رو به رو بشه. یا شایدم...

 

این صدمین پست وبلاگ

هایلایت کتاب | میخواهم بمیرم...

اسم کتاب خودش یه کتاب؛ شوخی میکنم جز کتاب های خوبی که به گفته خیلی ها کلی نکات خوب و خفن داره اسم کتاب هم به صورت کامل اینه :

میخواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کرده ام / میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم با هر دو اسم این کتاب وجود داره تفاوتش در انتشارات و مترجم کتاب که انتخاب اینکه کدوم مترجم رو میخونید با شماست. بریم سراغ معرفی :

 

کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم

کتاب می‌خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم با عنوان انگلیسی I Want to Die But I Want to Eat Tteokpokki نوشته‌ی بک سهی یکی از کتاب‌های پرفروش در کره‌ی جنوبی و جهان است. سهی در این کتاب خواننده را در جلسات روان‌درمانی خود همراه می‌کند و با صراحت و صداقت احساساتش را نسبت به زندگی و درگیری با اختلال افسرده‌خویی بیان می‌کند.

 

یک خط، یک متن | مناظره هیتلری نویسنده و مدیر

یه ایده ای که امروز به ذهنم رسید، تقابل با مدیر این وبلاگ. گهگاهی میخوام جنگ دوستانه و نیابتی ایجاد کنم و تحلیل ها رو دو جانبه بسازم. من که اینجا یه نویسنده تحلیل گرم ولی مدیر از من به عنوان نویسنده پرسشگر یاد کرده، شاید چون براش یادآور اون سقراط خدا بیامرزم که اول شروع می کرد سوال پرسیدن، با همون سوالا جواب رو به ذهن مخاطب وارد میکرد؛ حالام که میخوام علیهش کودتا کنم... وقت اخراج شدن😂

 

خوشبختانه طرز تفکر من و مدیر وبلاگ خیلی شبیه همه و مطالعاتمون هم تو یه رده قرار داره، برای همین به مبارزه می طلبمش و جنگ رو آغاز می‌کنم.

خب بیاید اول این پست مدیر رو بخونیم و از یه جنبه دیگه بررسیش کنیم. کوتاهه سریع بخونیدش و بیاید تو همین پست. یک خط یک متن | قدرت

حالا بریم سراغ ادامه مطلب...