یک خط، یک متن | مناظره هیتلری نویسنده و مدیر

Yekta_Jmi Yekta_Jmi Yekta_Jmi · 16 اردیبهشت · خواندن 7 دقیقه

یه ایده ای که امروز به ذهنم رسید، تقابل با مدیر این وبلاگ. گهگاهی میخوام جنگ دوستانه و نیابتی ایجاد کنم و تحلیل ها رو دو جانبه بسازم. من که اینجا یه نویسنده تحلیل گرم ولی مدیر از من به عنوان نویسنده پرسشگر یاد کرده، شاید چون براش یادآور اون سقراط خدا بیامرزم که اول شروع می کرد سوال پرسیدن، با همون سوالا جواب رو به ذهن مخاطب وارد میکرد؛ حالام که میخوام علیهش کودتا کنم... وقت اخراج شدن😂

 

خوشبختانه طرز تفکر من و مدیر وبلاگ خیلی شبیه همه و مطالعاتمون هم تو یه رده قرار داره، برای همین به مبارزه می طلبمش و جنگ رو آغاز می‌کنم.

خب بیاید اول این پست مدیر رو بخونیم و از یه جنبه دیگه بررسیش کنیم. کوتاهه سریع بخونیدش و بیاید تو همین پست. یک خط یک متن | قدرت

حالا بریم سراغ ادامه مطلب...

 

خب اول از همه بگم، بنده یک بار به عنوان حمایت از هیتلر، متهم شدم به اینکه جون آدما برام مهم نیست. بنابراین اگه از خوندن حرفام این احساس رو کردید سریع برید سراغ پست مدیر و اونجا احساس به خودتون تزریق کنید و برگردید اینجا. چون میخوام هیتلر پرستانه حرف بزنم.

 

طبق معمول یه سوال میکنم، چرا همتون وقتی اسم هیتلر رو می شنوید، اولین کلمه ای که تو ذهنتون راجبش میاد قاتله؟! مدیر هم باید جواب بده حتی. میخوام از وطن پرستی هیتلر بگم چون قدرت هیتلر رو قبلا مدیر زحمتشو کشیده.

 

دوستان، آیا تا به حال آدمی به وطن پرستی هیتلر دیدید؟ یک نژاد پرست افراطی با حزب ناسیونال سوسیالیستی معروفش از فرش به عرش رسید. این عبارت رو به یکی از دوستام گفتم و همونجا متهم شدم که آیا همه چیز قدرته؟! خوشبختانه مدیر کار منو راحت کرده و قبلا زندگی نامه هیتلر رو تو وبلاگ گذاشته که برام عجیبه چرا اینقدر بی توجهی کردید بهش؟! اینقدر تاریخ بی ارزش؟ البته که به جای اینکه من علیه مدیر برخیزم ، کامنت های شما باید این کارو می‌کرد ولی خب دیگه اول من این کودتا رو میکنم باشد که شما هم ادامه بدید...

 

بریم سراغ جواب این سوال که آیا قدرت همه چیزه؟ جواب من اینه ، نه معلومه که نه! اما دنیای آدما با هم فرق داره، اشتباه که دنیای هیتلر رو قدرت بدونیم، دنیای هیتلر اول آلمان بود، بعد قدرت! عشق هیتلر به آلمان حتی با وجود اتریشی بودنش، قابل تحسینه. هیتلر آدم کینه جویی بود، این کینه و انتقام از ضعف آلمان نشأت گرفته. آدمی که به خاطر آلمان کور شد و با وجود تمام مخالفینش (که مدیر هم بهش اشاره کرده) تونست بازم به قدرت برسه. متاسفانه قدرت در سیاست از اون موقع تا حالا همه چیز شده. من که البته نقض کننده اینکه هیتلر با اون همه شیوه های متنوع کشتارش، آدم عجیبی بوده نیستم.

 

ولی شیوه به قدرت رسیدنش و این وطن پرستیش رو تحسین میکنم. هیتلر از ابتدا که شروع نکرد کشت و کشتار، اول به دنبال گسترش مرز های آلمان بود و آلمانی کردن کشور های اطرافش، علاوه بر اون مبارزه با یهود طوری که اگر کشوری فرضا وزیر امور خارجه اش مثل روسیه شوروی، یهودی بود، سازش با اون کشور براش خیلی سخت بود. بیاید قبول کنیم خدایی کارش تو این زمینه درست بوده و باید میزد نسل یهود صهیونیست رو از ریشه منهدم می کرد.

 

شما در نظر بگیرید، هیتلر وقتی آلمان رو دست گرفت آلمان تکه تکه بود، کلی تبصره و قرارداد از طرف انگلیس و فرانسه براش زده شده بود که هر تکه اش دست یکی بود و آلمان اختیارش دست خودش نبود. خیلی هنره اینقدر سیاست داشته باشی و ذکاوت به کار ببری که طوری این قرارداد ها و تبصره ها رو دور بزنی که انگلیس و فرانسه نفهمن از کجا خوردن، نفهمن خودشون چطوری دو دستی قدرت رو دادن دست هیتلر و فقط وقتی فهمیدن که هیتلر دیگه در شرف ایجاد جنگ جهانی دوم بود. میتونم بگم هیتلر به طرز عجیبی فریب کار بود و خوب بلد بود چطوری حیله گری کنه. 

 

از سیاست حرف زدم، دوستم گفت این سیاست نیست، خونخواری یه عده آدم بی گناهه. خب بیاید اول سیاست و احساسات رو از هم جدا کنیم. سیاست یه چیز جداست، من از کشتار حرف نمیزنم،  از سیاست حرف میزنم و اینا با هم فرق دارند، کشتار میتونه نتیجه سیاست باشه ولی خود سیاست نیست. پس این نتیجه گیری اشتباه از حرف من که سیاست رو کشتار بدونید کلا باطله. هیتلر به عنوان کسی که اول یه ارتش تک نفره بود و بعد کلی پیرو برای خودش جمع کرد و سر آخر حکومت یه کشور افتاد دستش، به نظرم تا حدودی به آرزوی خودش رسید.

 

درسته که افراط داشت و این افراط نه فقط از خودش بلکه از زیردستاش هم بود و آلمان رو به گند کشید ولی باید قبول کنیم هیتلر به خاطر کشتاری که راه انداخت هیتلر نشد، بلکه به خاطر وطن پرستی بی حد و حصرش در تاریخ، موندگار شد. لازمه بگم این بنده خدا اینقدر آدم عجیبی بود تهش هم مشخص نشد خودش مرد یا کشتنش، تاریخ هنوزم برای هیتلر مثل بروسلی، دنبال قاتل می‌گرده. فکر کن اینقدر یهویی وارد بشی و همینقدر یهویی محو بشی، ولی کلا خیلی تک بعدی که بخوای هیتلر رو فقط قاتل بدونی، سیاست هیتلر توی به قدرت رسیدن آلمان واقعا ستودنی بوده و جذبه این آدم باور نکردنی بود.

 

به طور کلی، درسته هیتلر دستور قتل و بیچاره کردن میلیون ها نفر رو داد، تجاوز بزرگی راه انداخت و اردوگاه های کار اجباریش و کوره های انسان سوزش معروفه، ولی اینطوری در نظر بگیرید که هیتلر این رو شروع نکرد. یعنی سازنده تمام این اتفاقات نبود ولی ادامه دهنده این راه بود چون تو ایران هم ما در تاریخ کوره های انسان سوز داشتیم و این قبلا تکرار شده بوده و یه جورایی میشه گفت انگار کشتار در تقابل ملت ها نهادینه شده بوده و این نه فقط برای هیتلر بلکه به قول پست مدیر برای صدام هم وجود داشته. 

 

پس جالبه بدونید اگر قرار بر قاتل دونستن باشه، ما باید نه تنها تاریخ خودمون رو بلکه نسل مغول و هیتلر و امریکایی ها و حتی انگلیس مدعی صلح رو هم قاتل بدونیم چون به نحوی این حرکت رو زدن. اما تاریخ فقط قتل و غارت نیست، خیلیا از تاریخ فرار میکنن چون معتقدن تاریخ سیاهه و ملقب به قتل.

 

در حالی که تاریخ روایت گر اتفاقات بوده و تاریخ نویس ها به جای اینکه از فردی به نام هیتلر بخوان فقط منفی صحبت کنن باید فقط روایت کنند و تحلیل و نظر دادن رو بذارن به عهده خود خواننده. این نگرش منفی رو بیاید سر جای خودش به کار ببریم، از همین هیتلر قاتل خیلی چیزا میشه یاد گرفت که متاسفانه سیاست مداران حال حاضر احتمالا مطالعه اش نکردن.

 

مدیر خیلی قشنگ گفت محبوبیت هیتلر در ابتدا از روی علاقه و میل مردم و بعد از روی اجبار بود و همین شاید حکومتش رو رو به انحطاط برد. باید یاد گرفت به جای خون مردم رو تو شیشه کردن و محبوبیت اجباری، مثل محمد صلاح بود که بدون اینکه کاندید ریاست جمهوری بشه تو مصر بالای یه میلیون رای آورد و این یعنی محبوبیت با میل خود مردم. تاریخ و جامعه این رو بیان می کنه تا به ما یاد بده کدوم را حمایت کنیم و از کدوم دوری...

 

 به هر حال، همین جنگ ها اونقدرام که فکر می کنید فقط بد نبوده، مزیت هایی داره که بعدها متوجه خواهیم شد. همون طور که تو جنگ جهانی بعدها متوجه شدن چقدر باعث تحولات توی ژاپن و... شد و اگر هیچ وقت هیچ جنگی صورت نگیره،  طبیعت از تعادل خارج میشه پس منفی نگر نباشید. اگر جنگ سخته چون سختش کردن چون فشار رو خود آدما ایجاد میکنند و نفرت ایجاد میکنند...

 

در کل، من و مدیر از دو دیدگاه متفاوت یه مسئله رو بررسی کردیم. مدیر، قدرت منفی و کشتار رو توضیح داد و من جنبه مثبت قدرت و وطن پرستی. گاهی اوقات این مدل مناظره ها هم جذابه و دیدگاه چند جانبه نسبت به یه موضوع مشترک ایجاد می کنه و مثل این مناظره های سیاسی منم به ذهنم رسید، با مدیر مناظره کنم و مطالب وبلاگ رو تکمیل تر کنم.

 

پ.ن: به هر حال منم آدمی نیستم که جون آدما برام مهم نباشه ولی اگه بخوایم فقط این رو بررسی کنیم همه چیز منفی دیده میشه، خلاصه که من از مدیر میخوام بازم از این تحلیل ها بذاره تا وارد فاز جنگ-مناظره بشیم و یه دیدگاه ۷۰-۸۰ ای ارائه بدیم. بالاخره باید یه طوری تاریخ و اجتماع رو به تصویر بکشیم دیگه... .

 

در تحلیل این پست :