یک خط، یک متن | قدرت

پدرام پدرام پدرام · 15 فروردین · خواندن 4 دقیقه

نمیدونم قدرت چی داره که یه سری ها انقد سفت و محکم میخوان بهش بچسبن شاید جواب سوالم رو دو نفر بتونند بگن البته زنده نیستن دیگه ولی بهترین گزینه ها میتونستن باشن

هیلتر و صدام | به نظرم هیتلر گزینه مناسب تری بود آخه یه مدتیه فیلم و کتاب هایی از دوران این آدم میخونم عجیب بوده این همه کینه و دشمنی که با آدما داشته است.

 

وقتی اینا رو دیدم و خوندم چندتا سوال برام پیش اومد :

  • چرا قدرت در این حجم برای خیلیا شیرین؟

  • این همه آدم کشتن به چه قیمتی؟

  • تنوع این همه شکنجه برای چی بوده؟

  • واقعا به هر قیمتی موندن ارزش داره؟

  • اصن گیریم که همه ازت بترسن چه فایده داره؟

 

و هزاران سوال این مدلی دیگه که اگه هیتلر زنده بود دوست داشتم ازش بپرسم شاید حوصله ات نکشه ادامه مطلب و حرف من رو بخونی اما دوست دارم جواب های شما درمورد این سوال ها بدونم چون واقعا میخوام این مسئله رو درک کنم شاید به زور بودن ارزش داره و من اشتباه میکنم شاید اونا یه چیزی میدونستن که به زور میخواستن باشند شاید...

 

توی ادامه مطلب نظر خودم رو میگم و منابعی که این سوالات رو برام به وجود آورد رو معرفی میکنم این روزا این سوال بدجوری ذهنم رو درگیر کرده فکر کنم شما هم مثل من هستید اگه این سوال ها به ذهن شما هم اومده پس ادامه رو بخون.

 

حقیقتش خیلی به سوال اول فکر کردم ولی واسش جوابی پیدا نکردم یعنی اصن هیچ جور درکی ندارم. مگه اصن شیرین هم هست؟! فکر کن از کل آدم هایی که مخالفتن کینه داری بدون اینکه بشناسی اونا رو از بین میبری هنوزم درک نمیکنم و نمیتونم این حجم و این مدل علاقه به قدرت رو درک کنم به شخصه توی شرکت های مختلفی کار کردم و یه مدت کوتاهی حتی مدیر یه شرکت متوسط بودم دستم خیلی باز بود و آدم هایی که زیر دست بودن یه سری هاشون خیلی رو مخ بودن و یه وقتایی هم اذیت میکردن اما راستش کارشون رو درست انجام میدادن اینکه مخالف عقاید من بودن هرگز دلیل نمیشه که بخوام به اخراج کردن یه نفر فکر کنم.

 

برسیم به سوال دوم اگه اشتباه نکنم یه بخشی توی کتاب شازده کوچولو بود که سفرش به سیاره ای بود که یک پادشاه داشت تک و تنها بود و ادعا داشت که حاکم همه چیز است اما کسی نبود بر آن ها حکومت کنه حتی به شازده کوچولو برای اینکه بمونه و تنهاش نذاره پیشنهاد داد که وزیر دادگستری بشه میدونی میخوام بگم به هر قیمتی هم نمیشه حاکم موند وقتی کسی نباشه که بهت اهمیت بده شما هیچ وقت نمیتونید احترام رو به زور بدست بیارید.

 

درمورد سوال سوم نظری ندارم حقیقتا، چون فقط چیزی که میتونه با کلی کینه و سنگ دلی به وجود اومده باشه البته این عقده ها میتونه برای اشخاص و تقابل های رو در رو به وجود بیاد اما اینکه کسایی رو نشناسی اما بی دلیل کینه و عقده داشته باشی نه بیشتر از این براش توضیحی ندارم.

 

درمورد سوال چهارم بذارید یه مثال کوچیک بزنم وقتی توی یه مهمونی باشید اما کسی شما رو تحویل نگیره یا جایی که دعوتتون نکردن برید و تنها بمونید آیا تا آخر اون مجلس میمونید؟یا وقتی مثلا فوتبال بازی میکنید اما شما رو جایی میذارن که اهمیت نداره یا پاس نمیدن یا همیشه توی نیمکت ذخیره ها باشید ارزش داره که اونجا بمونید؟شما بهترین هم که باشید اما اگر در جای درست و به موقع نباشید بی ارزشید حالا میخوایید هیتلر باشید یا هر کسی احترام و محبوبیت که به شما ارزش میده وگرنه حتی اگر به زور هم خودتون رو تو دل هر کسی یا هر جایگاهی قرار بگیرید در بزرگترین حالت ممکن یک زباله و منفور تاریخی هستید.

 

اما درمورد سوال آخر باید بگم که همون قدر که با ترس و دلهره هیتلر سعی کرد احترام برای خودش جمع کنه همون قدر هم برای خودش دشمن داشت ، دشمن داشتن همیشه به منزله این نیست که شما یک آدم موفق هستید اینکه چجور آدمی هستید و دشمنان شما کی هستن اهمیت داره ترس تا یه جایی جواب میده وقتی به قول گفتنی آب از سر بگذره چه یه وجب چه صد وجب دیگه اسمش ترس نیست شجاعت.

 

بین ترس و شجاعت یه مرز باریک وجود داره که وقتی زیادی فشارش بدی از اون ور میزنه بیرون و هیتلر این رو خوب فهمیده بوده به نظرم؛ چون قبل از اینکه با پایان رو به رو بشه خودش پایانش رو رقم زد و این یعنی شجاعت و احترامی که به زور به دست آورده بود حالا تبدیل شده بود به یه ترس بزرگ از مرگی که تصورش سخت بود.

 

پ.ن : اینا نظر من بوده و نمیدونم چقد با من هم نظرید اما دوست دارم جواب و نظرات شما رو بدونم خیلی میتونه نظرات شما به جواب این سوال ها بهم کمک کنه اگه منابعی رو میشناسید که بتونم به این سوالات جواب بدم خوشحال میشم بدونم.

 

منابع خودم برای نوشتن این متن :

  • کتاب انسان در جستوجو معنا | ویکتور فرانکل

  • فیلم Downfall (درمورد  هیتلر)

  • فیلم پیانیست

  • فیلم نورنبرگ محصول 2025

  • و یه سری مقاله و نوشته درمورد زندگی نامه این اشخاص