تفکریسم | پسر جون اون ماشه است!
· 18 فروردین · این ماجرا مفصله و نمیشه کل قصه رو اینجا نوشت پس ادامه مطلب رو هم بخون
میخواستم تیتر این پست رو بذارم "اسلحه" ولی میدونی یکی بهم گفت برای اینکه نوشته ات بازدید بگیره بهتره که یه تیتر جنجالی تر بذاری، درست هم میگه بازدید تیتر های جنجالی بیشتری اما این چیزی که میگم خیلی به این روزا ربط داره یعنی اصن اتفاقات این روزا باعث شد بهش فکر کنم و یه سری سوالی ذهنم رو درگیر کنه که لا به لای متن میپرسم ازتون شاید چون جواب های شما هم میتونه خیلی جالب و قابل تامل باشه.
این روزا همه ما دیدیم که بچه هایی با ارفاق خیلی زیاد 16 ساله، اسلحه دست گرفتن و یه ژستی گرفتن مثل زمانی که اولین بار تو سن کم سیگار میکشن یا به سیگاری بودنشون افتخار میکنند همچین فازی گرفتن که فکر میکنند بزرگ شدن. اما نمیدونن که فرق دست گرفتن این دوتا زمین تا آسمونه هر دوش مشکل داره اما یکی بده، یکی خیلی بد به توان هزارِ؛ این ماجرا منو یاد سربازی انداخت وقتایی که با اسلحه بالای برجک بودیم و جز فکر کردن کار دیگه ای نداشتیم.
توی این نحوه دست گرفتن اسلحه چند نفری رو دیدم که انگشتشون روی ماشه بازی میکرد غیر عمد بودا چون تصوری از چیزی که دستشون بود نداشتن یاد داستان حسین خط انداز افتادم برای همین چند پست قبل تر نوشتمش که بتونم اشاره ای بهش بزنم.
میخوام یه نقل قول کنم از خودم از فکرای دوران سربازی؛ همیشه اینجوری فکر میکردم :
برای دست گرفتن اسلحه حداقل باید 25 سالت باشه و برای دست زدن به ماشه اون حداقل 35 تا 40 سالت باشه و قبلش هم حتما تست روانشناسی گرفته باشند.
اما میدونی چرا این جمله رو میگم؟!