توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

یک خط، یک متن | یه زنگ بزن مغرور خان!!

امروز یه جمله ای خوندم که خیلی خوب بود و قابل تفکر میگفت که :

بعضی وقتا راه حلش فقط یک زنگِ

یه جمله خوب گفتنِ

یه قرار یک ساعت است

یه ذره پا رو غرور گذاشتنِ

ولی خیلی ها ترجیح میدن گند بزنن تو هر چی بوده

 

میدونی بعضی رفاقت ها، دوستی ها، عشق ها و به طور کلی، آدم های ارزشمند واقعی دیگه پیدا نمیشن اگه تو زندگیتون دارید و قهر هستید دیر نیست که آشتی کنید.

هایلایت کتاب | قمار باز (پایانی)

پارت آخر بریده و معرفی کتاب قمار باز اثر داستایوفسکی 

این کتاب به نوعی اتوبیوگرافی داستایفسکی نیز است و خود او الهام‌بخش این داستان است چرا که او از سال ۱۸۶۳ تا چند سال پس از نگارش رمان قمارباز (سال ۱۸۷۱) به قمار مشغول بوده است. داستایفسکی در قمارباز، علاوه بر روایت داستان الکسی، به جنون سیری‌ناپذیر انسان برای دست‎یابی به منافع مادی زندگی پرداخته و همچون اغلب آثارش با زبردستی شخصیت‎‌های چندبعدی داستانش را به لحاظ روان‌شناختی کالبدشکافی می‎‌کند.

 

داستان نگارش و انتشار کتاب قمار باز نیز تقریباً به اندازه خود رمان جالب است. داستایفسکی به دلیل بدهی‌هایش به ناشر روسی استلوفسکی، قراردادی را می‌بندد که بتواند یک رمان را در ۳۰ روز به پایان برساند یا حق انتشار همه آثار گذشته و آینده‌اش را از دست بدهد. در این قرارداد داستایفسکی متعهد شده بود که اگر او تا تاریخ ۱ نوامبر ۱۸۶۶ رمانی را تحویل ندهد، استلوفسکی حق انتشار آثارش را به مدت ۹ سال، تا ۱ نوامبر ۱۸۷۵، بدون هیچ‌گونه جبرانی به دست آورد. به خاطر همین قرارداد داستایسفکی این کتاب را در ۲۶ روز نوشته است. نگارش سریع و عوامل استرس‌زای همین قمار داستایفسکی به لحن شیدایی رمان می‌افزاید.

یک خط، یک متن | شیر یا خط

یک خط، یک متن | شیر یا خط

پدرام پدرام پدرام · 17 فروردین ·

یه روزایی باید تصمیم بگیری اما مرددی که کدوم رو میخوای؟! یا ساده تر بگم گزینه ها رو حذف کردی و بین دو تا گزینه گیر کردی؛ من هر وقت تو این موقعیت قرار میگیرم یا کسی ازم میخواد که تو این موقعیت بهش کمک کنم یه جمله میگم :

 

همیشه یه سکه تو جیبت داشته باش، برای هر روی سکه تعیین کن به کدوم انتخاب مربوط میشه و  شیر یا خط بنداز. مهم نیست نتیجه دیدن سکه چیه!! مهم اینکه وقتی سکه رو پرتاب کردی حالا واقعا میدونی که دلت میخواد شیر بیاد یا خط.

هایلایت کتاب | قمار باز (دو)

کتاب قمارباز رمان کوتاهی از نویسنده‌ی بزرگ ادبیات روس، فئودور داستایوفسکی، است که در سال ۱۸۶۶ منتشر شده است. در این رمان کوتاه تاریک و جذاب، داستایفسکی داستان الکسی ایوانوویچ، معلمی جوان را روایت می‌کند که در خانواده یک ژنرال روسی کار می‌کند. الکسی سعی می‌کند از دیوار نظم مستقر در روسیه عبور کند، اما در عوض در مارپیچ رو به پایین بی‌پایان شرط‌بندی و باخت غرق می‌شود. اعتیاد شدید و اجتناب‌ناپذیر او با رابطه او با خواهرزاده مرموز و در عین حال ماهر ژنرال، پولینا، برجسته می‌شود.(جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده های کتاب قمار باز :

یک خط، یک متن | توهمِ تفاهم؟!

نکته‌ای جالب که در جامعه(مجازاً مردم جامعه) مکرراً مشاهده می‌کنم، استفاده از کلماتی یکسان بین دو (یا چند) نفر است، حال آنکه وقتی دقیق می‌شوی در می‌یا‌بی که چقدر تعاریف آن‌‌ها از آن کلمات با یک‌دیگر متفاوت است و شگفت آن‌که به ندرت پیش می‌آید فردی درصدد درک تعریفِ "کلمه"ای از منظر مخاطبش برآید. (شاید حتی به فکرش نیز خطور نکند!)

 

و در این حالت، مکالمه در حالتی شخصی‌سازی شده و خارج از آگاهی ژرف صورت می گیرد.

پرسش اصلی این‌ است که آیا چنین مکالماتی که در سطح روزمره شکل می گیرند، در راستای هدفی کارآمد واقع خواهند شد و یا فایده ای خواهند داشت؟ اگر پاسخ خیر است، پس چرا میزان فراوانی این قبیل مکالمات بسیار است و اگر پاسخ بله است، چگونه؟

 

چند پرسش فرعی دیگر..:

  • آیا می توان این طور گفت که با وجود سوتفاهم های بالقوه، به اندازه‌ی هدفشان کافی هستند؟

  • رایج هستند چون برای بقا و زندگی روزمره‌ کفایت می‌کنند؟ (با استفاده از توهمِ تفاهم)

  • آیا انسان نه در پی معنای دقیق، که در پی حسِ اتفاقِ نظر می باشد؟

 

نویسنده متن : ناشناس

هایلایت کتاب | قمار باز (یک)

داستایفسکی در کتاب قمارباز به شیوه‌ی خود مسائلی مانند عشق،‌ خودسر بودن، اعتیاد و کمال‌گرایی را مورد بررسی قرار داده است. او با توصیف دقیق شرایط زندگی آلکسی لوهین، به خواننده نشان می‌دهد که چگونه اعتیاد به قمار و اعتیاد نمادین به مادیات، می‌تواند به فرد زندگی سخت و دردناکی را تحمیل کند و او را به نابودی برساند.(جمله ها در ادامه مطلب)

 

بریده هایی از کتاب قمار باز :

یک خط، یک متن | بهشت خریدنی؟!

میگویند توی قرون وسطا مسیحیان و کشیشان اقدام به فروش زمین های بهشت به مبلغ های بالا کردند.

مارتین لوتر کینگ که وضعیت و صف طولانی این ماجرا رو دید اول سعی کرد با حرف زدن مردم رو قانع و آگاه کنه اما امان از مردم نادان... خلاصه وقتی دید حرف زدن برای این جماعت فایده نداره خودش هم اقدام به خرید زمین کرد اما خرید یک زمین متفاوت؛ او رو به کشیش کرد و گفت من همه زمین های جهنم را میخواهم.

کشیش با تعجب گفت : جهنم؟!

مارتین لوتر کینگ گفت : اره جهنم و میخوام کل جهنم رو بخرم قیمتش چنده؟

کشیش گفت : 3 دلار میشه...

مارتین پول رو پرداخت کرد و رو به کشیش گفت : لطفا یک سند هم به من بدهید.

وقتی سند رو گرفت رو به مردمی که در صف بودند کرد و گفت : من کل جهنم را خریدم و هیچ یک از شما حق ورود به زمین های من را ندارید بهشت برای شما.

 

این ماجرا مربوط به قرن 15 میلادی و زمان مارتین لوتر کینگ است اون خیلی سعی کرد مردمش رو آگاه کنه اما مردم نادان...

میدونی میخوام بگم بهشت رفتن زوری نمیشه، و چیزی که مهمه آگاهی؛ چشمتون رو باز و فکرتون رو بازتر کنید.

هایلایت کتاب | نبرد من (پایانی)

بیاید قبل از پایان پارت آخر هایلایت کتاب نبرد من یکم از زندگی نامه هیتلر بدونیم و در ادامه مطلب هم زندگی نامه اون رو خلاصه وار تکمیل کنیم و چند جمله هم از کتاب قرار بدیم و پروژه کتاب نبرد من رو ببندیم واقعا این زندگینامه و کتاب پر از نکات ارزشمند و تاریخی مهمی میباشد.

 

درباره آدولف هیتلر

آدولف هیتلر در سال 1889 در اتریش متولد شد. او یک سیاستمدار آلمانی و رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان بود. او در سن 18 سالگی از ارثش استفاده کرد و برای تحصیل هنر به وین رفت اما در دانشگاه قبول نشد. هیتلر در این دوره از زندگیش با ایده‌های ضد یهودی آشنا شد که این مسئله منجر به ایجاد دیدگاه‌های سیاسی فاشیستی‌اش در او شد. وقتی که جنگ جهانی اول شروع شد، هیتلر برای رفتن به ارتش آلمان اقدام کرد. او احساس می‌کرد رهبران به کشورشان خیانت کرده‌اند، و آلمان بسیار تحقیر شده و مجبور است تمام هزینه‌های جنگ را نیز بپردازد. بعد از پایان جنگ هیتلر به کمک همکارانش حزب کارگری سوسیالیست ناسیونالیسم یا نازی را تشکیل دادند.