میگویند توی قرون وسطا مسیحیان و کشیشان اقدام به فروش زمین های بهشت به مبلغ های بالا کردند.
مارتین لوتر کینگ که وضعیت و صف طولانی این ماجرا رو دید اول سعی کرد با حرف زدن مردم رو قانع و آگاه کنه اما امان از مردم نادان... خلاصه وقتی دید حرف زدن برای این جماعت فایده نداره خودش هم اقدام به خرید زمین کرد اما خرید یک زمین متفاوت؛ او رو به کشیش کرد و گفت من همه زمین های جهنم را میخواهم.
کشیش با تعجب گفت : جهنم؟!
مارتین لوتر کینگ گفت : اره جهنم و میخوام کل جهنم رو بخرم قیمتش چنده؟
کشیش گفت : 3 دلار میشه...
مارتین پول رو پرداخت کرد و رو به کشیش گفت : لطفا یک سند هم به من بدهید.
وقتی سند رو گرفت رو به مردمی که در صف بودند کرد و گفت : من کل جهنم را خریدم و هیچ یک از شما حق ورود به زمین های من را ندارید بهشت برای شما.
این ماجرا مربوط به قرن 15 میلادی و زمان مارتین لوتر کینگ است اون خیلی سعی کرد مردمش رو آگاه کنه اما مردم نادان...
میدونی میخوام بگم بهشت رفتن زوری نمیشه، و چیزی که مهمه آگاهی؛ چشمتون رو باز و فکرتون رو بازتر کنید.