یک خط، یک متن | توهمِ تفاهم؟!
· 17 فروردین · خواندن 1 دقیقه نکتهای جالب که در جامعه(مجازاً مردم جامعه) مکرراً مشاهده میکنم، استفاده از کلماتی یکسان بین دو (یا چند) نفر است، حال آنکه وقتی دقیق میشوی در مییابی که چقدر تعاریف آنها از آن کلمات با یکدیگر متفاوت است و شگفت آنکه به ندرت پیش میآید فردی درصدد درک تعریفِ "کلمه"ای از منظر مخاطبش برآید. (شاید حتی به فکرش نیز خطور نکند!)
و در این حالت، مکالمه در حالتی شخصیسازی شده و خارج از آگاهی ژرف صورت می گیرد.
پرسش اصلی این است که آیا چنین مکالماتی که در سطح روزمره شکل می گیرند، در راستای هدفی کارآمد واقع خواهند شد و یا فایده ای خواهند داشت؟ اگر پاسخ خیر است، پس چرا میزان فراوانی این قبیل مکالمات بسیار است و اگر پاسخ بله است، چگونه؟
چند پرسش فرعی دیگر..:
آیا می توان این طور گفت که با وجود سوتفاهم های بالقوه، به اندازهی هدفشان کافی هستند؟
رایج هستند چون برای بقا و زندگی روزمره کفایت میکنند؟ (با استفاده از توهمِ تفاهم)
آیا انسان نه در پی معنای دقیق، که در پی حسِ اتفاقِ نظر می باشد؟
نویسنده متن : ناشناس