هایلایت کتاب | دروغ هایی که به خودمان میگوییم (دو)
· 18 فروردین · خواندن 4 دقیقه قراره تو این پست به بررسی کتاب دروغ هایی که به خودمان میگوییم بپردازیم و در ادامه مطلب مفصل تر و کامل تر از کتاب بگیم و جملاتی از این کتاب هم بنویسیم.
درباره کتاب دروغ هایی که به خود میگوییم
جان فردریکسون در کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم با بیان دهها داستان و مثال مختلف به بیان رویههای غلط رفتاری و روانی که ما ممکن است در زندگی روزمره داشته باشیم و بررسی دلایل و عوامل آنها پرداخته است. جان فردریکسون در این کتاب نشان میدهد که چگونه علت ظاهری مشکلات ما تقریباً هرگز علت واقعی آنها نیست. علاوه بر این، او نشان میدهد که ما واقعا از چه چیزی میترسیم و چگونه باید با ترسهایمان روبهرو شویم.
این کتاب علاوه بر بخش مقدمه و سخن پایانی شامل شش فصل است. جان فردریکسون در هر فصل از این کتاب مرحلهای از مسیر یافتن ریشهی ترسها و مشکلات و روبهرو شدن با آنها را بیان میکند. این شش فصل عبارتند از: «ایرادی وجود دارد»، «چگونه از حقیقت زندگیمان دوری میکنیم؟»، «خودداری از پذیرش»، «بمیرید پیش از آنکه بمیرید»، «دروازهی حقیقت بودن» و «پذیرفتن».
خواندن و دانلود کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب را به کسانی که به مطالعه در حوزهی خودیاری علاقه دارند پیشنهاد میکنیم. علاوه بر این اگر در پی یافتن ریشههای حقیقی مشکلات روزمرهی خود هستید، خواندن این کتاب میتواند به شما برای یافتن دلیل اصلی مشکلات کمک کند.
خلاصه کتاب
جان فردریکسون در کتاب دروغهایی که به خود میگوییم با شرح عقیدهاش در رابطه با رنج انسانها به بیان این نکته پرداخته است که میتوان با طی کردن مسیری به این رنجها پایان داد و این مسیر چیزی نیست جز روبهرو شدن با حقیقت و پذیرفتن آن. به عقیدهی فردریکسون ما به خاطر دروغهایی که پذیرفتهایم و دروغهایی که برای دوری از درد به خود میگوییم بیمار میشویم و از راه روبهرو شدن با حقایق زندگی درونی و بیرونیمان بهبود خواهیم یافت. با همین دلیل فردریکسون در کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم به وارسی دروغهایی که بیمارمان میکنند میپردازد تا «بتوانیم حقیقتی را با آغوش باز بپذیریم که ما را بهبود میبخشد.»
در فصل اول این کتاب، فردریکسون به مخاطب کمک میکند تا روندی را که درمانگر برای کمک به ما برای دیدن علائم ناخوشیاش طی میکند، دریابد. فردریکسون در فصل دوم کتاب به بررسی رنج و دلیل اینکه چرا دروغ میگوییم میپردازد. فصل سوم کتاب روشهایی که هر فرد خود را فریب میدهد و حقیقت را برای خود تحریف میکند بیان میکند. پس از آشنایی با شیوههای فریب خود، در فصل چهارم مخاطب با مرحلهی مرگ انکار و برداشتن نقاب فریبکاریاش روبهرو میشود. در فصل پنجم، پس از رها کردن دروغهایی که به خود میگوییم، برای دیدن حقیقت شنوا و بینا میشویم و در فصل پایانی، و برای شفا یافتن، به پذیرش حقیقت دعوت میشویم.
بریده های از کتاب دروغ هایی که به خودمان میگوییم :
ما رودهای غمواندوه با پیچهای پیشبینیناپذیر هستیم که جوشوخروش میکنیم تا زمانی که سوگواریمان در اقیانوس پذیرش آرام میگیرد.
***
اگر نتوانیم یادگیری از راهِ زیستن و احساس کردن را تحمل کنیم، شروع میکنیم به دروغ گفتن از راهِ فکر کردن، یعنی به وجود آوردن دانش دروغینِ فرضهایمان.
***
هنگامی که از پیشبینی، قضاوت، و مقایسه دست برمیداریم، شروع به گوش دادن میکنیم.
***
به نظر میرسد زندگی با ما سر ناسازگاری دارد. ولی از آنجا که خود ما زندگی هستیم، نمیتوانیم خودمان را از آن جدا کنیم. زندگی ما را در بر دارد. چیزی که «با زندگی سر ناسازگاری دارد» این باور ماست که زندگی باید مطابق خیال ما باشد.
***
اگر باورهایمان بینش نباشند بلکه موانعی بر سر رسیدن به بینش باشند چه؟
***
فهمیدم که اگر نتوانم او را همانطور که هست دوست داشته باشم، باید رهایش کنم تا کسی دیگر بتواند این کار را بکند. وظیفهٔ او نبود که ایدهآل من باشد.
***
ما کثیف و درهمبرهم ساخته میشویم، ولی میکوشیم هر قسمت از واقعیت را که با آنچه ما میخواهیم جور در نمیآید، رد کنیم. وقتی که تصمیم میگیریم چهچیزهایی را خواهیم پذیرفت و بقیه را کنار خواهیم گذاشت، بخشهایی از خودمان را به مرگ محکوم میکنیم. ما تلاش میکنیم خودمان را سانسور کنیم تا مانند تصاویر پاک و پیراستهٔ ذهنمان به نظر بیاییم. این عشق نیست، بلکه بیزاری از زندگی است.
***
درمانگر خوب خردی فطری دارد که زاییدهٔ درد زندگی است، خردی که نمیتوان از راهی دیگر آن را بهدست آورد.