توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

هایلایت کتاب | میخواهم بمیرم... (دو)

چرا باید این کتاب را بخوانیم؟

با اینکه امروزه کتاب‌های مختلف و منابع گوناگونی پیرامون سلامت روان و اختلال‌های روانی به چاپ رسیده و افراد صریح‌تر از گذشته درباره‌ی این مسائل صحبت می‌کنند، اما ذهن انسان همیشه گمان می‌کند که خودش از این موارد مستثنا است. مطالعه‌ی این دست کتاب‌ها که روایت‌گر داستان زندگی فردی با اختلال افسردگی است، هم آگاهی‌بخش است و هم به ما کمک می‌کند تا بدانیم تنها نیستیم و در لحظات ناامیدی و تاریکی باور داریم که افرادی در این شرایط بوده‌اند و از آن گذر کرده‌اند. همچنین مطالعه‌‌ی این دست کتاب‌ها که به موضوع سلامت روان می‌پردازد، باعث افزایش همدلی در میان افراد می‌شود.

 

پادکست | زندگی یا نفس کشیدن؟!

| اگه قدرت خریدمون اومده پایین عوضش قدرت فروشمون بالا رفته... |

این پادکست آخرین قسمت از یک مجموعه تصویری به اسم "آقای کارت" بود؛ سال 1399 یک مجموعه 6 قسمتی ساخته بودم که با توجه به مشکلات اون زمان بوده اما هیچ وقت فکر نمیکردم انقد به این زمان نزدیک باشه، فکر میکردم اوضاع اونموقع در بدترین حالت ممکنش بوده اما نه انگار وقتی فکر میکنی قراره وضعیت بهتر شه بدتر میشه، نمیدونم قضیه چیه؟ خدا با ما شوخیش گرفته یا نمیدونم چی؟! یا مسئولین وقتی میرن پشت میز هاشون به این فکر میکنند که نفرات قبلی ها چه تپه ای رو نر... و وقتشه که یه تپه جدید رو افتتاح کنند.

 

اینروزا که از خیابون ها رد میشم بیشتر آگهی های فروش عضو میبینم قبلا بود ولی خیلی کم؛ شاید هر 100 تا خیابون یه دونه ولی این روزا خیلی زیاد این آگهی ها رو میبینم و انقد ناراحت کننده است که حتی دیگه حس بیرون رفتن هم نیست چون آدمی هستم که نمیتونم بی تفاوت به این مسائل باشم از طرفی هم کمکی از دستم برنمیاد که انجام بدم. شاید چینِ کمونیستِ بی شرفِ حشره خوارِ حرومزاده، به مسئولین دستگاه فیلترینگی فروخته که سیگنال "همه چی آرومه من چقد خوشبختم" رو روی گوشی خدا میفرسته و خدا هم فکر میکنه که زندگی ایرانی ها شبیه به چیزی که توی اخبار ایران میگه و یادش رفته توی یخچال های ما رو ببینه تا با واقعیت رو به رو بشه. یا شایدم...

 

این صدمین پست وبلاگ

هایلایت کتاب | میخواهم بمیرم...

اسم کتاب خودش یه کتاب؛ شوخی میکنم جز کتاب های خوبی که به گفته خیلی ها کلی نکات خوب و خفن داره اسم کتاب هم به صورت کامل اینه :

میخواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کرده ام / میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم با هر دو اسم این کتاب وجود داره تفاوتش در انتشارات و مترجم کتاب که انتخاب اینکه کدوم مترجم رو میخونید با شماست. بریم سراغ معرفی :

 

کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم

کتاب می‌خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم با عنوان انگلیسی I Want to Die But I Want to Eat Tteokpokki نوشته‌ی بک سهی یکی از کتاب‌های پرفروش در کره‌ی جنوبی و جهان است. سهی در این کتاب خواننده را در جلسات روان‌درمانی خود همراه می‌کند و با صراحت و صداقت احساساتش را نسبت به زندگی و درگیری با اختلال افسرده‌خویی بیان می‌کند.

 

یک خط، یک متن | مناظره هیتلری نویسنده و مدیر

یه ایده ای که امروز به ذهنم رسید، تقابل با مدیر این وبلاگ. گهگاهی میخوام جنگ دوستانه و نیابتی ایجاد کنم و تحلیل ها رو دو جانبه بسازم. من که اینجا یه نویسنده تحلیل گرم ولی مدیر از من به عنوان نویسنده پرسشگر یاد کرده، شاید چون براش یادآور اون سقراط خدا بیامرزم که اول شروع می کرد سوال پرسیدن، با همون سوالا جواب رو به ذهن مخاطب وارد میکرد؛ حالام که میخوام علیهش کودتا کنم... وقت اخراج شدن😂

 

خوشبختانه طرز تفکر من و مدیر وبلاگ خیلی شبیه همه و مطالعاتمون هم تو یه رده قرار داره، برای همین به مبارزه می طلبمش و جنگ رو آغاز می‌کنم.

خب بیاید اول این پست مدیر رو بخونیم و از یه جنبه دیگه بررسیش کنیم. کوتاهه سریع بخونیدش و بیاید تو همین پست. یک خط یک متن | قدرت

حالا بریم سراغ ادامه مطلب...

 

پادکست | من چمه؟!

پادکست | من چمه؟!

پدرام پدرام پدرام · 14 اردیبهشت ·

| میشه بهم بگی من چمه؟ میشه دوباره اون بغل رو داشته باشم؟! |

این روزا بی حوصله، کلافه، خسته، خسته، خسته و خست.... خسته از خیلی چیزاییم که حتی نمیدونیم چرا؟ جرم ما چی بوده؟ مگه غیر اینه که ما فقط یک زندگی آروم میخواستیم؟! ولی میدونی نمیتونیم حرف بزنیم یا ناراحت باشیم چون خیلی ها به ما تکیه کردند ما لبخند میزنیم با اینکه درد زیادی رو تحمل میکنیم کاش میرسیدم به همون روزا که دکتر میپرسید چرا اومدی؟! و ما رو میکردیم به مامان و میگفتیم...🥲🥲

 

تجربه واقعی | شما و آدم ها

تا اونجایی که میدونم تو بلاگیکس مخاطبانی با رده های سنی مختلف فعالیت دارند و این یعنی علاقه به نوشتن، اظهار نظر، فعالیت و حتی بیان روزمرگی بین همه فعاله.

 

حتی رده های کنکوری، دانش آموز و دانشجو هم قطعا داریم؛  یکی از چیزایی که دوست دارم راجبش از خیلی آدمای فعال اینجا بپرسم اینه که داستان تحصیل و کنکورشون چطور گذشت؟ به نظرم این داستان برای هر آدمی، یه فراز و فرود های خاصی داره که مشابه بقیه نیست. خیلیا پشت کنکور ممکنه باشن و برای هدفشون تلاش کنن خیلیا همون سال اول یه جا قبول شدن، خیلیا با تلاش، خیلی هام خیلی براشون اهمیتی نداشته و یه جا رفتن شایدم ول کردن. اما میدونید کشور ما مدرک محوره بیشتر، شما هر جا بری اول می پرسن مدرکت چیه؟ و یه زمانی مهم بود کجا درس خوندی ولی الان دیگه دانشجوی روانشناسی دولتی و آزاد و پیام نور خیلی فرقی ندارن نه از نظر سطح دانش ، بلکه از نظر جایگاه اجتماعی.

 

به شخصه دانشجوی یه دانشگاه دولتی ام، به عنوان یه فرد خوابگاهی، اینقدر که باید استرس خوابگاه و دانشگاه و استاد و واحد و امتحان رو بکشم، دانشگاه آزاد مثلا اینقدر سختی نداره. آره خب تهش یه مدرکه دیگه منم نباید سخت بگیرم ولی برام جالبه هیچی تفاوتی با باقی دانشگاه ها نداریم که هیچ، مغزی هم نمی مونه برامون.

 

حالا همه این ها به کنار، میخوام از مصیبت انتخاب رشته یه فردی که به طور کامل قراره وارد یه جامعه بشه صحبت کنم...

 

تفکریسم | بررسی رمان ها (دو)

تو پست قبلی راجب سبک عاشقانه رمان ها صحبت کردم.

این بار از یه سبک دیگه رونمایی میکنم که تو این وبلاگم خیلی از کتاب هاش معرفی شده.

 

یه سوال میکنم، وقتی میری کتاب رو می خری یا امانت می‌گیری، از قبل مشخص کردید چه کتابی میخواید؟

یا مثل من میرید و می‌بینید کدوم کتاب بیشتر چشمتون رو میگیره و همون رو برمی‌دارید؟ 

 

خیلی وقتا ما مثلا برای مطالعات مشخصی، دنبال کتاب های مشخص و از پیش تعیین شده میگردیم، خیلی وقتا هم بستگی به حالمون داره و باید ببینیم اون لحظه چی میخوایم یا چی نظرمونو جلب میکنه و همونو برداریم. اما بریم سراغ اصل مطلب، سبک کلاسیک...

 

تفکریسم | بررسی رمان ها (یک)

چی میشه که یه کتاب، تبدیل میشه به یه رمان؟!تا حالا بهش فکر کردید؟

 

تا حالا خودتون رو جای نویسنده ها گذاشتین؟ به این فکر کردید که کتاب ها چطور شروع میشن؟ مثلا کتاب هری پاتر می دونید چطوری شروع شد؟  تو یه کافه روی یه میز نصفه نیمه نوشته شد و اینطوری ایده اش شکل گرفت و جی.کی رولینگ با این کتاب معروف شد...گاهی بعضی از کتاب ها یهو بروز میکنند؛ یعنی ایده نوشتنش یه دفعه به ذهنت میاد و اگه اهل نوشتن باشی یا تیزبین به سرعت به قلم میاری و ممکنه تبدیل بشه به خیلی از کتابایی که الان دارید می خونید!

 

بریم سر اصل مطلب، با بررسی رمان ها از لحاظ عاشقانه...

 

هایلایت کتاب | ناتمامی

هایلایت کتاب | ناتمامی

پدرام پدرام پدرام · 12 اردیبهشت ·

معرفی کتاب ناتمامی

ناتمامی دومین رمان زهرا عبدی پس از روز حلزون است. ماجرای این رمان در یک فضای دانشگاهی می‌گذرد و درباره گم‌شدن یک دختر دانشجوی شهرستانی است. این کتاب برنده تندیس بهترین رمان سال ۱۳۹۵ از جایزه ادبی هفت اقلیم شده و استقبال خوبی هم از طرف خوانندگان داشته است.

 

 خلاصه کتاب ناتمامی

لیان جفره‌ای، دانشجوی بوشهری ادبیات فارسی چند روزی است که غیبش زده است و دوست هم اتاقی‌اش، سولماز برای پیدار کردن او دست به هر کاری می‌زند.

این کتاب ۲۳ فصل و دو راوی دارد که تقریبا هر فصل را یک راوی روایت می‌کند.