تفکریسم | بررسی رمان ها (دو)
· 13 اردیبهشت · خواندن 3 دقیقه تو پست قبلی راجب سبک عاشقانه رمان ها صحبت کردم.
این بار از یه سبک دیگه رونمایی میکنم که تو این وبلاگم خیلی از کتاب هاش معرفی شده.
یه سوال میکنم، وقتی میری کتاب رو می خری یا امانت میگیری، از قبل مشخص کردید چه کتابی میخواید؟
یا مثل من میرید و میبینید کدوم کتاب بیشتر چشمتون رو میگیره و همون رو برمیدارید؟
خیلی وقتا ما مثلا برای مطالعات مشخصی، دنبال کتاب های مشخص و از پیش تعیین شده میگردیم، خیلی وقتا هم بستگی به حالمون داره و باید ببینیم اون لحظه چی میخوایم یا چی نظرمونو جلب میکنه و همونو برداریم. اما بریم سراغ اصل مطلب، سبک کلاسیک...
معمولا اسم سبک های کلاسیک که میاد، یاد کتاب های چارلز دیکنز و تولستوی و داستایوفسکی می افتیم. بستگی داره دیگه چقدر اهل خوندن این مدل کتابا باشید اما این کتاب ها با چاشنی نسبتا تاریخی و فرمالیته کهنه ای که دارن جذابیتشون رو برای خوانندگان مختلف حفظ کردن.
مثلا کتاب آن شرلی با موهای قرمز رو در نظر بگیرید، یه کتاب چند جلدی راجب داستان دختری از کودکی تا بزرگ شدنش رو شرح میده تو دهکده گرین گیبلز و خلاصه چقدر سبک کلاسیکش چشمگیره از فرم لباس پوشیدن بگیر تا تفکرات رایج اون زمانه... و اینقدر جذابیت داشته که حتی کارتونش هم به مدل های مختلفی منتشر شده و مخاطبین رو خیلی خشنود کرده. یا کتاب بینوایان ویکتور هوگو، با داستان دختری به نام کوزت که اون هم با همین سبک کلاسیک به معروفیت رسید و کارتون و حتی فیلمش هم ساخته شد. جذابه نه؟!
حتی کتاب نازنین داستایوفسکی هم که داستان عاشقانه دختری جوان و مردی میان سال است، نوعی سبک کلاسیک به حساب میاد. اما اوج محبوبیت این سبک با کتاب هایی مثل هایدی، سارا کورو، بچه های راه آهن، سپید دندان، تام سایر و کلبه عمو تام بوده که این ها همه سبکی کلاسیک دارند که وصفیاتی پادشاه گونه دارند، در کتابی به نام شاهزاده قلابی اثر جنیفر ای نیلسن که سه جلدی بود و شخصیت اصلیش پسر بچه ای بود به نام جارون که در اصل شاهزاده بود ولی بر اثر اتفاقاتی تبدیل به پسرک گدایی به نام سِیج میشه و داستان به سبک پادشاهانه و کلاسیک میشه و پیش میره، این هم یکی از زیباترین نوشته ها در جایگاه کلاسیک خودش هست و به شخصه از خوندنش لذت بردم.
البته شخصا کتاب های معروف کلاسیک زیادی از دیکنز و داستایوفسکی و... نخوانده ام، ولی این سبک رو به شدت تحسین می کنم، چرا که چاشنی تاریخی خیلی زیبایی رو به تصویر می کشه و لذت زندگی در گذشته رو برای خوانندگان ایجاد میکنه. این سبک ها بیشتر حالتی ساده، عام پسند و همه گیر دارن، تاریخ یک جامعه رو به تصویر می کشن و زندگی های ارباب رعیتی اون زمان رو هم به نوعی به تصویر میکشن مثل کتاب شاهزاده و گدا که اثر معروفی بود و فیلم هم ازش ساخته شد.
به طور کلی، این سبک اونقدر خاصه که هر کسی سراغ نوشتنش نمیره و تا حدودی برای نوشتن این مدل داستان ها، باید از تاریخ اون زمان هم به مقدار کافی مطلع باشن، حتی فیلم های کلاسیک مثل داستان سارا و فیلیسیتی، یا کارتون زنان کوچک هم به نوعی به زیبایی دوره کلاسیک را به تصوير می کشند.
قطعا برای دوست داران این سبک، خوندن کتاب های آن اینقدر جذاب است که از من بیشتر می توانند کتاب های این سبکی را نام ببرند چرا که این یک سبک مستقل است و در هر کتابی بر خلاف سبک عاشقانه یافت نمیشود.