پادکست | دوری و دوستی!
· 11 اردیبهشت · | نمیدونم ولی وایب این به نظرم خیلی خوب بود |
نظر شما چیه؟
· 11 اردیبهشت · | نمیدونم ولی وایب این به نظرم خیلی خوب بود |
نظر شما چیه؟
· 10 اردیبهشت · مردم عوض شدن، زمونه عوض شده، میدونی،
این روزها وقتی با یه نفر دست میدی،
بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه…
Every Body fine 2009
· 10 اردیبهشت · اگر روند وبلاگ ما رو بدونید، قطعا فهمیدید که همه چیز روی کتاب و مطالعه و تفکر استوا، حالا چالش امروز برای شما این است که؛ یه کتاب که فکر میکنید لازمه تو کلکسیون معرفی کتاب های ما باشه رو تو قسمت کامنت ها یا حتی گفتمان بنویسید و معرفی کنید و ما اونا رو به لیست هایلایت هامون به نام خودتون اضافه میکنیم.
بهترین کتابی که خوندید یا بهتره بگم اون کتابی که بیشترین ارتباط رو باهاش گرفتید و به نظرتون وایب شما رو میده معرفی کنید و اگر دوست داشتید راجب حس و حالی که از خوندنش داشتید صحبت کنید.
پ.ن: این به شما و ما کمک میکنه با کتاب های نخونده زیادی مواجه بشیم که شاید لازم باشه بخونیم و هر کتاب رو از دیدگاه هم ببینیم و به این فکر کنیم که یه کتاب ممکنه چقدر تاثیرگذار باشه روی افکار یا حال آدما.
· 9 اردیبهشت · جان فاولز نویسنده و رماننویس انگلیسی، در سال ۱۹۲۶ در لی-آن-سی بریتانیا به دنیا آمد. او در دانشگاه آکسفورد ادبیات فرانسه خواند و همانجا با مطالعهی آثار آلبر کامو و ژان پل سارتر با مفهوم اگزیستانسیالیسم آشنا شد. البته فاولز هیچگاه بهعنوان یک اگزیستانسیالیست شناخته نشد، اما بهواسطهی نگاه فلسفی و روانشناختیاش در داستانپردازی، رد پای فلسفهی اگزیستانسیالیسم بهوضوح در آثارش دیده میشود.
کلکسیونر اولین رمان منتشرشدهی فاولز بود که برایش شهرتی جهانی بههمراه داشت. او مسیر موفقیتش را با انتشار آثار دیگری چون مجوس و زن ستوان فرانسوی ادامه داد که هر کدام بهنوعی تلفیقی از داستانسرایی پیچیده، فلسفه و روانکاوی به شمار میرفتند.
فاولز در زندگی شخصی فردی درونگرا بود و به طبیعت علاقهی بسیاری داشت؛ علاقهای که در توصیفات جزئینگرانهی آثارش نمایان است. او در سال ۲۰۰۵ درگذشت و آثارش همچنان از مهمترین منابع مطالعه در حوزهی رمانهای روانشناختی معاصر به شمار میروند.
· 8 اردیبهشت · گفته بود موظف به پیروزی نیست، متعهد به حقیقت است،
و موفقیت به هر قیمتی ارزش ندارد اگر سمت نور را رها کنی.
و به حاکمان میگفت:
“شما می توانید همه مردم را بعضی اوقات و بعضی از مردم را همیشه فریب دهید، اما هرگز نمیتوان همه مردم را همیشه فریب داد”
پ.ن: آقای لینکلن واقعا آدم بزرگی بود...
· 8 اردیبهشت · کتاب کلکسیونر با نام اصلی The Collector اثر جان فاولز، یکی از مهمترین رمانهای روانشناختی قرن بیستم است که در ژانر جنایی-روانکاوانه طبقهبندی میشود. این کتاب با داستانی تکاندهنده دربارهی میل انسان به کنترل و در تملک داشتن دیگری، مرز میان عشق، اجبار و جنون را به تصویر میکشد. رمان از زاویهی دید دو شخصیت –یک آدمربای وسواسی و قربانی او– روایت میشود و همین ساختار دوگانه، آن را از سایر آثار مشابه متمایز میکند. این کتاب را پیمان خاکسار به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه آن را منتشر نموده است.
کتاب کلکسیونر در سال ۱۹۶۳ منتشر شد و نخستین کتاب جان فاولز بود که بهسرعت شهرتی جهانی یافت. این اثر با ترکیب عناصر روانشناسی، جنایی و نقد اجتماعی، بهعنوان یکی از نمونههای شاخص رمانهای مدرن در انگلستان شناخته میشود.
· 7 اردیبهشت · | یه وقتایی زود دیر میشه حواست به این حرف باشه |
خود پادکست گویای همه چیز هست اگه جلالی توی زندگیتون حواستون بیشتر باشه چون یه وقتایی زود دیر میشه و به قول گفتنی دیگه نمیتونید برای زندگیتون همچین آدم هایی رو پیدا کنید؛ ما درگیر آدم هایی میشیم که توجه کمتری به ما دارند و اونایی که هستند رو فراموش میکنیم. وقتی اونایی که توجه کمتر داشتند ما رو تنها میذارن تازه به اونایی پی میبریم که وقتی در بدترین حالتمون هم بودیم بازم اونا بودند اما وقتی پی میبریم که اون ها هم به زودی خواهند رفت چرا؟!
چون دوست، رفیق، پارتنر و کسانی رو انتخاب کرده بودیم، که ذره ای ما را دوست نداشتند و فراموش کردیم دوست بداریم، کسانی را که ما را دوست داشتند.
· 7 اردیبهشت · یه قسمتی تو کتاب شازده کوچولو،اثر "آنتوان دوسنت اگزوپری" هست که میگه
.
.
.
شازده کوچولو پرسید: «غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟»
روباه گفت: «بری و کسی متوجه نشه...!»
-- احتمالا ممکنه برای خیلی ها پیش بیاد که باشند و کسی بهشون اهمیت نده یا برن و کسی متوجه رفتنشون نشه؛ کاش آدما وقتی کنار هم هستند یاد بگیرند برای موندن، برای رفتن، برای همدیگه اهمیت، ارزش، احترام و توجه قائل باشن و همدیگه رو نگه دارن... .
کاش بدونن وقتی رفتی،برگشتی در کار نیست و اون موقع خیلی دیره اگه بخوای تلاش کنی که برگرده و به قول معروف پشیمونی دیگه سودی نداره؛ کاش بدونن اگه موندی، به خاطر نیاز به طرف مقابلت نیست، برای وابسته بودن صرف نیست، بلکه دوست داری بمونی چون موندن قشنگ تره، تزلزل همه چی رو تق و لق میکنه پس وقتی بخوای محکم بمونی، باید بدونن این برای عزیز بودنه هر دو نفره... .
کاش آدما موندن و رفتن رو به بازی نگیرند، برای سرگرمی نمونن و برای خستگی نرن، آدما برای ادامه به هم نیاز دارند، پس کاش اگر می مونن واقعا بمونن و اعتماد رو خدشه دار نکنن و اگر میرن، واقعا برن و دیگه پشت سرشون به پل هایی که خراب کردن نگاه نکنند، چون راه برگشت به راحتی دیگه ساخته نخواهد شد؛ و کاش آدما اونقدری همو بخوان که اصلا به رفتن و موندن فکر نکنند، بمونن چون میخوان کنار هم بمونن و نرن چون رفتن معنایی نداره؛ مگر در مواقعی که زندگی به رفتن حکم میکنه و دست هیچ کدوم نیست... .
کاش، همه این کاش گفتن ها به جای لفظِ بر هوا معلق شده، واقعی بشن و کسی دیگه ازش برای بیان حسرت استفاده نکنه :)
· 7 اردیبهشت · اگه راستشو میگفتی خیلی بهتر بود؛
میدونی واسه یه دروغ کوچولو همش باید دروغ بگی!
فیلم ایرانی دهلیز