تجربه واقعی | شما و آدم ها
· 14 اردیبهشت · خواندن 7 دقیقه تا اونجایی که میدونم تو بلاگیکس مخاطبانی با رده های سنی مختلف فعالیت دارند و این یعنی علاقه به نوشتن، اظهار نظر، فعالیت و حتی بیان روزمرگی بین همه فعاله.
حتی رده های کنکوری، دانش آموز و دانشجو هم قطعا داریم؛ یکی از چیزایی که دوست دارم راجبش از خیلی آدمای فعال اینجا بپرسم اینه که داستان تحصیل و کنکورشون چطور گذشت؟ به نظرم این داستان برای هر آدمی، یه فراز و فرود های خاصی داره که مشابه بقیه نیست. خیلیا پشت کنکور ممکنه باشن و برای هدفشون تلاش کنن خیلیا همون سال اول یه جا قبول شدن، خیلیا با تلاش، خیلی هام خیلی براشون اهمیتی نداشته و یه جا رفتن شایدم ول کردن. اما میدونید کشور ما مدرک محوره بیشتر، شما هر جا بری اول می پرسن مدرکت چیه؟ و یه زمانی مهم بود کجا درس خوندی ولی الان دیگه دانشجوی روانشناسی دولتی و آزاد و پیام نور خیلی فرقی ندارن نه از نظر سطح دانش ، بلکه از نظر جایگاه اجتماعی.
به شخصه دانشجوی یه دانشگاه دولتی ام، به عنوان یه فرد خوابگاهی، اینقدر که باید استرس خوابگاه و دانشگاه و استاد و واحد و امتحان رو بکشم، دانشگاه آزاد مثلا اینقدر سختی نداره. آره خب تهش یه مدرکه دیگه منم نباید سخت بگیرم ولی برام جالبه هیچی تفاوتی با باقی دانشگاه ها نداریم که هیچ، مغزی هم نمی مونه برامون.
حالا همه این ها به کنار، میخوام از مصیبت انتخاب رشته یه فردی که به طور کامل قراره وارد یه جامعه بشه صحبت کنم...
من قبل از اینکه کنکور بدم، همه جا سوال این بود که کجا و کدوم رشته میخوام برم و خلاصه کلی اظهار نظر که برو فلان رشته و فلان کارو بکن و از این حرفا. کنکورمم دادم، حالا مصیبت این بود که رتبه ات چند شد و با این رتبه کجا راهت میدن و کجا میتونی بری...
سر انتخاب رشته، بازم بودن ادمایی که بیان بگن فلان شهر نزنی هااا ، به درد نمیخوره. سخت گیرن ، اساتیدش ضعیفن.
رتبه که اومد، همون شب تلفن ها زنگ می خورد که چند شدی، وقتی هم می گفتی حدس بزن دیگه خیلیییی میخواستن در حقت لطف کنن و فکر کنن خوندی میگفتن ۱۰۰۰؟ ولی تو فکرشون رو ۵۰۰۰ اینا بسته بودن مثلا... بعدم که رتبه واقعی رو میگفتی و میدیدن مثلا شده زیر ۱۰۰۰، جاتون خالی برگاشون می ریخت و میگفتن نه بابا جدی؟ خب پس برو تهران دیگه اینجا نمون...
درباره من، همه بهم گفتن برو تهران، گوش نکردم. میدونید هیچ کس جای دیگری نیست و شرایطش رو درک نمیکنه. همه آدما فقط یه نگاه به فاصله و رتبه و خود دانشگاه میندازن و میگن برو دیگه حله! در حالی که اتفاقا اصلا اینجوری نیست. دوست دارم بدونم اولین بار کی این میزان ظاهربینی رو ایجاد کرد که تو فقط به اسم دانشگاه نگاه کنی و بگی اوه این داره خوب جایی درس میخونه.
همکلاسی من با سهمیه رفت تهران همون رشته ای رو داره میخونه که من دارم تو یه دانشگاه دیگه میخونم، درسامون با هم فرقی نداره، اگر بخوای نظر منو بپرسی میگم اساتید هم فرقی ندارن ته تهش این تویی که باید بخونی و یاد بگیری و پیش بری!
تو دوران مدرسه، امکاناتی حداقل واسه شهر ما نبود که پاشی بری قلمچی و گزینه دو بدی و تهش یه رتبه خوب بگیری. ته تهش رتبه ها روی ۱۰۰۰ و چهار رقم بود و اگه بخت باهات یار بود و سهمیه داشتی شاید ۳ رقمی هم میشدی، معلمای به درد بخوری هم نبود. این شاید مثل شرایط خیلیا باشه، یه کلاس ۳۰ نفره با معلمانی که درس تخصص خودشون رو هم درس نمی دادن. تهش می رفتی سر کنکور و میدیدی یا خدا این سوالا که تو کتاب و مدرسه ما درس داده نشد. به زورم می کشوندن مدرسه و سر کلاس بی فایده باید می نشستی.
شرایط منم شاید شبیه خیلی از شما بوده باشه، منم مجبور بودم خودم بخونم و پیش ببرم. یه مقدار خیلی زیادی فیلم و کتاب جویدم تا رسیدم سر کنکور و دیدم اوه شانس من این کنکور با همه کنکور های قبلی فرق داره چون سخت تر بود. ما امتحانامون هم نهایی بود و تاثیر مستقیم داشت. برای همین هم باید تشریحی هندل می کردیم هم تستی، مثل خیلی از بچه های کنکور امسال و سال های بعد، خلاصه فشار زیاد بود و همه هم میگفتن نه بابا راحته من الان اگه فرصت داشتم می خوندم کنکور میدادم تهران قبول بودم. در حالی که به پای عمل که می رسید میدیدی تو نمره ماهانه کلاسشونم موندن... رشته انسانی هم که هزار تا کتاب داره و هر چی بخونی تمومی نداره.
انتخاب رشته هم کردم رفتم یه دانشگاه نزدیک تر، گفتن عزیزم مغز خر خوردی؟ رفتی دوقوز آباد درس بخونی. طرف حتی اونجا درس نخونده بود و اساتیدش رو می کوبید. حالا اساتید خوب یا بد من باید تهش خودم بخونم دیگه. ترم یک امتحان مجازی دادیم، اساتید لطف که نکردن تازه نمره کمتر هم دادن، تهش همینه اساتید همه جا همینه هر جا بری اگه زرنگ باشی از صفر صد میسازی.
همه اینا رو گفتم تا اینو بهتون بگم، زرنگ باشید از صفر به صد برسونید. آدما در جا موفق نمیشن، در جا بهترین نمیشن. اگه میخواین بهترین باشین ، تلاش کنید. فکر نکنید خدا خودش شما رو به یه جا میرسونه.یاد بگیرید از هیچ به همه چیز برسید، هنر نیست که همه چیز در اختیار داشته باشی و باز هم به هیچ جا نرسی. من هزار جور حرف شنیدم از انتخاب رشته دبیرستان و انتخاب رشته دانشگاه بگیر تا کوچکترین کاری که کردم. همه جا آدم هست که هیت بده و دیس کنه و کاری کنه به زمین بخورید. مثال کنکور رو زدم چون برای خیلیا یا قبلا اتفاق افتاده یا خواهد افتاد و قطعا همه تجربه اش کردن. کنکور هیچ وقت همه چیز نبوده، میتونی کنکور ندی و درراه دیگه ای فعالیت کنی، این هیچ اشکالی نداره ولی جامعه مدرک محوره متاسفانه و باید حتی اگه شده مدرک یه رشته بی کاربرد در ایران بگیری، بازم تلاش کنی براش.
رشته های دانشگاهی اکثرا به دردتون نمیخورن، به من میگفتن رشته ات انسانیه تاپ ترین رشته حقوقه، برو حقوق! اصلا هم مهم نبود دوست داری بری یا نه فقط اظهار نظر های دلبخواهی بود و هیچ. حالا روانشناسی ام گیر دادن میگن کی مطب میزنی، میتونی اصلا مطب بزنی اصلا چیزی حالیت هست؟ خلاصه که اصلا به خیلی از مردم توجه نکنید، حرف همه جا هست ، نظر دهی هم هست، این شمایی که باید راه خودتو پیدا کنی و به جایی که لیاقتته برسی. اگه یه راهی نشد، نگی ناامید شدم. من خودم سه ماه آزگار ناامید عالم بودم، چون احساس شکست میکردم، بعد ها وقتی وارد دانشگاه شدم فهمیدم اشتباه کردم و اتفاقا باید از راه جدید استقبال کنم، خلاصه میدونم ممکنه تو یه راهی موفق نشده باشید ولی مطمئن باشید راهی که توش قرار گرفتید درسته و باید این مسیر طی بشه. باید روزا بگذرن تا متوجه بشی موفقیت تو در این راه بوده همون لحظه ممکنه نفهمیم...
تو همه چیز همینه، شغل، دانشگاه، تحصیل، ازدواج... باید تلاش کنید بهترین انتخاب رو داشته باشید و این انتخاب در جا مشخص نمیشه، زمان لازمه و البته از هیچ به همه چیز رسیدن قشنگ ترین تجربه اس که من حتی درباره هیتلر هم میگم و همه دیسش میکنن، ولی حرفم اینه که برای دنیایی که در نظر دارید تلاش کنید و نگهش دارید. اگه جایی دیدید اشتباه میکنید رهاش کنید و در صدد درست کردن برید. آدمای درست زندگیتونو هر جور شده نگه دارید و خودتونو خرج هر کسی نکنید. منم جوونم و ناپخته، ولی شاید تنها درسی که گرفتم این بود که آینده رو ول کنم چون آینده من چیزی شد که تو تخیلات من بهش فکر نشده بود. پس در لحظه زندگی کنید و از روز لذت ببرید، از چیزایی حرف بزنید که دوست دارید و چیزایی بخونید که مفیده. به حرف هر کسی که فکر میکنید درکتون نمیکنه و شرایط شما رو نمیدونه هم گوش ندید، این شمایید که خودتون رو خوب میشناسید. پس سعی کنید از خودتون راضی باشید...