توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

تفکریسم | زندگی و آدم ها

گاهی اوقات زندگی خیلی عجیبه! یهو یه اتفاقات کاملا یهویی برات میفته و نمی فهمی واقعا یه سری چیزا چطوری سر راهت قرار گرفته؟

 

خیلی چیزا تو زندگی دست ما نیست، خارج کردن آدما از زندگی خیلی وقتا دست خودمونه، وارد کردن همون آدما هم گاها دست خودمونه، اما گاهی یه آدمایی، یه چیزایی تو زندگیت میان که نمی دونی سر منشأ کجاست و چرا برای تو پیش اومده؟

 

ولی وقتی فکر می‌کنی، وقتی پیش میری، وقتی با اون آدما یه مدت ادامه میدی می فهمی اون گاهی اومده که بهت درس بده، درس عبرت! یا شاید تو رو از چیزی آگاه کنه که ممکن بود بعدا برات مشکل ایجاد کنه و مراقبت باشه، شاید حتی اومده تا تو رو بهترت کنه، باعث بشه بتونی یه نسخه بهتری از خودت ارائه بدی، نسبت به خودت حس بهتری داشته باشی و خودتو اپدیت کنی! شایدم اومده باعث بشه ضرر کنی، تا یاد بگیری و تجربه کنی که همیشه همه چیز اونطوری که دقیقا تو میخوای نیست!

 

گاهی آدما بهت یاد میدن توجه کردن یعنی چی! گاهی یاد میدن تجربه کسب کنی و از تجربه هاشون استفاده کنی، گاهی کمکت میکنن تا رشد و پیشرفت کنی! این چیزیه که زندگی از بابت آدما بهت یاد میده که تو یه رابطه دو سویه باهاشون قرار داری، قرار نیست همیشه ازشون استفاده کنی بلکه خودتم باید نقش خودتو در زندگی آدمای دیگه طوری که باید ایفا کنی، گاهی آدم بده ماجرا باشی و گاهی آدم خوبه، گاهی شیطان باشی و گاهی فرشته! پس این یه رابطه دو طرفه است بین همه آدمایی که با هم مواجه میشن و به بقای هم کمک میکنن... .

تفکریسم | رقابت یا رفاقت؟!

حرفم رو با این سوال شروع می‌کنم:

 رفاقت رو ترجیح می‌دید یا رقابت؟!

شاید خیلیاتون در جواب این سوال بگید معلومه که رفاقت! اصلا چرا رقابت؟ 

 

ولی اگه به خودتون و دور و بریاتون نگاه کنید می‌بینید علاوه بر رفاقت، رقابت هم در سراسر زندگی شما جاریه. توی شغلتون، توی تحصیلتون، توی دوستی هاتون حتی توی زندگی مشترکتون... همه چی آغشته به چاشنی رقابت هست، خیلی وقتا رقابت هست اما رفاقت نیست، حتی ممکنه رفاقت نتیجه همین رقابت ها باشه، دیدین تو این مسابقات فوتبال یا رالی، سر اسم و رسم و اول شدن با هم رقابت دارن ولی اگه بیرون از اون مستطیل سبز یا جاده نگاهشون کنی میبینی خیلی هم با هم رفیقن! قطعا فوتبالی ها میتونن واسش مثال بیارن... پس باید بگم رقابت لازمه زندگی ماست، باعث ایجاد انگیزه ای برای پیشرفت و جلو رفتن میشه اما چه زمانی ممکنه همه چیزت رو ازت بگیره؟!  بیا تا بگم

 

تفکریسم | سطحی هستیم؟!

گاها با خودم فکر می‌کنم محتوای افکار خیلی از ماها چقدر سطحی یا عمیقه؟!

 

صحبت های روزمره ما خیلی وقتا بر می‌گرده به اینکه امروز چکار کردی؟ با کی حرف زدی؟ کی بهت پیشنهاد داد؟ کیس های امروز کیا بودن؟ یا غیبت راجب همدیگه اس یا حال و احوال پرسی از هم... یا حتی ممکنه بشینیم راجب سیاست، اجتماع و اقتصاد و چیزایی که تو زندگی پیش میاد حرف بزنیم... 

 

ولی آدما با هم خیلی کم پیش میاد یهو بشینن راجب تاریخ حرف بزنن یا راجب فلسفه، روانشناسی و... نصیحت اگر کنی گوش شنوای کمی داری! سوالات عمیق کنی، حوصله رو سر می بری! بخوای راجب عهد قاجار حرف بزنی، میگن بابا حوصله داریا کی میشینه این چیزا رو بخونه آخه! اما قضیه اینجاست که ....

 

تفکریسم | موجودی حساب کافی نیست!

شاید این کوتاه ترین تفکریسمی است که مینویسم اما مهمترین هم هست.

قبلش میخوام ازتون یه سوال کنم که وقتی بهش فکر کردید ادامه مطلب رو بخونید. سوال اینه :

کدام یک مهم تره عدد موجودی حساب شما یا زندگی در یک رفاه نسبی و تفکر آسوده داشتن؟!

 

تفکریسم | ما از چی ساخته شدیم؟

من یه نویسنده ساده ام، فقط بیان کننده مطالبی تو این وبلاگ و شاید یه روز دیگه پستی هم نذارم، شاید متن های خوبی نوشته باشم شایدم در سطحی متوسط فقط کلمات رو پشت هم آورده باشم... ممکنه دیگری در سطحی حرفه ای تر بنویسه و موندگار بشه اما بحث اصلی من این نیست. میخوام از این بگم که ما رو چه چیز هایی می سازند؟

 

اینکه نویسنده ساده یه وبلاگیم؟ اینکه دانشجوی یه رشته تو دانشگاهیم؟ اینکه یه فرد شاغل تو یه کاری هستیم؟ یا اینکه تو چه خانواده و جامعه ای بزرگ شدیم؟ یا حتی اینکه تو زندگیمون چه کارا کردیم تا خودمونو بشناسیم؟

 

به نظرتون کدوم یکی از این سوالا مهمه تره، ریشه ای تره و باید بیشتر روش فکر کرد؟ کدوم یکی از این سوالا میتونه ما رو بسازه؟ همه اش یا فقط یکیش یا حتی بعضیاش؟

 

تفکریسم | فرض کن نیستم...

ما آدم های مهم زندگیمون رو به سادگی از دست میدیم... اره درست شنیدی به سادگی!

شاید با خودت داری میگی که آدم مهم! سادگی! جور درنمیاد که آدم های مهم زندگی که نباید به سادگی از دست برن پس قضیه چیه؟! قضیه خیلی ساده است ما یک چیزا هایی رو باید فرض کنیم که نمیکنیم چون فرض میکنم این فرضیات هرگز رخ نخواهد داد اما اون فرضیه ها رخ میدن اما چجوری؟!

 

تفکریسم | بررسی رمان ها( پارت آخر)

هزاران کتاب در موضوعات مختلف نوشته شده، شما قاعدتا چند کتاب رو شاید با سبک یکسانی پیدا کنید، اما غالبا موضوعاتشون با هم متفاوته، علی الخصوص در شرح جزئیات!

 

تا اینجا سعی کردم تو این چهار پارتی که کلی کتاب معرفی کردم و راجب چند سبک توضیح دادم، با اینکه قطعا کتاب ها به این چهار پارت خلاصه نمیشن، ولی تلاش بر این بوده تا گلچین دو سبک خیلی پر کاربرد و دو سبک کم کاربردتر مطرح بشه تا یه گستره نسبتا مناسبی از تحلیل کتاب ها رو به طور خلاصه تو این چند پارت داشته باشیم. علاوه بر اون سعی بر این بوده تا به ازای هر سبک معرفی شده، کتاب هایی هم مطرح بشه تا علاقه مندان به این سبک ها هم بتونن کتاب هایی راجبش بخونند.

 

اما امروز به عنوان پارت آخر تفکریسم، میخوام سبک جنایی-معمایی و تاریخی- جنگی رو معرفی کنم. در اصل دو سبک جدا هستن ولی چون مطالبی که میگم خلاصه است در قالب یک پارت دو سبک رو فشرده میکنم. قبل اینکه ادامه تحلیل رو بخونید نظرتون درمود این سبک چیه؟!

 

تفکریسم | جان بخشی به اعداد؟!

بذارید با این دیالوگ این مطلب رو شروع کنیم چون تا انتهای این مطلب ممکن خیلی از باور هاتون به چالش کشیده بشه شایدم نشه خواهیم دید چه خواهد شد!

این افراد خاصی هستند که به اعداد معنا میبخشند | Movie : The Number 23

 

خب من برای بار سوم یا چهارم که این فیلم رو میبینم و به نظرم جز اون فیلم هایی که خیلی بهش کم لطفی شده و اونقدی که باید دیده نشده پس پیشنهاد میکنم اگه ندیدی حتما ببینیش چون میتونه باور های ذهنیت رو بهم بریزه اما بیاید درمورد نه فقط اعداد که درمورد رنگ ها هم صحبت کنیم چون ما به اون ها جان میبخشیم یا بهتره بگیم معنا میدیم مثل وقتی که میگیم عدد 13 نحسه حتی سال ها قبل روی پلاک خونه ها 13 نمینوشتن و به صورت 1+12 نوشته میشده یا به رنگ ها معنی خاصی میدیم مثلا میگیم زرد نشانه تنفر یا سبز نشانه تازگی و نو بودن داره اما همه این معنا بخشیدن ها و جا بخشی کردن به مفاهیم چیه؟!

 

تفکریسم | باشگاه بازنده ها

قطعا کسی دوست نداره بازنده باشه البته این مسئله خیلی مفصل و نمیشه با یه جمله قسمت تمومش کرد اما میشه با این جمله آغازش کرد:

قبل از برنده شدن باید بازنده شدن رو یاد بگیری.

 

ما همیشه وقتی میخواییم موفقیت یا برنده شدن رو کشف کنیم، میریم سراغ آدم هایی که موفق شدن و به جایگاهی رسیدند؛ این راه معمول کشف رازِ موفقیت، و بیشتر وقتا هم به بن بست میرسه چون کسی که موفق شده همیشه یه سانسوری توی حرفاش هست یا یه بخشی مهمی که توی موفقیت اش نقش داشته رو نمیگه به هر دلیلی. اینم در نظر داشته باشید که این حرف من جدای از مسئله این است که "هر کسی با هر داستانی توی زندگیش راز هایی داره" و منظورم من فقط سانسور راز موفقیت بود.

اما سوال پیش میاد که پس چجوری باید راز موفقیت رو کشف کنیم؟!

 

تفکریسم | لیست زندگی!

تفکریسم | لیست زندگی!

پدرام پدرام پدرام · 20 اردیبهشت ·

فیلم The Life List 2025 رو تماشا کردم چند روز پیش به نظرم بعد از این همه مدت که بیشتر فیلم ها توی این چند سال اخیر بی معنی و بی سر و ته شده واقعا فیلم خوبی بود که کلی نکات مفید از زندگی داشت نمیدونم این متن قراره طولانی بشه یا کوتاه اما میخوام سعی کنم که فیلم رو خیلی اسپویل نکنم اما اگه اسپویل شد به بزرگی خودتون ببخشید خلاصه...

 

بذارید قبل از آغاز متن اصلی و تحلیلی خودم چندتا سوال بپرسم :

  • شما لیستی از آرزوهاتون رو تا حالا نوشتید؟
  • اگه نوشتید چندتا از آرزو هاتون تیک خورده؟
  • برای انتخاب پارتنر چه معیار هایی دارید؟ 

 

و یه سوالم آخر این پست میپرسم که خیلی مهمه جوابش اما نه جوابی که به من میدید جوابی که قراره به خودتون بدید.