تفکریسم | باشگاه بازنده ها
· 21 اردیبهشت · خواندن 5 دقیقه قطعا کسی دوست نداره بازنده باشه البته این مسئله خیلی مفصل و نمیشه با یه جمله قسمت تمومش کرد اما میشه با این جمله آغازش کرد:
قبل از برنده شدن باید بازنده شدن رو یاد بگیری.
ما همیشه وقتی میخواییم موفقیت یا برنده شدن رو کشف کنیم، میریم سراغ آدم هایی که موفق شدن و به جایگاهی رسیدند؛ این راه معمول کشف رازِ موفقیت، و بیشتر وقتا هم به بن بست میرسه چون کسی که موفق شده همیشه یه سانسوری توی حرفاش هست یا یه بخشی مهمی که توی موفقیت اش نقش داشته رو نمیگه به هر دلیلی. اینم در نظر داشته باشید که این حرف من جدای از مسئله این است که "هر کسی با هر داستانی توی زندگیش راز هایی داره" و منظورم من فقط سانسور راز موفقیت بود.
اما سوال پیش میاد که پس چجوری باید راز موفقیت رو کشف کنیم؟!
در این صورت باید بگم که | به باشگاه بازنده ها خوش اومدید |
البته نترسید این فقط تابلوِ ورودیِ جایی که باید بهش سر بزنید تا بتونید راز موفقیت رو تقریبا بدون هیچ سانسوری پیدا کنید؛ باشگاه بازنده ها جایی که آدم های پر تلاش، کسایی که به راحتی جا نمیزنند و هنوز دنبال راهی برای موفقیت هستند رو پیدا میکنید. شما اینجا با هزاران راه که به بن بست رسیده و با آدم هایی که این مسیر ها رو طی کردن آشنا میشید. آدم هایی که جا میزنند، تلاش نمیکنند، از زندگی کردن فرار میکنند و ساده تر بخوام بگم، اونایی که دیگه برای زندگی کردن تلاش نمیکنند، جز باشگاه بازنده ها نیستند و به باشگاه "مردگان متحرک" تعلق دارند.
البته باشگاه های زندگی تنوع زیادی داره و فقط به بازنده ها، برنده ها و مردگان متحرک ختم نمیشه و حتی بعضی وقتا باشگاه های جدیدی هم خلق میشه اما بگذریم و برسیم به داستان باشگاه بازنده ها و کشف راز موفقیت به قول پرویز پرستویی توی فیلم مارمولک :
برای رسیدن به خدا به اندازه آدم های روی زمین راه رسیدن وجود داره.
اکثر وقتا ما از آدم هایی که موفق نشدن دوری میکنیم و با جمله "حالا خودت چیکاره شدی که ما رو نصیحت میکنی؟!" توی ذهنمون ازشون استقبال میکنیم اما به زبون میگیم "درسته، حق با شماست" و وقتی ازشون دور میشیم اصن یادمون میره که این آدم چی گفت؛ چون وقتی فهمیدیم کارت عضویت باشگاه بازنده ها رو داره دیگه از نظر ما حرفاش بی ارزش اما مسئله دقیقا همینجاست. بازنده ها فاز نصیحت دارند اما نه به شما، بلکه حرفایی که میزنند در اصل اون تشری که به خودشون میزنند یا شاید بهتره اینجوری تفسیر کنیم بلند بلند فکر میکنند و با شما مسیری که اشتباه رفتن رو مرور میکنند.
یه پرانتز باز کنم اینجا و اون اینکه اون آدم های رو مخی که فاز خودبزرگ بینی دارند و یا فکر میکنند چون سنشون بالا رفته خیلی حالیشون میشه، اکثرن هم یه جوری از سیگار کام میگیرند انگار تام شلبی اند رو جز باشگاه بازنده ها نبینید اونا فقط فقط به باشگاه چسی ها (بابت راحت نویسی اسم این باشگاه عذرخواهی میکنم) در نظر بگیرید. و پرانتز بعدی هم اینکه باشگاه بازنده ها ربطی به سن نداره؛ یکی از مهم ترین ویژگی اعضای این باشگاه اینه که تلاشگر هستند و مسیر های جدید رو برای موفقیت طی میکنند حالا یکی بعد از تلاش 100م به موفقیت میرسه یکی بعد از تلاش 10000م و سن توی این باشگاه فقط شامل تعداد تلاش ها میشه یعنی کسی که سنش بیشتره و هنوز توی این باشگاه حضور داره یعنی چندتا بن بست بیشتر از بقیه دیده و میتونه راه های بیشتری که به بن بست رسیده رو به شما نشون بده تا شما به اون مسیر وارد نشید و این یک میانبر، برای اینکه شما با تعداد کمتری بن بست مواجه بشید و به نتیجه مطلوب تر برسید؛ و این یک ابزار مهم برای رسیدن به موفقیت و اسمش "استفاده از تجربه دیگران".
راستش رو بگم همه ما عضو باشگاه بازنده ها هستیم یا اگه الان عضو نیستید یا قبلا عضو بوده و مسیر و باشگاه بعدی خودتون رو پیدا کردید یا اینکه هنوز دچار چالش های مختلف نشدید که قطعا زندگی شما رو بدون چالش نمیذاره و خلاصه چیزی توی زندگی رخ میده که مجبور میشید وارد این باشگاه بشید حتی شده کوتاه مدت چون چند خط قبل تر هم اشاره کردم، قرار نیست همه به باشگاه موفقیت برسند و باشگاه بازنده ها فقط یک مسیر مهم برای انتخاب باشگاه یا باشگاه های بعدی زندگی شماست.
حالا وقتی وارد باشگاه بازنده ها شدی یک وظیفه مهم داری که خوب بشنوی و بن بست ها بشناسی، چون مسیر هر کسی متفاوته و این یعنی اگه اون شخص به اون مسیر (فرض کنید خوانندگی یک مسیر باشه) وقتی توی کوچه ای حتی یک مانع یا چاله عمیق ببینه برای اون شخص یا بهتره بگم بازنده ای که به هر شاخه ای میخواد یه نوکی بزنه و مسیر مشخصی برای زندگی نداره اما تلاشگر و ناامید نمیشه (در پیدا کردن هدف گیج شده) بن بست حساب میشه حرف های این آدم هم شنیدنی و باید شنیده بشه اما اگر به همچین بازنده ای برخورد کردید یکبار دیگه مسیر این بازنده گم شده رو با یک بازنده متخصص مرور کنید.
و برسیم به کلام آخر این حرف ها که برمیگرده به خود شما نقل قول مارمولک رو بالاتر مرور کنید شما از بازنده ها نکات رو یاد میگیرید، انواع بن بست ها رو میشناسید، گاهی باهاشون همسفر میشید و یه جاهایی هم باید پیاده بشید و در نهایت همه این یادگیری ها این شما هستید که باید مسیر خودتون رو بسازید و پیدا کنید همصحبتی با اعضای باشگاه بازنده ها رو دست کم نگیرید چون حکایت و داستان این آدم ها مثال حرف "من زور زدم تو خاکش کردی" میباشد.
میخوام با یه جمله این پست رو ببندم و اون جمله اینه :
هیچ راه میانبری وجود نداره و برای رسیدن به موفقیتِ ریشهِ دار باید از باشگاه بازنده ها عبور کنی.