تفکریسم | جان بخشی به اعداد؟!
· 27 اردیبهشت · خواندن 6 دقیقه بذارید با این دیالوگ این مطلب رو شروع کنیم چون تا انتهای این مطلب ممکن خیلی از باور هاتون به چالش کشیده بشه شایدم نشه خواهیم دید چه خواهد شد!
این افراد خاصی هستند که به اعداد معنا میبخشند | Movie : The Number 23
خب من برای بار سوم یا چهارم که این فیلم رو میبینم و به نظرم جز اون فیلم هایی که خیلی بهش کم لطفی شده و اونقدی که باید دیده نشده پس پیشنهاد میکنم اگه ندیدی حتما ببینیش چون میتونه باور های ذهنیت رو بهم بریزه اما بیاید درمورد نه فقط اعداد که درمورد رنگ ها هم صحبت کنیم چون ما به اون ها جان میبخشیم یا بهتره بگیم معنا میدیم مثل وقتی که میگیم عدد 13 نحسه حتی سال ها قبل روی پلاک خونه ها 13 نمینوشتن و به صورت 1+12 نوشته میشده یا به رنگ ها معنی خاصی میدیم مثلا میگیم زرد نشانه تنفر یا سبز نشانه تازگی و نو بودن داره اما همه این معنا بخشیدن ها و جا بخشی کردن به مفاهیم چیه؟!
بخشی از این ها برمیگرده به باور های مذهبی و سنتی کشور ها مثلا مقدس بودن عدد 7 یا برخی از اعتقادات مربوط به فرقه های شیطانی که خوراک فاز رائفی پور هاست (خیلی جدی اش نگیرید اینو که مغز رو داده اجاره و کلا تعطیله) اما خب این فرقه ها هم وجود دارند. اونا معتقدن عدد 666 یا عدد های یکسان سه رقمی به اینا مربوط میشه یا یه سری باور ها اصن ربطی به عدد و رنگ نداره؛ فقط یه باور، مثل داعشی ها که قاشق و چنگال تو جیبشون دارند چون فکر میکنند که بعد اینکه مردن قراره با بزرگان همسفره بشن، که باید بهش یه لایک بزرگ نشون داد و تاییدشون کرد (مثلا منم منظورم لایک اما تو باور مکن) بگذریم اینم از بخش اعتقادات.
بعضی وقتا هم هیچ کدوم اینا نیست که بیشتر شبیه به همون باور ها اعتقادات میشه، مثل باور به یک مکان یا معروف ترین حالتش داشتن سکه شانس باشه و از این قبیل چیزا یادمه یه دوستی داشتم، که این باور داشت وقتی با خودنویس مخصوصش قراردادی رو امضا میکنه پس اون قرارداد حتما شدنی و بلا استثنا، قرار که کارش بگیره شاید باشه کسی چه میدونه؟! ماجرای باور ها خیلی از این چیزا فراتر میره و گاهی وقتا میتونه آسیب زننده باشه اونم به شدت بسیار زیاد. مثل زمانی که از دین یا فرقه ای یک فرقه یا دین کوچیک دیگه ای به وجود میاد و از قضا این فرقه یا دین ساختگی با افراط خودش میتونه طبیعت، جون حیوانات و حتی انسان ها رو به خطر بندازه کافیه یکم به دور واطرافتون دقت کنید و مستند هایی هایی که در این باره ساخته شده رو پیشنهاد میکنم که ببینید شاید یه معرفی ریزی بعدا درموردشون داشته باشم.
میرسیم به اصل قضیه یعنی معنا دادن به مفاهیم یا اشیا؛ دقت کردید که ما یه وقتایی میگیم فلان کارو میکنم اگه لیوان بیوفته یا رعد برق بزنه یعنی باید انجامش بدم و از قضا میزنه و اتفاق رخ میده حقیقتش این باور ها میتونه خطرناک باشه شاید اوایل به چشم نیاد یا شایدم من آدم بدبینی هستم اما در هر صورت به نظرم نتیجه شاید اوایل بد نباشه اما وقتی به مرور باور آدم ها به یک چیزی زیاد بشه خطر هم پشتش میاد.
درمورد باور به هر چیزی دقیقا همینجوری مثلا تو همین فیلم The Number 23 (2007) با بازی جیم کری که اینجا فیلم اصن کمدی و طنز نیست به این موضوع خوب اشاره کرده که هر چی به یک باور بال و پر بدی، بیشتر درگیر و غرق در اون میشی و همه جا اونو میبینی و این بده چون تو رو وادار به کار هایی میکنه که نباید یاد چند سال پیش افتادم که یه بازی به اسم نهنگ آبی بود اشتباه نکنم وارد شده بود و آدم ها رو به خودکشی وادار میکرد یا کارهای این چنین دقیقا باور زیادی به یک چیزی این مشکلات رو دارد.
وقتی رو یه چیزی زوم کنید قطعا میبینیدش پس فکر نکنید هر باوری که دارید درسته مثلا وقتی لاستیک ماشینتون مشکل داره و پول ندارید که مثلا درستش کنید هر جا چشم باز کنید اولین چیزی که به چشمتون میاد تو محیط همون چیزی که توی ناخودآگاهتون دنبالش هستید توی مثال لاستیک مثلا فرض کنید خونه فامیلتون هستید و بچه فامیل براتون اسباب بازی ماشینش رو میاره شما نه اسباب بازی رو بلکه لاسیتک اون رو فقط میبینید یا مثلا موقع خداحافظی توی حیاط، فامیلتون با لاسیتکی که رنگ و فرم بشه داده و یه خلاقیتی به خرج داده و گلدونی با لاستیک درست کرده، شما اون خلاقیت و زیبایی رو نمبینید بلکه اون لاستیک رو فقط میبینید. و مسئله همینجاست!
ببینید همه ما در وجود خودمون خوب و بد رو تشخیص میدیم و میشناسیم فقط بهتره بگم خیلی از آدم ها نمیخوان یا حقیقت رو بپذیرن یا ازش فرار میکنند. که باید بعضی وقتا یا خیلی وقتا برای اینکه عدالتی وجود داشته باشه ضد خودشون قدم بردارند و بپذیرند که اشتباه میکنند و چون فکر میکنند یک باور و اعتقاد 90 درصد مواقع درسته بوده، در نتیجه همیشه درست خواهد بود. با اینکار وجدان خودشون رو زیر پا میذارن چون دوست ندارند که ضرر کنند. وقتی به یک باور بال و پر میدیم بدون اینکه سوالات و باور هامون رو به چالش بکشیم دیگه تبدیل به آدم های تغییر ناپذیری میشیم که از تغییر فرار میکنه و برای اینکه ثابت بشه اون حرف خودش درسته دست به هر کاری میزنه و خدا نکنه که این باور ها افراطی و در مذاهب ظهور کنه...
فیلم The Number 23 به خوبی اعتقاد به یک معنا بخشی به مفاهیم رو نشون میده و به ما یاد میده که باید یاد بگیریم که سرنوشت ما دست خودمونه و باید به وقتش هر چیزی رو در زندگی به چالش بکشیم و چیزی رو به بتِ زندگی تبدیل نکنیم، تا غرق در اون افکار نشیم؛ همه ما خوب و بد رو تشخیص میدیم گاهی این خوب و بد مفهوم نسبی داره که قضیه جدایی داره و آدم به آدم و تفکر به تفکر متفاوته اما در کلیات انسانی خوب و بد مشخصه و نباید باور های ساختگی، کلیات خوب و بد انسانی رو زیر پای خودش له کنه.
و به یه دیالوگ طلایی دیگه از این فیلم اشاره کنم :
انسان میتونه سرنوشت خودشو تغییر بده اما باید درست انتخاب کنه، وقتی انتخاب دشوار باشه مهمتر هم میشه، این انتخاب ها هستند که به انسان ها موجودیت میدن و شخصیت اونو کامل میکنه.
شاید باور ها و اعتقاداتتون رو به چالش کشیدم و شاید نه! ولی اینکه به حرف های من فکر کنید و خودتون رو به چالش بکشید یه انتخاب درسته تا یه سریا باور ها و اخلاق هاتون رو زیر سوال ببرید و اگه لازمه اصلاحش کنید و باید بگم که شاید این یک پایان دلخواه برای شما نباشه چون باعث میشه که باور هاتون رو یکبار دیگه به چالش بکشید اما پایان درستی برای این متن خواهد بود. و امیدوارم که این فیلم رو ببینید و بهتر در زندگی انتخاب کنید.