تفکریسم | رقابت یا رفاقت؟!

Yekta_Jmi Yekta_Jmi Yekta_Jmi · 12 خرداد · خواندن 7 دقیقه

حرفم رو با این سوال شروع می‌کنم:

 رفاقت رو ترجیح می‌دید یا رقابت؟!

شاید خیلیاتون در جواب این سوال بگید معلومه که رفاقت! اصلا چرا رقابت؟ 

 

ولی اگه به خودتون و دور و بریاتون نگاه کنید می‌بینید علاوه بر رفاقت، رقابت هم در سراسر زندگی شما جاریه. توی شغلتون، توی تحصیلتون، توی دوستی هاتون حتی توی زندگی مشترکتون... همه چی آغشته به چاشنی رقابت هست، خیلی وقتا رقابت هست اما رفاقت نیست، حتی ممکنه رفاقت نتیجه همین رقابت ها باشه، دیدین تو این مسابقات فوتبال یا رالی، سر اسم و رسم و اول شدن با هم رقابت دارن ولی اگه بیرون از اون مستطیل سبز یا جاده نگاهشون کنی میبینی خیلی هم با هم رفیقن! قطعا فوتبالی ها میتونن واسش مثال بیارن... پس باید بگم رقابت لازمه زندگی ماست، باعث ایجاد انگیزه ای برای پیشرفت و جلو رفتن میشه اما چه زمانی ممکنه همه چیزت رو ازت بگیره؟!  بیا تا بگم

 

رقابت زمانی میتونه همه چیز و بهم بریزه که تو کنترلی رو شرایطت، افکارت، تواناییت، استعدادت و حتی طرف مقابلت نداری! خیلی وقتا طرف مقابلت در واقع رقیب تو نیست، اما میل به رقابت در بعضی آدما باعث میشه دور و بری هاشون رو رقیب ببینن و در جدال با اونا تلاش کنند. 

 

ولی این تلاش بالاخره چجوری تو یه رقابت نتیجه میده؟ باید بگم داشتن تفکر برنده خیلی مهمه، من معمولا برتری بینی رو در زمانی که نسبت به خودت شناخت کافی داشته باشی نفی نمی‌کنم، تو این موارد برتری بینی ای که منجر به به کار بردن توانایی های واقعی شما در هر زمینه ای بشه خوبه، تفکر برنده ای که تو بدونی میتونی از پسش بربیای هم همینه، کلمات انرژی دارن وقتی دائما به خودت بگی نه نمیشه، من نمیتونم، طرف از من خیلی سر تره... معلومه تفکر یه آدم شکست خورده اس که هر چقدر هم تلاش کنه بازم نه به رقیبش بلکه به خودش میبازه!

 

اما یه زمانی هست که تفکر برنده داری ولی اینقدر افراط توش زیاده که به غرور و تعصب بیجا منجر میشه، اینکه شکست رو در مواردی که باید ازش درس بگیری، نپذیری! یا باعث تحقیر بیش از حد طرف مقابلت بشه و بخوای عمدا برای بالا بردن خودت در "ذهن خودت" اون فرد رو بکوبی، این تفکر برنده نیست، تفکر یه آدمه که عقده داره موفق باشه و داره از این راه دست و پا میزنه ولی بازم هیچ وقت از خودش راضی نیست! چرا؟ چون خودش و شناختی که از خودش داره خوب میدونه که این کار اصلا رقابت نیست، بازی من بهترم یا اونه!

 

اصلا رقابت یعنی چی؟ 

همه آدما میل به پیروزی و موفقیت دارن، رقابت هم جزئی از این بازیه، اما میل به رقابت در بعضی افراد بیشتره و در بعضی کمتر. ولی نمیشه گفت اصلا وجود نداره، اگه برای خودت یه انگیزه ای مثل بردن تو یه رقابت در هر زمینه ای ایجاد نکنی، حس رضایت از خودت هم بهت دست نمیده! 

 

ولی شرط پیروزی تو یه رقابت، شکست دادن خودته! 

اول خودتو شکست بده، اگه قرار باشه با ۵۰ درصد از خودت با کسی در رقابت باشی، اصلا نجنگی بهتره! زمانی وارد رقابت شو که تونسته باشی این ۵۰ درصد رو حتی اگه شده ۵۵ کرده باشی ولی بازم از خود قبلیت بهتر شده باشی، توی درس اگه دفعه قبلی نمره ۱۸ گرفتی تلاش کن این دفعه ۱۸ و نیم بگیری درسته کمه ولی بازم پیشرفته، همین باعث میشه دیدت به خودت به سمتی بره که بگی من توانایی بالا کشیدن خودمو دارم... من می‌تونم از اینی که هستم یه پله جلوتر برم... اگه می‌تونم یه پله بالاتر برم، پس قطعا می‌تونم پله های بیشتری رو هم بالا برم!

 

به هر حال همه چی یهو ۱۰۰ نمیشه، قدم به قدم که جلو بری، به پله های پشت سرت که نگاه کنی میبینی اوه چقدر اومدی بالا!

 

وقتی خودتو شکست بدی و بفهمی میتونی بیشتر از اینا برای خودت ارائه بدی، اونوقت میتونی ببینی دستت پره برای وارد شدن به یه رقابت برای پیشرفت تو! 

آدمی که همین طوری وارد رقابت بشه، بالاخره یه جا درجا میزنه و میکشه کنار، ولی وقتی تفکرت رو نسبت به خودت تقویت کرده باشی، تو موفق خواهی بود هر چقدر هم که وارد رقابت سختی شده باشی! 

 

اما به هر حال نتیجه همه رقابت ها، موفقیت نیست. گاهی شکست هست، میخوام بگم کنترل شکست هم دست خود شماست. شکست از کسی که باعث پیشرفت شما بشه مایه افتخاره، اگر قراره شکست بخورید از کسی، از چیزی، از تفکری، در مرحله ای شکست بخورید که بعدا بابتش حسرت نخورید که اگر فلان راهکار رو انجام می‌دادم، اگر بیشتر تلاش می‌کردم، اگر.... اگر... یعنی کلی اگر و اما نکنید، اونقدری دیسیپلین داشته باشید که برای شکست خوردن دست و پا نزنید فقط بگید باید این شکست اتفاق میفتاد تا من بهتری در دفعات بعدی شروع به کار کنه...!

 

این جاست که این جمله تو یه رقابت، میتونه مقدمه یه رفاقت باشه، وقتی به رقیبت احساس احترام در کمال پیروزی رو بدی، اون به خودش اجازه تحقیر کردن شما حتی تو ذهن و ناخودآگاه خودش هم نمیده و این حالت کاریزماتیک میتونه منجر به ایجاد رفاقتی بین شما و طرف مقابلتون بشه که از هم یاد بگیرید، نه اینکه هر بار بگید فلانی اگه برنده بود چون تقلب کرد، چون فریب داد و هزار جور بهونه برای اینکه به خودت القا کنی شکست نخوردی... در حالی که واقعا شکست خوردی اول از خودت ، دوم از دیگران!

 

خیلی وقتا ممکنه به خودتون بگید فلانی از من خیلی قوی تره، امکاناتش بیشتره، توانا تره و خلاصه کلی از این نشخوار های فکری جهت کوچیک کردن خودت بکار ببری که بگی آره اون چیزایی داره که من ندارم. باید بگم اگه تو مرحله ای هستی که دیگران رو از خودت توانا تر میبینی تبریک میگم تو در مرحله کوچک سازی خودت در ابعاد وسیع هستی! وقتی خودت به خودت کوچیک نگاه کنی، به بقیه هم این اجازه رو میدی که بگن این آدم پشیزی نمی ارزه! اعتماد به نفس نداشتن درباره خودت، بزرگترین خنجریه که میتونی به مغز خودت فرو کنی و اجازه بدی دیگران هم بیشتر فشار بیارن که خنجره مغزتو بشکافه!

 

همه چیز در اختیار آدما هست، برای موفق شدن همیشه عوامل بیرونی پیروزی ساز نیستن، بلکه این خود تو هستی که با احساس و تفکری که نسبت به خودت داری یاد میگیری از عوامل بیرونی چطور استفاده کنی! این تو هستی که بر عوامل بیرونی حکمرانی می‌کنی نه اونا بر تو! هر وقت این برات جا افتاد، اونوقت وارد رقابت زندگی شو تا زمانی که زمین و زمان رو در زندگی خودت تاثیر گذار میدونی و کنترلت میکنن، در حالی که این تو هستی که تصمیم میگیری شب تا کی کار کنی درس بخونی یا روزا با کی بیرون بری ، چکار کنی و حتی چه حرفایی بزنی و چی یاد بگیری، دیگران هم راحت میتونن کنترلت کنن و به سمتی ببرنت که هر روز قبل از خواب به خودت بگی اوه من از خودم راضی نیستم، من یه آدم شکست خورده ام!

طوطی وار این جملات رو تکرار کنی تا ملکه ذهنت بشن و کنترلت کنن... 

 

حالا انتخابت کدومه؟! 

کنترل شدن توسط عوامل بیرونی یا کنترل شدن توسط خودت؟!

اگه جوابت گزینه دومه، پس همه اینایی که بهت گفتم رو یه بار با خودت مرور کن و تلاش کن از رقابت هایی که تو زندگیت پیش میاد، استفاده کنی که بهتر بشی، که موفق بشی، که پیشرفت کنی، که به خودت اطمینان کنی، که اعتماد به نفست رو نسبت به‌خودت افزایش بدی، که تفکر برنده داشته باشی، که خودت رو کنترل کنی و بتونی زندگی رو تو دستت بچرخونی، که ذهنت رو نسبت به خودت مثبت کنی و از همه مهم تر رفاقت رو بسازی...

 

بهترین رفاقت ها از دل همین رقابت ها ایجاد میشن! 

پس از رقابت فرار نکن و همش دنبال رفاقت نباش، هر کدوم اینا به تنهایی به تو کمک نمیکنن اما اگه ترکیبشون رو به کار ببری، نتیجه خفنی میدن... .

 

پ.ن: میخوام بگم این حرفایی که زدم چیزاییه که خودم تو زندگیم استفاده اش کردم، یعنی چیزی رو دارم پیشنهاد میدم که اول خودم پیاده اش کردم، عملی شده و نتیجه داده، نه اینکه صرفا بیام یه سخنرانی قرا بکنم و این حالت رو القا کنم که دارم صحبتای مثلا انگیزشی نمادین میدم...