توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

یک خط، یک متن | احساس زندگی

تو مقدمه کتاب کتابخانه نیمه شب، یه پاراگراف از سیلویا پلات هست که میگه...

" هرگز نمی توانم تمام آدم هایی که می‌خواهم باشم، یا تمام زیست هایی را که می‌خواهم زندگی کنم، هرگز نمی توانم در تمام فنونی که می‌خواهم ماهر شوم، چرا این ها را می‌خواهم؟! میخواهم زندگی کنم و تمام نور ها و سایه ها را احساس کنم. می‌خواهم تمام طیف ها و تمام تجربه های جسمی و ذهنی ممکن را در زندگی داشته‌ باشم..."

یک خط، یک متن | خوب یا بد؟!

توی فصل ۱۳ کتاب هیلگارد، که یه کتاب در حوزه روانشناسی هست یه جمله ای هست که میگه: 

" مردم ذاتاً خوب یا بد نیستند، بلکه به آسانی تحت تاثیر رویداد ها و شرایط محیط، قابل تغییر هستند."

 

این جمله از دیدگاه رفتارگرایی نشأت گرفته که در روانشناسی معتقده محیط بر شخصیت تاثیر گذار است. حتی بیشتر از تفاوت های فردی و وراثت، حتی جان بی.واتسون بنیان گذار دیدگاه رفتارگرایی در روانشناسی یکبار مدعی شد که قادر است هر کودکی را برای هر کاری که "بخواهد" پرورش دهد، صرف نظر از استعداد ها، توانایی ها، گرایش ها، علاقه ها، شغل، حرفه، نژاد پیشینیان وی و او را تبدیل به یک دزد، پزشک، گدا یا وکیل کند و اینگونه با این دیدگاه افراطی خود تاثیر محیط را بر شخصیت یک انسان توضیح دهد.

 

استاد من، دیروز سر کلاس پرسید چقدر معتقدی محیط بر انسان ها تاثیر گذاره؟

حالا من این رو از شما می پرسم، به نظرتون چقدر محیط روی شما اثر گذارِ و باعث تغییر در شما و شخصیتتون میشه؟!

یک خط، یک متن | مناظره هیتلری نویسنده و مدیر

یه ایده ای که امروز به ذهنم رسید، تقابل با مدیر این وبلاگ. گهگاهی میخوام جنگ دوستانه و نیابتی ایجاد کنم و تحلیل ها رو دو جانبه بسازم. من که اینجا یه نویسنده تحلیل گرم ولی مدیر از من به عنوان نویسنده پرسشگر یاد کرده، شاید چون براش یادآور اون سقراط خدا بیامرزم که اول شروع می کرد سوال پرسیدن، با همون سوالا جواب رو به ذهن مخاطب وارد میکرد؛ حالام که میخوام علیهش کودتا کنم... وقت اخراج شدن😂

 

خوشبختانه طرز تفکر من و مدیر وبلاگ خیلی شبیه همه و مطالعاتمون هم تو یه رده قرار داره، برای همین به مبارزه می طلبمش و جنگ رو آغاز می‌کنم.

خب بیاید اول این پست مدیر رو بخونیم و از یه جنبه دیگه بررسیش کنیم. کوتاهه سریع بخونیدش و بیاید تو همین پست. یک خط یک متن | قدرت

حالا بریم سراغ ادامه مطلب...

 

یک خط یک متن | آبراهام لینکلن

گفته بود موظف به پیروزی نیست، متعهد به حقیقت است،

و موفقیت به هر قیمتی ارزش ندارد اگر سمت نور را رها کنی.

 

و به حاکمان می‌گفت: 

“شما می توانید همه مردم را بعضی اوقات و بعضی از مردم را همیشه فریب دهید، اما هرگز نمی‌توان همه مردم را همیشه فریب داد

 

پ.ن: آقای لینکلن واقعا آدم بزرگی بود...

یک خط، یک متن | ماندن یا رفتن؟

یه قسمتی تو کتاب شازده کوچولو،اثر "آنتوان دوسنت اگزوپری" هست که میگه

.

.

.

 شازده کوچولو پرسید: «غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟»

روباه گفت: «بری و کسی متوجه نشه...!»

 

-- احتمالا ممکنه برای خیلی ها پیش بیاد که باشند و کسی بهشون اهمیت نده یا برن و کسی متوجه رفتنشون نشه؛ کاش آدما وقتی کنار هم هستند یاد بگیرند برای موندن، برای رفتن، برای همدیگه اهمیت، ارزش، احترام و توجه قائل باشن و همدیگه رو نگه دارن... .

 

کاش بدونن وقتی رفتی،برگشتی در کار نیست و اون موقع خیلی دیره اگه بخوای تلاش کنی که برگرده و به قول معروف پشیمونی دیگه سودی نداره؛ کاش بدونن اگه موندی، به خاطر نیاز به طرف مقابلت نیست، برای وابسته بودن صرف نیست، بلکه دوست داری بمونی چون موندن قشنگ تره، تزلزل همه چی رو تق و لق میکنه پس وقتی بخوای محکم بمونی، باید بدونن این برای عزیز بودنه هر دو نفره... .

 

کاش آدما موندن و رفتن رو به بازی نگیرند، برای سرگرمی نمونن و برای خستگی نرن، آدما برای ادامه به هم نیاز دارند، پس کاش اگر می مونن واقعا بمونن و اعتماد رو خدشه دار نکنن و اگر میرن، واقعا برن و دیگه پشت سرشون به پل هایی که خراب کردن نگاه نکنند، چون راه برگشت به راحتی دیگه ساخته نخواهد شد؛ و کاش آدما اونقدری همو بخوان که اصلا به رفتن و موندن فکر نکنند، بمونن چون میخوان کنار هم بمونن و نرن چون رفتن معنایی نداره؛ مگر در مواقعی که زندگی به رفتن حکم می‌کنه و دست هیچ کدوم نیست... .

 

کاش، همه این کاش گفتن ها به جای لفظِ بر هوا معلق شده، واقعی بشن و کسی دیگه ازش برای بیان حسرت استفاده نکنه :)

یک خط، یک متن | هیچوقت دیر نیست!

یه جایی تو کتاب جز از کل اثر استیو تولتز نوشته بود :

 

احساس میکنم یه جایِ زندگیم راه رو غلط رفتم 
ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برایِ برگشت ندارم
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین !
اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچوقت برایِ برگشت دیر نیست
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی
نگو راهِ برگشت طولانی و تاريکه
نترس از این که هیچی به دست نیاری ...!

 

این خیلی مسئله مهمی که هر جای مسیر رو فهمیدی اشتباه کردی، برگردی میدونی مثل این میمونه وارد جاده اشتباهی بشی چراغ هم نداشته باشی دوربرگردون ها رو که رد میکنی بگی بعدی دور میزنم این که نشد بعدی، بعدی، بعدی... تهش ممکنه یا بنزین تموم کنی یا بری ته دره پس هر جای مسیر فهمیدی اشتباه اومدی و دوربرگردون دیدی حتی اگه ردش کردی دنده عقب بگیر و برگرد تو جاده اصلی، ته ته اش اینه که یکم دیرتر به مقصد خواهی رسید اما بالاخره به مقصد میرسی و این اهمیت داره.

یک خط، یک متن | آزادی بعد بیان!

میدونی یه عالمه حرف تو سرم که بالای هزار بار نوشتم و پاک کردم حتی یه دور نزدیک هزاران کلمه نوشتم اما وقتی خواستم روی دکمه ایجاد پست بزنم نشد؛ آخه ما توی کشورمون خیلی آزادی داریم مثلا اینترنتمون خیلی آزاد، اقتصادمون که نگم برات گل و بلبل، شرکت هامون اصن ورشکسته نشدن که هیچ یه عالمه سرمایه گذار خارجی هم وارد شدن و برند هاشون رو راه انداختن، سامسونگ، اپل، ال جی، تویوتا، فورد، آدیداس، پوما هر روز شعبه های جدیدی افتتاح میکنند.

 

جوون بیکار؟! چی هست اصن انقد کار هست که برای اینکه تو یه سری بخش کار نخوابه به جوون های عرب و افغانی هم داریم کار میدیم چی خیال کردی؟! شاید سوالت اینه که اینترنت ما چقد بازه باید بگم که خیلی بازه ... بازه ... بازه ... بازه من که یه بار گفتم بازه اگه شما سه بار شنیدید بخاطر انعکاس صداست. خلاصه که گل و بلبل و ما دوتا ایران داریم که توش زندگی میکنیم ایرانی که توی تلویزیونی میبینید و ایرانی که وقتی با یخچال خالی ات رو به رو میشی اگه یخچالت پره و دغدغه فکری نداری یعنی توی ایرانی زندگی میکنی که از تلویزیون پخش میشه و وضعیت رو بیشتر توضیح نمیدم اما اگه رابطه یخچال و تلویزیون ات با هم در تضاد بازم برای تو توضیح بیشتری نمیدم چون :

 

تو ایرانی زندگی میکنی که آزادی بیان داری اما، آزادی بعد بیان...فک نکنم

هر دو ایران اند اما این کجا و آن کجا؟!

یک خط، یک متن | PES یا FIFA یا ...؟!

همیشه بین علما توی انتخاب این دو تا بازی اختلاف و بازی هم جوری که هر طرفی معمولا تو یکی بهتره تقریبا میشه گفت 0 و 100 حد وسط نداریم کمتر کسی پیدا میشه که توی هر دو اینا عالی و حرفه ای باشه اینو به عنوان مقدمه گفتم که بدونید چه خبره چون اصل ماجرا خیلی جالب تر میشه شایدم نشه نمیدونم به قول ترامپ خواهیم دید چه خواهد شد!

 

من یه رفیقی دارم به اسم معین این آدم به شدت مغرور و لجباز و گاهی وقتا اعصاب خردکن میشه با رفتار هایی که انجام میده؛ تا زمانی که PES رو دور بود و همیشه بازی میکردیم همیشه میبردمش حتی یه وقتایی سعی میکردن بیشتر از 3 تا نزنم که غرورش نشکنه ما با هم زیاد گیم نت میرفتیم و یه وقتایی برای اینکه تایم بالا نره مجبور میشدم ببازم که زودتر دست بکشه از بازی بالاخره بازی بود دیگه بعد از 10 دست باختن اون تایم ها وقتی بازی آخر رو میباختم که زودتر بریم سمت خونه یه جوری رفتار میکرد که انگار اون منو 10 بار برده.

 

من هیچ وقت با این بُعد معین رو به رو نشده بودم از قشر آدم هایی بود که خانواده ثروت مندی داشت و هر چی خواست بالاخره میخریدن براش وقتی دستگاه های جدید رو بورس اومد و کم کم PES کنار رفت من دیگه فوتبال بازی نمیکردم چون با FIFA ارتباطی نمیگرفتم. معین PS4 و حتی PS5 هم وقتی عرضه شد خرید...

یک خط، یک متن | بهلول باش بابا جان!

نمیدونم شخصیت بهلول واقعی یا یه شخصیت خیالی که ازش کلی داستان نوشته شده.

قطعا میدونی که بهلول از همه عاقل تر بود ولی خودشو به دیونگی میزد چون توی اون شهر کسی نبود حرف های عمیق اونو بفهمه تازه اینجوری فشار کمتر هم بهش میومد چون لازم نبود چیزی رو ثابت کنه کمتر بهش گیر میدادن و بیشتر وقتا هم سرش تو لاک خودش بود اما کافی بود گیر کنند...

 

حدودا سه سال که دارم بهلول وار زندگی میکنم، کمتر حرف میزنم و برای اینکه توی یک جامعه و جمعی بتونم یکم دوام بیارم(از حرف های سطحی عصبی نشم) مثلا بین همکارام یا دوست و آشنا گاهی میرم تو قالب حرفای اونا یا گاهی حتی بدتر از اونا سطحی حرف میزنم و چرت و پرت هایی رو میگم که فقط بخندیم آخه اکثر مردم همین حرف های سطحی رو قبول میکنند کافیه یکم عمیق حرف بزنی برمیگردن میگن :

  • باز مثل پیرمردا حرف میزنی

  • باز فاز نصیحت گرفت

  • انقد ضد حال نزن فازمون رو خراب کردی

  • مثلا میخوای بگی بیشتر میدونی

  • و، و، و

 

بهلول وار زندگی کردن باعث شد این حرفا رو نشنوم و وقتی لازم داشتم، حرف های عمیق بزنم میرم پیش چندتا رفیق صمیمی با اونا هم کلام میشم. چیزی که برام جالب تره اینه که وقتی جایی گیر میکنند اولین نفر لیست تماسشونم چون بقیه آدم های دورشون (اونایی که همیشه باهاشون میخندن-صحبت سطحی) فقط بهشون میگن به کتف و بالت بگیر زمان درستش میکنه وقتی این حرفا رو میشنون تازه میگن حق با تو بود!

 

میدونی میخوام بگم اگه از حرف های سطحی خسته شدی و بین این آدما گیر کردی سعی کن بهلول وار زندگی کنی چون اونا رو نمیتونی هرگز از خواب بیدار کنی حتی گاهی لازمه خیلی سطحی تر از خودشون حرف بزنی که مثلا فاز کوسه بگیرند که خیلی میفهمند ولی تهش خودشون هم میدونند کی عاقل تره.

 

خلاصه که :

بهلول وار زندگی کن

و به قول مرحوم بروس لی که تو یه مصاحبه تلویزیونی گفت :

مثل آب باش که تو هر ظرفی (جمع یا جامعه) همون شکل رو بتونی بگیری اما همیشه پاک و زلال بمونی فقط ظاهرا شکل ظرف رو بگیری.

 

 

پ.ن : حالا فکر نکنید میخوام بگم همه چیز دانم نهههه... اتفاقا من هیچی ندانم فقط یه آدمم که از حرفای بی سر و ته و آبکی کلافه شده است.