تفکریسم | هویت من کجاست؟!
· 23 فروردین · | این کتاب بر اساس زندگی واقعی تارا وستوور می باشد |
تارا در خانواده ای متولد شد که برای روز موعود آماده می شدند و بر اساس قوانین دولت ، درواقع او وجود خارجی نداشت. تا ۹ سالگی شناسنامه ای برایش صادر نشده بود، هرگز قدم در مدرسه ای نگذاشته بود و هیچ پرونده پزشکی از او موجود نبود زیرا که پدرش به بیمارستان اعتقادی نداشت.
وقتی تارا بزرگ شد ، پدرش متعصب تر شد و برادرش شاون به خشونت روی آورد. در ۱۶ سالگی می دانست که باید خانه را ترک کند و در همان زمان بود که به قدرت تحصیلات و بهایی که باید برای به دست آوردنش می پرداخت ، پی برد.
شاید این کتاب بیشتر به داشتن استقلال و تاثیر تحصیلات در شکل گیری شخصیت اشاره داشته باشه، و درس های خیلی مهمی درمورد شکل دادن یه شخصیت مستقل و قوی بیان کرده، ولی یکی از موضوعاتی که خیلی نظرمو جلب کرد بحث خانواده هست. رابطه تارا با برادرش شاون و اینکه پدرش چقدر توی شکل گیری شخصیت شاون تاثیر گذاشت و اگه پدرش انقدر متعصب نبود شاید هرگز رابطه اون و برادرش اینطور تموم نمی شد.
چیزی که موضوعو جالب می کنه اینه که شاون از همون اول انقدر خشونت آمیز رفتار نمی کرد، شاون اینطور به دنیا نیومده بود، حتی وقتی سنش کمتر بود هم اینطور نبود و رابطه خوبی با تارا داشت. ولی همونطور که بزرگتر شد ، خوی متعصب و کنترلگر پدر، بر شخصیت ضعیف اون تاثیر گذاشت و باعث شد به خشونت رو بیاره
موضوع جالب تر اینه که تارا توی یکی از مصاحبه هاش میگه: