توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

تفکریسم | ما از چی ساخته شدیم؟

من یه نویسنده ساده ام، فقط بیان کننده مطالبی تو این وبلاگ و شاید یه روز دیگه پستی هم نذارم، شاید متن های خوبی نوشته باشم شایدم در سطحی متوسط فقط کلمات رو پشت هم آورده باشم... ممکنه دیگری در سطحی حرفه ای تر بنویسه و موندگار بشه اما بحث اصلی من این نیست. میخوام از این بگم که ما رو چه چیز هایی می سازند؟

 

اینکه نویسنده ساده یه وبلاگیم؟ اینکه دانشجوی یه رشته تو دانشگاهیم؟ اینکه یه فرد شاغل تو یه کاری هستیم؟ یا اینکه تو چه خانواده و جامعه ای بزرگ شدیم؟ یا حتی اینکه تو زندگیمون چه کارا کردیم تا خودمونو بشناسیم؟

 

به نظرتون کدوم یکی از این سوالا مهمه تره، ریشه ای تره و باید بیشتر روش فکر کرد؟ کدوم یکی از این سوالا میتونه ما رو بسازه؟ همه اش یا فقط یکیش یا حتی بعضیاش؟

 

یک خط، یک متن | برگشتن

گاهی برای پیدا کردن خودت باید به جایی برگردی که سالها پیش در آنجا جا مانده ای

گاهی واقعاً برای پیدا کردن خودمان، باید برگردیم

به جایی که بخشی از وجودمان همان‌جا مانده؛

به یک خاطره، به یک رؤیا،

به نسخه‌ای قدیمی‌تر از خودمان که هنوز ساده‌تر، شجاع‌تر یا صادق‌تر بوده است.

برگشتن همیشه به معنی عقب‌گرد نیست.

گاهی یعنی رفتن به ریشه‌ها تا دوباره قد بکشیم.

شاید آن «جا» یک شهر باشد، یک آدم، یک دفترچه‌ی قدیمی یا حتی یه آرزوی فراموش شده.

تفکریسم | فرض کن نیستم...

ما آدم های مهم زندگیمون رو به سادگی از دست میدیم... اره درست شنیدی به سادگی!

شاید با خودت داری میگی که آدم مهم! سادگی! جور درنمیاد که آدم های مهم زندگی که نباید به سادگی از دست برن پس قضیه چیه؟! قضیه خیلی ساده است ما یک چیزا هایی رو باید فرض کنیم که نمیکنیم چون فرض میکنم این فرضیات هرگز رخ نخواهد داد اما اون فرضیه ها رخ میدن اما چجوری؟!

 

هایلایت کتاب | پنج قدم فاصله

درباره نویسنده

نویسنده این کتاب، ریچل لیپینکات متولد ۵ دسامبر ۱۹۹۴ نویسنده با استعداد آمریکایی است که بیشتر به خاطر داستان سرایی جذاب و توانایی برانگیختن احساسات قلبی انسان ها از طریق نوشتن خود شناخته شده. تعهد او به خلق روایت هایی که نه تنها جذاب، بلکه قابل تأمل هستند، او را به عنوان صدای برجسته ای در ادبیات معاصر نوجوانان تثبیت کرده است.

 

انتشار نخستین رمان لیپینکات، به نتم پنج قدم فاصله که با همکاری میکی داتری و توبیاس ایاکونیس نوشته شد، در سال ۲۰۱۸ نقطه عطف بزرگی در مسیر نویسندگی او محسوب میشد. این رمان که برای جوانان و با الهام از تجربیات واقعی نوشته شده داستان دو نوجوان ۱۸ ساله رو بیان میکنه... توانایی لیپینکات در خلق شخصیت های واقعی و کند و کاو در مضامین عمیقی مانند عشق، بیماری و روحیات انسانی تحسین منتقدین رو به خود جذب کرده و قوای نویسندگی او را گسترش داده است. در ادامه مطلب بیشتر بررسی اش میکنیم.

یک خط، یک متن | فهمیدم که...

زمان زیادی گذشت... فهميدم هميشه اونى كه ميخواى نميشه...!

فهميدم هركسى كه باهاته الزاماً 'دوستت' نيست! 

فهميدم كسى كه تو نگاه اول ازش بدت مياد يه روزى ميشه صميمى ترين دوستت و بلعكس... !

هركى زبونش نرمه دلش گرم نيست... هركى ميخنده، بدون درد و غم نيست... 

ظاهر دليلى بر باطن نيست... 

فهميدم بحث كردن با خيليا اشتباهه محضه... 

فهميدم گاهى اوقات توو اوج شلوغى تنهاترينى!

دیالوگ ماندگار | پدر خوانده

 در پاسخ و همراهی با این پست :

ویتو (مارلون براندو):‌ وقت صرف خانواده ات می‌کنی؟

جانی فانتین: البته که می‌کنم.

ویتو: خوبه. "چون مردی که وقت صرف خانواده اش نمی‌کنه، ‌هیچ وقت نمی‌تونه یه مرد واقعی باشه."

و سخنی دیگر...

"قوی کسی است که نه منتظر می‌ماند خوشبختش کنند و نه اجازه می‌دهد بدبختش کنند."

 ● مارلون براندو

یک خط، یک متن | بازی مرگ و زندگی

زندگی یه بازی، همه توش شرکت میکنند؛
راستی، بزرگ و کوچیک نداره فقط یه معنی خاص داره
هیچ کس نمی دونه چه اتفاقی میوفته ولی همه میدونیم که آخرش چیه!
مرگــــــــــــ ، پس یه جوری زندگی کنیم که وقتی نبودیم از ما به نیکی یاد بشه

فکر میکنم این مهم ترین وظیفه ای که داریم.