توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

هایلایت کتاب | مغازه خودکشی

درباره کتاب مغازه خودکشی

مغازه خودکشی را می‌توان یک فانتزی سیاه نامید. این رمان دربارهٔ زندگی، مرگ و امید است.

داستان در یک مغازه می‌گذرد که خانواده‌ای ۴ نفره آن را هدایت و در آن زندگی می‌کنند. این فروشگاه، ابزار و ادواتی برای انواع گوناگون خودکشی می‌فروشد؛ از انواع سم تا طناب‌های دار، انواع سلاح کمری مناسب برای انتحار تا ویروس‌های کشنده. این فروشگاه در زمان و مکانی نامعلوم قرار دارد. از بعضی از شخصیت‌های مشهور تاریخ نیز به شکل‌های گوناگون در این رمان نام برده می‌شود؛ افرادی همچون میشیما، مرلین مونرو، ونسان ونگوگ و... .

 

تفکریسم | زندگی و آدم ها

گاهی اوقات زندگی خیلی عجیبه! یهو یه اتفاقات کاملا یهویی برات میفته و نمی فهمی واقعا یه سری چیزا چطوری سر راهت قرار گرفته؟

 

خیلی چیزا تو زندگی دست ما نیست، خارج کردن آدما از زندگی خیلی وقتا دست خودمونه، وارد کردن همون آدما هم گاها دست خودمونه، اما گاهی یه آدمایی، یه چیزایی تو زندگیت میان که نمی دونی سر منشأ کجاست و چرا برای تو پیش اومده؟

 

ولی وقتی فکر می‌کنی، وقتی پیش میری، وقتی با اون آدما یه مدت ادامه میدی می فهمی اون گاهی اومده که بهت درس بده، درس عبرت! یا شاید تو رو از چیزی آگاه کنه که ممکن بود بعدا برات مشکل ایجاد کنه و مراقبت باشه، شاید حتی اومده تا تو رو بهترت کنه، باعث بشه بتونی یه نسخه بهتری از خودت ارائه بدی، نسبت به خودت حس بهتری داشته باشی و خودتو اپدیت کنی! شایدم اومده باعث بشه ضرر کنی، تا یاد بگیری و تجربه کنی که همیشه همه چیز اونطوری که دقیقا تو میخوای نیست!

 

گاهی آدما بهت یاد میدن توجه کردن یعنی چی! گاهی یاد میدن تجربه کسب کنی و از تجربه هاشون استفاده کنی، گاهی کمکت میکنن تا رشد و پیشرفت کنی! این چیزیه که زندگی از بابت آدما بهت یاد میده که تو یه رابطه دو سویه باهاشون قرار داری، قرار نیست همیشه ازشون استفاده کنی بلکه خودتم باید نقش خودتو در زندگی آدمای دیگه طوری که باید ایفا کنی، گاهی آدم بده ماجرا باشی و گاهی آدم خوبه، گاهی شیطان باشی و گاهی فرشته! پس این یه رابطه دو طرفه است بین همه آدمایی که با هم مواجه میشن و به بقای هم کمک میکنن... .

دیالوگ ماندگار | یک ذهن زیبا

ببین، کابوس اسکیزوفرنیا، گم کردن واقعیته!

تصور کن…

یهو متوجه بشی که آدم ها، مکان ها و لحظاتی که برات بیشترین اهمیت رو داشتن، نه از بین رفتن و نه مردن…

بلکه بدتر از اون

“هرگز وجود نداشتن“

چه دنیای جهنمی ميتونه باشه؟!

 | A Beautiful Mind |

یک خط، یک متن | شاد زی!

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند".

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

 

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

 

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند. آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

 

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!

 

همه این داستان رو گفتم تا آخرش به این نتیجه برسونمتون که:

راز شاد زیستن تنها در قناعت است!!

 

تو دنیایی که خیلیامون تمام توجهمون روی تجملات متمرکز شده، شاید گاهی برای درک هم نوعان خودمون نیازه گاهی قناعت کنیم... هر چند شاید حتی قناعت زیاد هم تو این جامعه کنونی مقدور نباشه ولی خب ساده بودن بدون توجه بیش از اندازه به اینکه هر فرد، بلاگر، بچه پولدار و... چجوری زندگی میکنن ما رو شاد نمیکنه! 

 

اینکه بتونیم جوری زندگی کنیم که شاید به پای اکلیلی بودن زندگی خیلیا نرسیم ولی همین که خودمون لذت ببریم چه با قناعت چه با استفاده مناسب بهترین راه برای اینه که حال خودمون خوب باشه:)

یک خط، یک متن | ناآگاهی بهتر از کم آگاهی

یه جا محمد رضا گلزار تو برنامه اش گفت:

" نا آگاهی بهتر از کم آگاهیه..."

بله درست جمله رو خوندین، ناآگاهی بهتره. ممکنه با خودتون بگین خب کم بدونی که بهتره!

 

ولی باید بگم نه، شما در نظر بگیر وقتی رانندگی بلد نباشی، سوار ماشین نمیشی که بعدا به خودت آسیب نزنی بابت نابلدی، ولی وقتی کم بلد باشی هی تحریک میشی که انجامش بدی یا گاها ممکنه به خودت اغراق آمیز بگی بلدی در حالی که چیز چندانی نمیدونی و اینجوری به خودت صدمه میزنی... پس کم آگاهی چیز بدی نیست ولی اگه پیشرفت نکنه برای شما سودی نداره، علاوه بر اون اگه باعث بشه توهم آگاهی کامل داشته باشی هم به ضررته و گاهی اینکه کلا ندونی بهتره ولی چه بهتر که بدونی نمیدونی یا کم میدونی... . 

 

اینجاست که احمد نراقی میگه:

آنکس که بداند و بخواهد که بداند

خود را به بلندای سعادت برساند

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند

آنکس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که نداند و بخواهد که بداند

جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

آنکس که نداند و نخواهد که بداند

حیف است چنین جانوری زنده بماند

یک خط، یک متن | بعدا...

راستشو بخوای دیگه بعدا وجود نداره اصن بعدا یعنی چی؟!

بعدا چایی سرد میشه، بعدا از چشم میوفتی، بعدا دیگه لذتی نداره، بعدا اهمیتی نداره و بعدا...بعدا...بعدا...

 

هیچ بعدا وجود نداره چون وقتی که تلاش نکنید همون موقع خیلی چیزا رو درست کنید بعدش دلسردی و ناامیدی هست که میاد سراغتون چه توی رابطه چه کل زندگی برای همه چیزا خوب بجنگید شده بحث کنید. اما نذارید چیزی سرد و بی روح بشه و از چشم بیوفته.

 

گذشته رو یادتون بیاد، و امروز هم یادتون بیاد؛ وقتی بچه بودید نتونستید اون PS چند رو داشته باشید و حسرت شد به هر دلیلی دست شما نبود یا خانواده برات نخرید و هر چی که بود اما شاید امروز PS6 رو هم حتی پیش خرید کرده باشی و PS5 هم تو خونتون داره خاک میخوره اما هیچ شوقی برای بازی کردن ندارید چون بعدا همه چی از بین میره یه سری حس ها، حرف ها، رفتار ها و یه بخش هایی از زندگی تاریخ انقضا دارند که بعدا برای اون بزرگترین سم دنیاست.

نگذارید حرفاتون، زندگیتون به بعدا برسه امروز زندگی کنید و برای چیزایی که ارزشمند هستند تلاش کنید تا بعدا هم وجود خارجی نداشته باشه.