توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

توییت فیلوسوفیا | دنیای تفکر و کتاب خوانی

کتاب بخون، سوال بپرس و عمیق تر به دنیای اطرافت نگاه کن | نه گذشته رو میتونی تغییر بدی نه آینده | پس در لحظه زندگی کن... |

یک خط، یک متن | ناآگاهی بهتر از کم آگاهی

یه جا محمد رضا گلزار تو برنامه اش گفت:

" نا آگاهی بهتر از کم آگاهیه..."

بله درست جمله رو خوندین، ناآگاهی بهتره. ممکنه با خودتون بگین خب کم بدونی که بهتره!

 

ولی باید بگم نه، شما در نظر بگیر وقتی رانندگی بلد نباشی، سوار ماشین نمیشی که بعدا به خودت آسیب نزنی بابت نابلدی، ولی وقتی کم بلد باشی هی تحریک میشی که انجامش بدی یا گاها ممکنه به خودت اغراق آمیز بگی بلدی در حالی که چیز چندانی نمیدونی و اینجوری به خودت صدمه میزنی... پس کم آگاهی چیز بدی نیست ولی اگه پیشرفت نکنه برای شما سودی نداره، علاوه بر اون اگه باعث بشه توهم آگاهی کامل داشته باشی هم به ضررته و گاهی اینکه کلا ندونی بهتره ولی چه بهتر که بدونی نمیدونی یا کم میدونی... . 

 

اینجاست که احمد نراقی میگه:

آنکس که بداند و بخواهد که بداند

خود را به بلندای سعادت برساند

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند

آنکس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که نداند و بخواهد که بداند

جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

آنکس که نداند و نخواهد که بداند

حیف است چنین جانوری زنده بماند

یک خط، یک متن | بعدا...

راستشو بخوای دیگه بعدا وجود نداره اصن بعدا یعنی چی؟!

بعدا چایی سرد میشه، بعدا از چشم میوفتی، بعدا دیگه لذتی نداره، بعدا اهمیتی نداره و بعدا...بعدا...بعدا...

 

هیچ بعدا وجود نداره چون وقتی که تلاش نکنید همون موقع خیلی چیزا رو درست کنید بعدش دلسردی و ناامیدی هست که میاد سراغتون چه توی رابطه چه کل زندگی برای همه چیزا خوب بجنگید شده بحث کنید. اما نذارید چیزی سرد و بی روح بشه و از چشم بیوفته.

 

گذشته رو یادتون بیاد، و امروز هم یادتون بیاد؛ وقتی بچه بودید نتونستید اون PS چند رو داشته باشید و حسرت شد به هر دلیلی دست شما نبود یا خانواده برات نخرید و هر چی که بود اما شاید امروز PS6 رو هم حتی پیش خرید کرده باشی و PS5 هم تو خونتون داره خاک میخوره اما هیچ شوقی برای بازی کردن ندارید چون بعدا همه چی از بین میره یه سری حس ها، حرف ها، رفتار ها و یه بخش هایی از زندگی تاریخ انقضا دارند که بعدا برای اون بزرگترین سم دنیاست.

نگذارید حرفاتون، زندگیتون به بعدا برسه امروز زندگی کنید و برای چیزایی که ارزشمند هستند تلاش کنید تا بعدا هم وجود خارجی نداشته باشه.

تفکریسم | رقابت یا رفاقت؟!

حرفم رو با این سوال شروع می‌کنم:

 رفاقت رو ترجیح می‌دید یا رقابت؟!

شاید خیلیاتون در جواب این سوال بگید معلومه که رفاقت! اصلا چرا رقابت؟ 

 

ولی اگه به خودتون و دور و بریاتون نگاه کنید می‌بینید علاوه بر رفاقت، رقابت هم در سراسر زندگی شما جاریه. توی شغلتون، توی تحصیلتون، توی دوستی هاتون حتی توی زندگی مشترکتون... همه چی آغشته به چاشنی رقابت هست، خیلی وقتا رقابت هست اما رفاقت نیست، حتی ممکنه رفاقت نتیجه همین رقابت ها باشه، دیدین تو این مسابقات فوتبال یا رالی، سر اسم و رسم و اول شدن با هم رقابت دارن ولی اگه بیرون از اون مستطیل سبز یا جاده نگاهشون کنی میبینی خیلی هم با هم رفیقن! قطعا فوتبالی ها میتونن واسش مثال بیارن... پس باید بگم رقابت لازمه زندگی ماست، باعث ایجاد انگیزه ای برای پیشرفت و جلو رفتن میشه اما چه زمانی ممکنه همه چیزت رو ازت بگیره؟!  بیا تا بگم

 

تفکریسم | سطحی هستیم؟!

گاها با خودم فکر می‌کنم محتوای افکار خیلی از ماها چقدر سطحی یا عمیقه؟!

 

صحبت های روزمره ما خیلی وقتا بر می‌گرده به اینکه امروز چکار کردی؟ با کی حرف زدی؟ کی بهت پیشنهاد داد؟ کیس های امروز کیا بودن؟ یا غیبت راجب همدیگه اس یا حال و احوال پرسی از هم... یا حتی ممکنه بشینیم راجب سیاست، اجتماع و اقتصاد و چیزایی که تو زندگی پیش میاد حرف بزنیم... 

 

ولی آدما با هم خیلی کم پیش میاد یهو بشینن راجب تاریخ حرف بزنن یا راجب فلسفه، روانشناسی و... نصیحت اگر کنی گوش شنوای کمی داری! سوالات عمیق کنی، حوصله رو سر می بری! بخوای راجب عهد قاجار حرف بزنی، میگن بابا حوصله داریا کی میشینه این چیزا رو بخونه آخه! اما قضیه اینجاست که ....

 

تفکریسم | موجودی حساب کافی نیست!

شاید این کوتاه ترین تفکریسمی است که مینویسم اما مهمترین هم هست.

قبلش میخوام ازتون یه سوال کنم که وقتی بهش فکر کردید ادامه مطلب رو بخونید. سوال اینه :

کدام یک مهم تره عدد موجودی حساب شما یا زندگی در یک رفاه نسبی و تفکر آسوده داشتن؟!