هایلایت کتاب | 1984 (یک)

پدرام پدرام پدرام · 29 فروردین · خواندن 3 دقیقه

یک جمله از این کتاب فوق العاده :

آن‌ها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند، به آگاهی نخواهند رسید.

 

پیشنهاد میکنم این کتاب رو توی همین روزا بخونید چون وقتی شروعش کنید دیگه کتاب رو زمین نمیذارید.

 

درباره کتاب ۱۹۸۴

داستان این اثر، در سال ۱۹۸۴ و در شهر لندن رخ می‌دهد، اما «جورج اورول» ۳۵ سال قبل از آن و در سال ۱۹۴۹ آن را نوشته است، درست زمانی که جنگ جهانی دوم به تازگی تمام شده بود و جهان خطر تسلیم‌شدن در مقابل حکومتی ظالم و دیکتاتوری را به خوبی احساس می‌کرد.

 

وینستون اسمیت یک کارمند سازمانی حکومتی تک حزبی و توتالیتر در شهر لندن است. حکومتی که همه‌جا دم از برابری و برادری می‌زند اما ذاتش به شدت طبقاتی است و به شدت همه زندگی مردم را زیر نظر دارد. هیچ‌کس هیچ‌جا تنها نیست، تمام حرکات و رفتار آدم‌ها ثبت و ضبط می‌شود، حق عاشق شدن ندارند، حق ازدواج ندارند، مگر برای تولید مثل، حق تفکر و مطالعه ندارند مگر آنچه حزب می‌گوید و حق تشکیل محافل دوستانه ندارند، مگر این که در آن سخن از حکومت باشد.

 

فضایی پر از خفقان، وحشت و همراه با حس انزجار از وضعیت سرد و ترسناک جامعه در رمان «۱۹۸۴» در جریان است. در یک جمله، انسان‌بودن در جامعه‌ای که اورول توصیف می‌کند، جرم و داشتن عواطف انسانی گناه است.

در رأس این حکومت، فردی است که مردم جز نامی از او نشنیده‌اند و حتی در وجود او هم شک است اما چنان او را می‌پرستند که خدا را. وزارت‌خانه‌ها و نهادهای این کشور هم عجیب‌اند و همه‌شان کاری را انجام می‌دهند که بر خلاف نام و وظیفه‌شان است. در میان این جامعه عجیب، وینستون اسمیت ۳۶‌ساله که مخفیانه برای خودش یک دفترچه یادداشت دارد و افکار آزادی‌خواهانه‌اش را در آن می‌نویسد، دست به کارهای ممنوعه می‌زند، عشق، تفکر، قرارهای پنهانی و مبارزه.

 

اورول این کتاب را در‌واقع برای اخطار به غرب در مورد گسترش کمونیسم نوشت، اما داستان این اثر را می‌توان تا حدود زیادی به شرایط حاکم بر تمام جوامع تحت سلطۀ حکومت‌های استبدادی تعمیم داد؛ در‌واقع یعنی هر‌کسی گمان می‌کند که کتاب برای عصر او نوشته شده و می‌تواند از هر صفحه‌ٔ کتاب چندین مصداق برای زندگی امروزی‌اش پیدا کند.

 

این اثر که جزء ده رمان برتر قرن بیستم شناخته شده و طبق نظرخواهی از خوانندگان مجلۀ تایم به عنوان برترین رمان در طول تاریخ انتخاب شده، رمانی است که مانند «قلعه حیوانات»، پس خوانده شدن، همیشه با شما خواهد بود. شاید تازگی ابدی این اثر به ما می‌آموزد که در قرن‌های بعد هم چیزی عوض نخواهد شد. «۱۹۸۴» یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان است که تأثیر زیادی در فرهنگ عامه و رسانه‌ای جهان گذاشته است. رمانی در ژانر تخیلی، سیاسی و اجتماعی، که شاید خواندنش سخت باشد ولی به همان اندازه لذت‌بخش نیز خواهد بود.

 

بریده هایی از کتاب 1984 نوشته جورج اورول :

هیچ‌چیز جز چند سانتیمتر مکعب فضای درون مغزت مال خودت نبود.

***

ما می‌دونیم هرکس قدرت رو تسخیر می‌کنه، قصد نداره اونو از دست بده. قدرت وسیله نیست، هدفه. هیچ‌کس یه حکومت دیکتاتوری رو برای محافظت از یه انقلاب به‌وجود نمیاره؛ بلکه انقلاب می‌کنه تا یه حکومت دیکتاتوری درست کنه. هدف تفتیش عقاید، تفتیش عقایده. هدف شکنجه، شکنجه‌اس. هدف قدرت، قدرته. حالا می‌تونی منظور منو بفهمی؟

***

همه می‌دونن که همهٔ اخبار دروغه.

***

جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.

***

مردن، درحالی‌که از آن‌ها متنفر هستی، همان آزادی است.

***

درست در چنین لحظه‌ای که انسان در شرف دستیابی به آرزوهایش است، دچار ناامیدی می‌شود.

***

آن‌ها به‌هیچ‌وجه به حرف‌های طبقهٔ کارگر گوش نمی‌دهند و به اعتراض آن‌ها هیچ اهمیتی...

***

در اقلیت‌بودن، حتا اگر یک نفر باشی، موجب نمی‌شود خودت را دیوانه بپنداری. اگر بین حقیقت و دروغ قرار گرفتی و حتا درمقابل تمام جهان ایستادی و حق را زیر پا نگذاشتی، دیوانه نیستی.

***

به‌احتمال زیاد انسان بیش‌تر دلش می‌خواهد درکش کنند تا این‌که دوستش داشته باشند.

***

«وینستون، چه‌طور یه انسان می‌تونه قدرتش رو بر انسان دیگه‌ای اعمال کنه؟» وینستون فکر کرد. «با وادار کردن او به رنج کشیدن.» ـ دقیقآ. با وادار کردن او به رنج کشیدن. اطاعت کافی نیست. اگه اون رنج نکشه، چه‌طور می‌شه مطمئن شد که اون درحال اطاعت از خواستهٔ توئه نه خواستهٔ خودش؟ موندن در قدرت یعنی تحمیل درد و حقارت.