هایلایت کتاب | تئوری انتخاب (دو)
· 24 فروردین · خواندن 5 دقیقه خلاصه کتاب تئوری انتخاب
کتاب «تئوری انتخاب» در حوزهٔ روانشناسی نوین و مفهوم آزادی فردی نوشته شده و کوشیده توضیح دهد که انسانها چرا و چگونه رفتار میکنند. این نظریه بر این باور است که تمام کنشهای ما از غذاخوردن و بحثکردن گرفته تا احساساتی مانند خشم، غم یا اضطراب نوعی رفتار هستند که از درون برانگیخته میشوند و همگی با هدف برآوردن یکی از پنج نیاز اساسی انسان شکل میگیرند؛ عشق و احساس تعلق، قدرت، تفریح، آزادی و بقا. تئوری انتخاب بیان میکند زمانی که فردی نتواند نیازهایش را تأمین کند، رفتاری را انتخاب میکند تا از آن طریق نیازش را پاسخ دهد؛ این رفتارها هدفمند و معطوف به رفع نیاز هستند.
این دیدگاه بر پایهٔ روانشناسی کنترل درونی بنا شده است. چهار مفهوم بنیادین در تئوری انتخاب عبارتند از نیازها، خواستهها، دنیای ادراکی و رفتار؛ همچنین پنج نیاز اساسی انسان طبق تئوری انتخاب عبارتند از بقا، عشق و تعلق، قدرت، آزادی و تفریح.
نیاز به بقا شامل نیازهای فیزیکی ضروری مانند غذا، آب، هوا، سرپناه و امنیت است که برای ادامهٔ زندگی ضروری هستند. نیاز به عشق و تعلق چیست؟ انسانها نیاز دارند به دیگران متصل باشند و رابطههای عاطفی برقرار کنند. ویلیام گلسر تأکید میکند که سلامت روانی به روابط مثبت و صمیمی بستگی دارد و نداشتن چنین روابطی ریشهٔ بسیاری از مشکلات روانی است. نیاز به قدرت به کسب موفقیت، ارزش شخصی، شهرت و تأثیرگذاری اشاره دارد.
گلسر بیان میکند که این نیاز گاهی با نیاز به تعلق و صمیمیت در تضاد است و کشمکش برای قدرت میتواند روابط عاطفی را تهدید کند. انسانها نیاز به آزادی و خودمختاری برای انتخاب و ابراز خود دارند. این نیاز به احساس خودمختاری و کنترل درونی اشاره دارد؛ حتی در شرایطی که عوامل بیرونی وجود دارند. تفریح و لذت یک نیاز اساسی است که به یادگیری و رشد کمک میکند.
انسانها برای یادگیری و برآوردهکردن نیازهای خود به تفریح نیاز دارند. این نیاز در روابط نیز میتواند ایجاد تعارض کند؛ زیرا گاهی یکی از طرفین نیاز به تفریح را نادیده میگیرد. این نیازها بهطور طبیعی در انسان وجود دارد. گلسر آنها را «برنامهریزی ژنتیکی» مینامد. هر فرد برای برآوردهکردن این نیازها، خواستههای منحصربهخود را شکل میدهد که از طریق تعاملات اجتماعی و فرهنگی پرورش مییابد.
بریده هایی از کتاب تئوری انتخاب :
زنان اموال شخصی یا برده نیستند.
***
بهترین ازدواج، ازدواجی است که در آن نیاز زن و شوهر به بقا در حد متوسط، نیاز به عشق و تعلقخاطر زیاد، نیاز به قدرت و آزادی کم و نیاز به تفریح در آنها زیاد باشد. هرگونه مغایرت در این الگوی کمیاب، مذاکره را ضروری میسازد. هر چه اختلاف بیشتر باشد، ضرورت مذاکره بیشتر خواهد شد.
***
وارد دایره حل اختلاف شوید و بهجای مطرح کردن خواستههایتان، در مورد آنچه میخواهید به یکدیگر ببخشید، حرف بزنید. یادتان باشد که ما تنها میتوانیم رفتار خودمان را کنترل کنیم، پس باید فقط دربارهٔ کارهایی که مایلید انجام بدهید حرف بزنید نه کارهایی که از طرف مقابل انتظار دارید.
***
- «تمام بچهها پدر و مادر میخواهند ولی نه پدر و مادری که در کنار هم احساس بدبختی میکنند.
***
برای آنکه بفهمید آیا عشق شما دوام خواهد داشت یا خیر از خودتان بپرسید: «چقدر با کسی که فکر میکنم عاشقش هستم یا رابطه جنسی را با او شروع کردهام، وجه اشتراک دارم؟» مخصوصاً از خودتان بپرسید: «اگر از لحاظ هورمونی شیفته او نمیشدم، آیا او کسی بود که بتوانم از دوستی با او لذت ببرم؟» اگر جواب شما منفی است شانس موفقیت عشق شما کم است. اگرچه هورمونها باعث میشود رابطه عاشقانه داشته باشیم ولی نمیتوانند ما را به مدت طولانی کنار هم نگه دارند.
***
این کتاب تلاشی است برای پاسخ به این سؤال خیلی مهم که تقریباً همه ما هنگام ناراحتی از خودمان میپرسیم: چگونه میتوانم بفهمم که چطور آزادانه و به شیوه موردپسند خود زندگی کنم و درعینحال نیز با آدمهایی که به آنها نیاز دارم ارتباط خوبی داشته باشم؟
***
داروها لذتآورند ولی شادیآفرین نیستند. برای شاد بودن، به آدمها نیاز دارید.
***
اگرچه تعداد دانشآموزانی که به یادگیری اهمیت نمیدهند، در مناطق محروم بیش از مناطق مرفه است؛ ولی این افت تحصیلی بیشتر مربوط به نحوه کنار آمدن معلمان و دانشآموزان است تا فقر آنها. چون تحصیل مهمترین عامل رفاه در خانوادههای مرفه است.
***
خوشبینها و بدبینها هر دو در دنیای واحدی زندگی میکنند همانطور که عاقلان و دیوانگان در یک دنیا زندگی میکنند. ولی هرکدام دنیا را یکجور متفاوت میبیند.
***
اگر قرار است در زندگی مشترک بحرانی ایجاد نشود، زوجین باید برای نیاز خود به آزادی دوباره وارد مذاکره شوند.
***
دیگران نه میتوانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت. دیگران تنها در تبادل اطلاعات با ما نقش دارند.
***
ریاضی در دنیای واقعی همان داستان حل مسئله است. اگر به اطراف خود نگاهی بیندازید میبینید تقریباً هر چیزی که ساخته دست بشر است، داستانی از حل یک یا چند مسئله در دل آن نهفته است.
***
زمانی که احساس ناراحتی و بدبختی را انتخاب میکنید، تفکر نیز همیشه بااحساس شما توأم است.
***
هر چه بیشتر در گذشته بمانید، از مواجه شدن با روابط کنونی، بیشتر پرهیز میکنید.
***
شواهد نشان میدهد در دنیایی زندگی میکنیم که بیشتر به تخریب روابط گرایش دارد تا به حفظ روابط.
***
قریب به پنجاه سال است که حسابکتاب بدون ماشینحساب را هیچ بزرگسالی در دنیای واقعی انجام نداده و زندگی میلیونها کودک را عذابآور کرده است و میلیونها ساعت آموزشی و میلیاردها دلار هزینه ملی را هدر داده است؛ درحالیکه بهشدت محتاج مهارتهای مفیدتری مثل روخوانی، نوشتن، خوب حرف زدن و خوب گوش دادن، حل مسئله و همچنین حل مسائل علمی و ریاضیات بودهایم.