هایلایت کتاب | جراح دیوانه
· 5 خرداد · خواندن 5 دقیقه درباره کتاب
کتاب جراح دیوانه نوشته یورگن توروالد است. این کتاب داستان زندگی فردیناند زائربروخ جراح معروف آلمانی است، جراح مشهوری که در پایان عمر خود دچار جنون ادواری شده بود. این پزشک که در زمان آلمان نازی زندگی میکرد بسیار پزشک ماهری بود تا اینکه کمکم سایهی جنون بر زندگیاش رفتارش را تغییر میدهد، به گونهای که در اتاق عمل مغز یکی از بیمارانش را تکهتکه میکند. دکتر فردیناند زائربروخ حاضر نیست بیمارستان را ترک کند اما بالاخره او را مجبور میکنند اما او ناگهان در خانه مجبور به یک عمل جراحی میشود...
این کتاب روایتی گیرا و جذاب دارد که نویسنده برای جمعآوری اطلاعات آن با شاگردان و اطرافیان دکتر گفتوگو کرده است.
بخشی از کتاب جراح دیوانه
روزی که زائربروخ دست یا پای جدا شده را به بدن پیوند میزد، داروهای امروزی از جمله داروهای آنتی بیوتیک نبود و بخیههای امروزی که در داخل زخم تحلیل میرود وجود نداشت و زائربروخ دست یا پای جدا شده را به وسیله نخهای موسوم به «کات گوت» که از رودهٔ جانوران به دست میآمد، و یک نوع زه بسیار باریک بود به بدن پیوند میزد و از آن به بعد خطر عفونت زخم وجود داشت. ولی جراحی او چنان دقیق و تمیز بود که هرگز زخم دچار عفونت نمیشد.
در آن روزگار جراحان، قبل از عمل جراحی از بیم آلوده کردن زخمِ بیمار با دستِ خودشان مدت پانزده دقیقهٔ متوالی دو دست را با آب و صابون و آب آهک میشستند که میکروبهای دست از بین برود در صورتی که امروز، جراح، یک جفت دستکش لاستیکی یا پلاستیکی ضدعفونی شده را به دست میکند و با اطمینان از اینکه زخمِ بیمار را با دستهای خود آلوده نخواهد کرد مبادرت به عمل جراحی مینماید.
زائربروخ اولین جراحی است که به وسیلهٔ عمل جراحی در ریه، سل ریوی را که یک مرض کشنده بود درمان کرد و با عمل جراحی، یک لوب (یک قاچ) از ریهٔ بیمار را که از بیماری سل مجروح شده بود بر میداشت و بیمار مسلول ریوی را از مرگ میرهانید.
بیرون آوردن غدهٔ سرطانی، از ریه یا کبد، از طرف زائربروخ جزواعمال پیشپاافتادهٔ جراحی او محسوب میشد و اگر متازتاز پیش نمیآمد بیماری که دچار یک تومور در ریه یا کبد شده بود، مداوا میشد و از مرگ نجات مییافت. مبتکر بیرون آوردن غدهٔ سرطانی از ریه و کبد نیز زائربروخ بود و امروز هرکس در هر نقطه از جهان با عمل جراحی از غدهٔ سرطانی ریه یا کبد رهایی مییابد اگر عمر طبیعی بکند و دچار متازتاز نشود، بازیافتن سلامت خود را مدیون زائربروخ است.
او در جراحی پلاستیک یعنی جراحی زیبایی اشخاص نیز مبتکر بود و یک روش نو و بدیع برای زیبا کردن کسانی که به او مراجعه مینمودند ابداع نمود. او میتوانست مثل جراحان پلاستیک دیگر شکل بینی وگوش و گونه و دهان را عوض کند، اما هنر آن جراح نابغه در آن بود که افراد را با مداخله در ترشح غدد باطنی آنها زیبا، آن هم زیبای جاوید میکرد و نمونهاش «مارلین دیتریش» هنرپیشهٔ سینمای آلمانی است که اکنون در آمریکا فعالیت میکند و امروز نزدیک هشتاد سال از عمرش میگذرد و هرکه وی را میبیند اگر وی را نشناسد تصور میکند یک زن بیستوپنج ساله یا بیستوشش ساله است و هیچکس وی را یک زن سی ساله نمیبیند تا چه رسد به یک زن هشتاد ساله و او از کسانی است که به وسیلهٔ زائربروخ دارای زیبایی و جوانی جاوید گردید.
بریده هایی از کتاب
کسانی هستند که آنقدر درخشندگی دارند و نورشان چشمها را خیره میکند که رقیبان در صدد بر میآیند که لجن و گل بر آنها بپاشند تا اینکه مثل خودشان بشوند و نورشان از بین برود.
***
مصلحت به وجود آمدن درد در بدن، به حکم مغز، این است که انسان متوجه شود و تلاش کند، از مرگ جلوگیری نماید و هنگامی که مغز پی برد مرگ انسان نزدیک و غیرقابلاجتناب است دیگر به اعصاب بدن دستور نمیدهد در آدمی احساس درد به وجود بیاورند و در دقایق قبل از مرگ، هرنوع درد انسان از بین میرود و این واقعیت را پزشکان قدیم نمیدانستند
***
اعضای اصلی بدن انسان در روابطی که با هم دارند، شبیه به جریان آب در ظروف مرتبط است.
***
در زندگی قسمتی از اشخاص معروف، و بهخصوص در زندگی نوابغ، افسانه، درذهن عوام، بیش از واقعیتهای تاریخی قوت دارد
***
او میتوانست مثل جراحان پلاستیک دیگر شکل بینی وگوش و گونه و دهان را عوض کند، اما هنر آن جراح نابغه در آن بود که افراد را با مداخله در ترشح غدد باطنی آنها زیبا، آن هم زیبای جاوید میکرد و نمونهاش «مارلین دیتریش» هنرپیشهٔ سینمای آلمانی است که اکنون در آمریکا فعالیت میکند و امروز نزدیک هشتاد سال از عمرش میگذرد و هرکه وی را میبیند اگر وی را نشناسد تصور میکند یک زن بیستوپنج ساله یا بیستوشش ساله است.
***
آنتی بیوتیک خود کشندهٔ میکروب نیست بلکه سبب میشد و میشود که در بدن انسان آنتی کور تقویت شود و میکروب را از بین ببرد.
***
و همانطور که قلب در هر دقیقه ۷۲ بار میزند زائربروخ هم در هردقیقه قلب را ۷۲ بار میفشرده و بعد از هر فشار آن را رها میکرد تا اینکه ماساژ او شبیه به انقباض و انبساط طبیعی قلب باشد.
***
برجستگی یک جراح، بسته به تعداد اعمال جراحی او نیست بلکه وابسته به این است که در رشتهٔ جراحی چه ابتکارهایی از وی دیده شده و چه چیز تازه ای آورده است و زائربروخ آنقدر چیزهای تازه درجراحی آورده که یکی از آنها هم کافی بود وی را مشهور و نامش را جاویدان نماید.
***
آنهایی که عاشق کار خود هستند و نمیتوانند دست از کار بکشند، کاروتحقیق را برای به دست آوردن پول نمیخواهند و عشق آنها به کار وتحقیق سبب میشود که اگر داشته باشند حاضرند از جیب خود پول ومقرری بدهند.
***
در بیماری کزاز، فقط یک موضع یا یک منطقه از بدن انسان درد نمیکند بلکه هفتصد عضله که در بدن آدمی است همه با هم دچار درد میشوند.
***
وامروز در همهجا اسامی نوعی میکروبها یکی است و تمام میکروبهای مدوریا بیضی را به اسم «کوک» میخوانند یعنی مدور و اسم نوعی تمام میکروبهای دراز «باسیل» است که از کلمهٔ لاتینی «باسیل» یعنی چوب دستی درازگرفته شده و اسم تمام میکروبهایی که شباهت به خوشهٔ انگور دارند «استافیلوکوک» است از کلمهٔ یونانی «استافیله» یعنی خوشهٔ انگور و تمام_ میکروبهایی که چون حلقههای زنجیر دنبال هم قرار گرفتهاند «استرپتوکوک» است از دو کلمهٔ یونانی «استرپ توس» و «کوکوس» که هردوی آنها به معنای رشتهای از اشیای مدور است که در زبان محاورهٔ یونانی معنای زنجیر میدهد.