هایلایت کتاب | دختری که به اعماق دریا افتاد (یک)
· 30 اردیبهشت · خواندن 4 دقیقه کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد از اکسی اوه یک رمان تخیلی مناسب نوجوانان و جوانان است که برای اولین بار در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است. اکسی اوه در این کتاب با الهام گرفتن از افسانهای کرهای داستان زندگی دختری به نام مینا را روایت میکند که سرزمین مادریاش دچار نفرین خدای دریا شده است. این رمان تا به امروز با استقبال زیادی روبهرو بوده و به زبانهای مختلفی از جمله روسی، عربی، پرتغالی و فارسی ترجمه شده است.
درباره کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد
کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد نوشتهی اکسی اوه رمانی تخیلی دربارهی دختری به نام مینا و ماجراجویی او برای نجات جان برادرش است. داستان از این قرار است که طوفانهای مرگبار سالهاست که سرزمین مادری مینا قهرمان داستان را ویران کرده است. سیل تمام روستاها را با خود میبرد و جنگهای خونین بر سر منابع معدود باقیمانده به راه افتاده است. مردم سرزمین معتقدند که خدای دریا که زمانی محافظ آنها بوده است، اکنون آنها را با مرگ و ناامیدی نفرین میکند. به همین خاطر و در تلاش برای دلجویی از خدای دریا، هر سال یک دوشیزه زیبا به دریا میاندازند تا بهعنوان عروس خدای دریا خدمت کند، به این امید که روزی «عروس واقعی» انتخاب شود و به این رنج پایان دهد.
بسیاری بر این باورند که شیم چئونگ، زیباترین دختر دهکده -و معشوق جون برادر بزرگتر مینا- ممکن است عروس واقعی افسانهای باشد. اما در شبی که قرار است چئونگ قربانی شود، جون با اینکه میداند که دخالت کردن در این امر حکم اعدام دارد، به دنبال چئونگ به دریا میرود و مینا برای نجات برادرش، به جای چئونگ خود را به آب میاندازد. مینا که به سرزمین اشباح -شهری جادویی از خدایان کوچکتر و موجودات افسانهای- رفته به دنبال خدای دریا میگردد، اما او را در خوابی سحرآمیز مییابد.
مینا با کمک یک مرد جوان مرموز به نام شین -و همچنین گروهی متشکل از شیاطین، خدایان و ارواح- تصمیم میگیرد تا خدای دریا را بیدار کند و یک بار برای همیشه به طوفانهای مرگبار سرزمینش پایان دهد. اما او زمان زیادی ندارد: یک انسان نمیتواند مدت زیادی در سرزمین اشباح زندگی کند. در این بین کسانی هستند که هر کاری میکنند تا جلوی مینا را بگیرند تا خدای دریا را از خواب بیدار نکند. این تضاد منافع برای مینا ماجراهایی به وجود میآورد.
کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد بارها با فیلم Spirited Away به علت همپوشانی بسیاری از مضامین مشترک و دنیای مشابه پر از جنگ قدرت و شخصیتهایی که آنطور که به نظر میرسند نیستند مقایسه شده است. شخصیتهای داستان بسیار عالی پرداخته شدهاند. این کتاب همچنین دارای هزاران نکتهی منحصربهفرد ساده است که جذابیت زیادی به کتاب میدهد. در حالی که داستان کتاب بسیار طرحمحور است، در طی داستان با رگباری از پیچیدگیها و چرخشهایی که شما را درگیر میکند روبهرو میشوید.
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
داستان کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد آمیزهای از تخیل و افسانههای اساطیری کره است که با نگاهی فمنیستی ماجراجویی مینا را روایت میکند. در دنیای امروزه که برای دستیابی به برابری و دوری از تبعیضهای جنسیتی تلاش میکنیم، خواندن کتابی که با نگاهی نو به افسانههای باستانی بنگرد و آن را بدون هرگونه تعصبی بیان کند برای هر خوانندهای جذاب خواهد بود.
بریده هایی از کتاب
«تو کی باشی که بخوای امیدهاشون رو قضاوت کنی؟ حداقل اونها امید دارن. تو چی داری؟ شمشیری بُران؛ کلامی پر از نفرت.»
***
«دقیقاً انسانها همهشون فکر میکنن که دنیا حول محور اونها میچرخه؛ فکر میکنین رودخونهها مال شمان؛ آسمون، دریا مال شمان. شماها فقط یه بخش کوچیکی از دنیای بینهایت هستین و، اگه نظر من رو بخوای، بخشی هستین که تمام بخشهای دیگه رو به تباهی میکشونه.»
***
«دنبال سرنوشت نیفت، مینا. بذار سرنوشت بیفته دنبالت.»
***
«پس چرا من رو پشت سرش جا گذاشت؟» «چون میدونه اونقدر دوستش داری که رهاش کنی.»
***
دوستت دارم. منتظرم بمون اونجا که خشکی به دریا میپیوند.
***
آیا تو داری دنیا را به گریه میندازی یا دنیاست که تو رو به گریه انداخته؟
***
با مرگ بیگانه نیستم، اما دیدنش هرگز آسانتر نمیشود.
***
چرا تمام چیزهایی که دوستشان داریم باید از ما گرفته شود؟ چرا نمیتوانیم آنچه را دوست داریم تاابد زنده و گرم و سالم در دستانمان نگه داریم؟
***
«باید خوشحال باشم که روبان از بین رفته و هنوز زندهام. اما عجیبه، مینا، چرا این حس رو دارم؟ من نیازی ندارم نوار قرمز سرنوشت بهم بگه که اگه تو بمیری، من هم میمیرم.»
***
«اما من میتونم برات توضیح بدم. مردم تو نه بهخاطر ارادهٔ عظیم خدایان بلکه بهخاطر اعمال وحشیانهٔ خودشونه که دارن زجر میکشن. اونها جنگهایی رو راه میندازن که جنگلها و مزارع رو میسوزونه. خونهایی رو میریزن که رودخونهها و نهرها رو آلوده میکنه. مقصردونستن خدایان مثل مقصردونستن خودِ زمین میمونه. به خودتون بنگرین تا دشمنتون رو پیدا کنید.
***
گاهی اوقات، تنها راه شنیدهشدن حقیقت از طریق داستانگویی است.