هایلایت کتاب | وقتی نیچه گریست (یک)

پدرام پدرام پدرام · 26 اردیبهشت · خواندن 4 دقیقه

معرفی کتاب وقتی نیچه گریست

کتاب وقتی نیچه گریست نوشته‌ی اروین د. یالوم یکی از مشهورترین کتاب‌های روان‌شناسی است که در آن برهه‌ای از زندگی فیلسوف نامی آلمانی، فردریش نیچه، به‌عنوان یکی از شخصیت‌های کتاب به‌طور خاص مورد بررسی قرار گرفته است. این کتاب برنده جایزه انجمن روان‌پزشکی آمریکا شده و به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین آثار اروین یالوم شناخته می‌شود. این کتاب در سال ۱۹۹۲ به زبان انگلیسی نگاشته و منتشر شده است.

 

درباره و خلاصه کتاب وقتی نیچه گریست اثر اروین یالوم

اروین یالوم در کتاب وقتی نیچه گریست داستان خیالی ملاقات دو شخصیت مهم حوزه فلسفه و روانشناسی، یعنی فردریش نیچه، فیلسوف آلمانی، و یوزف برویر، روان‌شناس اتریشی، در وین را روایت می‌کند. داستان از آنجایی شروع می‌شود که لو سالومه برای ملاقات دکتر یوزف برویز به وین سفر می‌کند و برای دکتر برویر در یادداشتی درباره‌ی یکی از دوستان خود، فردریش نیچه، می‌نویسد و با ابراز نگرانی درباره‌ی وضعیت این دوست بیان می‌کند که «آینده‌ی فلسفه‌ی آلمان در خطر است». پس از آن، دکتر برویر تلاش می‌کند تا بدون اینکه نیچه از صحبت میان او و لو سالومه آگاه شود و از نیت آن‌ها باخبر باشد، او را به شروع درمان ترغیب کند ولی در این مسیر با سختی‌هایی روبه‌رو می‌شود؛ نیچه فردی نیست که به‌راحتی روان خود را به دست دکتر برویر بسپارد.

 

ملاقات‌های متعددی بین نیچه و دکتر برویر رخ می‌دهد که در آن مکالمات عمیقی حول مباحثی چون رنج انسان، نقش ضمیر ناخودآگاه و معنای زندگی در بینشان شکل می‌گیرد. دکتر برویر با ایده‌ای تلاش به درمان نیچه می‌کند و آن ایده این است که خود در مقام یک مددجو در مقابل نیچه قرار بگیرد و از او کمک بگیرد و در خلال مکالماتی که با او خواهد داشت تلاش به درمان او به روش بیان‌درمانی کند. ایده‌ای مناسب که البته روند کار در آن کم‌کم تغییر می‌کند و دکتر برویر ناگهان خود را در جایگاهی می‌بیند که با بیان‌درمانی توسط نیچه در حال درمان شدن است. در پی این مکالمات و ملاقات‌ها هریک از این دو به کشف نقاط تاریک ناخودآگاه خود می‌پردازند.

 

رمان وقتی نیچه گریست به دلیل روایت داستانی جذاب، جزئیات تاریخی روشن و کاوش روشنگرانه در ایده‌های پیچیده فلسفی به‌طور گسترده مورد تحسین قرار گرفته است. این کتاب به بیش از ۲۰ زبان ترجمه و به یکی از آثار مشهور ادبیات معاصر تبدیل شده است. این کتاب کمک زیادی به شناخت بیشتر از آراء و اندیشه‌های نیچه خواهد کرد و سبک نوینی از داستان‌نویسی را معرفی می‌کند که به‌حق مخصوص اروین یالوم است.

 

بریده هایی از کتاب وقتی نیچه گریست :

«تا زمانی که زنده هستی، زندگی کن! اگر زندگی را در حد کمال درک کنی، وحشت مرگ از بین می‌رود. اگر انسان در زمان مناسب زندگی نکند، در زمان مناسب هم نمی‌میرد.»

***

«مردن سخت است. به شدت اعتقاد داشته‌ام و دارم که آخرین پاداش یک مرده، این است که دیگر نخواهد مرد.»

***

نیچه با لحنی خشن پاسخ داد: «پیمان زناشویی امری مقدس است، ولی شکستن این پیمان، بهتر از شکسته شدن توسط آن است!»

***

کسی باش که باید بشوی! انسان چگونه می‌تواند بدون در نظر گرفتن حقیقت، بفهمد کیست و چیست؟»

***

زندگی یعنی خطر کردن. باید قوی باشی. تو گاو نیستی. من هم نشخوار کردن را تبلیغ نمی‌کنم»

***

انسان، دوستان خود را سخت‌تر از دشمنان می‌بخشد.»

***

بدترین مصیبت، امید است، چون عذاب را طولانی می‌کند.»

***

"سرنوشت خود را انتخاب کن، و تقدیر خود را دوست داشته باش.»

***

باید به او یاد داد که نباید از جمله انسانهایی باشد که چون چنگال تیز ندارند، تصور می‌کنند خوب هستند.

***

«پروفسور نیچه، شما پاداش رنج را رشد می‌دانید.»

***

اگر کسی نتواند بر خود فرمان بدهد، فرد دیگری به او فرمان خواهد داد. البته اطاعت از دیگران، بسیار آسانتر از اطاعت از خویشتن است.»

***

یاد بگیرید که از زندگی ممنون باشید و با شجاعت بگویید: "خودم این زندگی را انتخاب کردم." روح انسان خارج از انتخاب او شکل نمی‌گیرد!

***

هرگز فرزندی به دنیا نیاورید، مگر اینکه بتوانید آفریننده‌ای بیافرینید.

***

افراد زیادی را می‌شناسم که از خود متنفر هستند و برای راندن این احساس، تلاش می‌کنند نظر مثبت دیگران افراد را جلب کنند. البته این شیوه نمی‌تواند درست باشد و مانند انتقال قدرت به دیگران است. شما باید خودتان را همان‌طور که هستید، بپذیرید و راهی برای تأثیرگذاری بر من بیابید.

***

امروز دریافتم بهترین آموزگار، کسی است که از شاگردان خود می‌آموزد.

***

"باید تنها همان مقدار از واقعیتها را که می‌توان تحمل کرد، انتخاب کنیم."

***

نمی‌دانم چرا ترس، شبها به سراغ انسان می‌آید. بیست سال نادان بودم، ولی امروز می‌دانم که ترس، در تاریکی ایجاد نمی‌شود، بلکه مانند ستارگان، همیشه حضور دارد، ولی در نور روز، به چشم نمی‌آید.

***

انسان بزرگ، باید تحمل عذاب بزرگ داشته باشد.