یک خط، یک متن | در ستایش پیادهروی
· 22 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه پیادهروی برای اغلب ما معادل یک فعالیت ورزشی ساده و کمفشار است؛ خودمان را مجبور میکنیم مسیرهایی را پیاده برویم تا سالم بمانیم و فرصتی برای گوش کردن به پادکست و آهنگهای ناشنیده داشته باشیم. اما این همه خاصیت پیادهروی است؟
همهی ما آدمهایی که شیفته جزئیات و داستانها هستیم، بارها به اشتیاق تماشا کردن فکر کردیم، تماشا کردن آدمهای معمولی در روزهای عادی، تماشای مناظر شهری و طبیعت، تماشای انجام یک فعالیت خاص. طولانی تماشا کردن به این شکل ولی کار معمولی در دنیای آدم بزرگها نیست. هیچ آدم عاقلی زمان طولانی را صرف اینکار بیهوده نمیکند، نه؟ اینجاست که آن جادوی پنهان پیاده پیدا میشود؛ پیادهروی بهترین راه تماشا کردن و شنیدن و لمس جزئیات ارزشمند است. در این دنیای شلوغ و پر از صدا، پیادهروی همان فضایی است که خلوت و آرامش بینظیری در اختیار میگذارد.
ارلینگ کاگه، نویسنده نروژی، در کتابی کوتاه و ظریف به اسم پیادهروی از جادوی پنهان این فعالیت نوشته، به شکلی خاص و عمیق که هنگام خواندن دوست داری همین الان به سراغ پیادهروی بروی.
این روزها چندینبار پیادهروی را تجربه میکنم؛ هنگام پیادهرویهای روزانه صبحگاهی و هنگام خواندن این کتاب. هربار بخشهایی از این کتاب را میخوانم، در نروژ و قطب جنوب و نیویورک و مکانهای دیگر قدم میزنم، یادم میآید کمی صبر کنم و بیشتر نگاه کنم و کمتر سراغ وسیلههای نقلیه سریع مدرن بروم.
هربار موقع خواندن این کتاب فکر میکنم فرقی ندارد از خواندن جستار لذت ببریم یا نه، همهی ما نیاز داریم کتاب پیادهروی ارلینگ کاگه را بخوانیم و زندگی کنیم.