هایلایت کتاب | سخنرانی ای که پخش نشد
· 20 اردیبهشت · خواندن 3 دقیقه وقتی معرفی کتاب میخواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کرده ام رو مینوشتم، یه شوخی کردم باهاش که اسم کتاب خودش یه کتاب. که دیدم بله اسم کتاب خودمم دست کمی نداره و در حد یه رمان کوتاه فقط اسم داره😅 این همه کتاب دیگران رو معرفی کردم امروز میخوام به مناسب هفته کتاب اینا هم مثل اینکه هست کتاب خودم رو بهتون معرفی کنم و لینک خرید اش از دیجی کالا هم براتون میذارم.
کتاب سخنرانی که پخش نشد | برای خرید اینجا کلیک کنید
درباره کتاب سخنرانی ای که پخش نشد
این کتاب یک رمان کوتاه با داستانی با گره های مختلف را شامل میشود و کمی اغراق شده با تم فلسفی است که به سخنرانی ای میپردازد که در یک سالن غیر عادی انجام میشه و شنونده های خاص خودش رو دارد؛ راوی یا سخنران به مسائل مختلفی اشاره میکنه و درمورد مسائل و پرسش هایی که تو زندگی وجود دارد با دید متفاوتی نگاه میکند. و درمورد موضوعاتی مثل آغاز، احساس گنگ داشتن، کودکی، رنگ ها، دنیای تضاد ها، بازی با کلمات، آینه، خانواده و... سخنرانی میکند.
درباره نویسنده
نویسنده ایرانی متولد 1375 طراح گرافیک، در حوزه تولید محتوا و سناریونویسی تبلیغاتی فعالیت داشته و با کسب و کار های کوچک و بزرگ همکاری داشته است. او در دانشگاه رشته مدیریت جهانگردی خوانده و کتاب سخنرانی ای که پخش نشد اولین کتاب وی میباشد. این کتاب توسط انتشارات نسل روشن در سال 1400 به چاپ رسید. او در حوزه تبلیغات، طراحی سایت، تولید محتوای متنی و تصویر، عکاسی، و تدریس ادمینی شبکه های اجتماعی سابقه فعالیت دارد.
بخشی از کتاب
همیشه اولین قدم ها در زندگی خیلی سخت و دشوار است اما همه چیز به ذهن آدم برمیگردد؛ اگر با تفکر مثبتی وارد شوی درصد پیروزی بالاتری داری، اما همین که با تفکری منفی وارد شوی خود را تا حد زیادی بازنده اعلام کرده ای. وقت آن رسیده است که از پشت صحنه بیرون بیایی و با قدم هایی استوار خاک های صحنه را بلند کنی تا در همان اول راه قدرتت خاک های صحنه را وادار به بلند شدن از جایگاه شان کرده باشد.
چرا که تو لایق احترامی؛ پرده ها کم کم کنار میرود صدای پایی میآید مجری برای آمادگی ذهن ها سخنانی می گوید تا افراد حاضر در سالن بدانند با چه کسی رو به رو خواهند شد.این جملات رسمی کمی پیچیده تو را معرفی میکنند. هر کسی میتواند این جملات را به نوعی تفسیر کند، گاهی این تعرف ها آنقدر سنگین است که بار سنگینی به روی دوش آدم میگذارد.
چون وقتی که اوج گرفتی و به پرواز درآمدی یک نقص فنی میتواند این بار سنگینی که در بالا و حرکت سبک شده به سقوطی سهمگین تبدیل کند. تازه کابوس های تو میتواند از این سقوط آغاز شود. پس هنگام ادای کلماتت کمی فکر کن کسی نمیداند ناگفته های مغز تو چیست ولی به محض گفتن کلمه ها دیگر زمان قابل برگشت نخواهد بود.
بریده هایی از کتاب سخنرانی ای که پخش نشد
حتی اگر ترسیده ای، یک قهرمان باش؛ قهرمانی با قدرت شگفت انگیز ترس
***
برگ ها درست زمانی بر زمین خواهند افتاد که فکر میکنند طلا شدند.
***
این مفهوم به دنیا آمدن است؛ بازی با ثانیه های برگشت ناپذیر
***
آدم عاشق هر کاری برای رسیدن به عشقش خواهد کرد.
***
در دنیای ما آدم بزرگ ها همیشه حاشیه حرف اول را میزند. مثلا وقتی به مشکلی برمیخوریم به جای حل مشکل اول به دنبال مقصر میگردیم و اگر مقصری نبود زانوی غم بغل کرده و کاری نمیکنیم.
***
تو دنیای وارونه بازنده ها برنده میشوند.
***
هر جهانی بازنده و برنده دارد اینکه کدام یک وارونه است بستگی به شما دارد که دوست دارید برنده یا بازنده کدام یک از حالت ها باشید.
